فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

حلالی: بازی واترپلو را بین پرسپولیس و نساجی دیدیم/ جدایی رسن ضعف مدیریت را نشان می‌دهد

حلالی: بازی واترپلو را بین پرسپولیس و نساجی دیدیم/ جدایی رسن ضعف مدیریت را نشان می‌دهد

اسماعیل حلالی پیشکسوت تیم فوتبال پرسپولیس در گفت و گو با خبرنگار فوتبال و فوتسال گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان، درباره تساوی این تیم برابر تیم نساجی مازندران اظهار کرد: من فکر می‌کنم که بازی واترپلو را مشاهده کردیم و توپ روی زمین مسابقه گیر افتاده بود. در مجموع  نمی‌دانم چه اصراری بود که  بازی  پرسپولیس و نساجی برگزار شود، چون می‌توانستند این بازی را با ۲۴ ساعت تاخیر برگزار کنند تا شرایط زمین مساعد شود.

او ادامه داد: سازمان لیگ برای اینکه برنامه هایش بهم نخورد، بازی پرسپولیس و نساجی را  برگزار کرد. کیفیت بازی خوب نبود و این امکان وجود داشت بازیکنان ۲ تیم آسیب ببینند. این بازی مسئله فنی قابل بحث نداشت تا در این باره صحبت کنم. بازیکنان نمی‌توانستند با یکدیگر  پاسکاری کنند و کار‌های ترکیبی انجام بدهند و توپ از دفاع پرسپولیس به دفاع نساجی ارسال می‌شد. هر ۲ تیم چند موقعیت گلزنی داشتند و  در نهایت نتیجه بازی مساوی شد.  

بازی کردن در زمین نساجی نیاز  به شانس و اقبال  دارد 

حلالی درباره اینکه تیم پرسپولیس بعد از فینال آسیا روحیه لازم را ندارد، گفت: تیم پرسپولیس ۳ هفته در لیگ برتر فوتبال بازی نکرده بود و امیری و پهلوان چند هفته بازی نکردند و شرایط مسابقه را نداشتند. شرایط زمین نساجی مناسب نبود و  بازی کردن در  این وضعیت  به شانس و اقبال بستگی دارد. به هر حال پرسپولیس را نباید برابر نساجی قیاس کنیم و این تیم را باید در بازی‌های بعدی بسنجیم.  

شیری انگیزه مضاعفی در بازی با نساجی داشت 

او درباره اینکه مهدی شیری هنوز روحیه خود را به دست نیاورده است، بیان کرد: به نظرم شیری انگیزه مضاعفی در بازی با نساجی داشت و او نسبت به بازی فینال آسیا تلاش بیشتری کرد و لیاقت این بازیکن بیشتر از این است. به هر حال توپ در پای شیری گیر کرد و نتوانست به خوبی مانع حرکت حریف خود شود.  

پیشکسوت پرسپولیس درباره بازی بعدی پرسپولیس برابر ذوب آهن گفت: من شنیده ام که  ذوبی‌ها تعمدی بازی نکردند. به نظرم اتفاقات بازی پرسپولیس و ذوب آهن مشکوک بود و به صورت طبیعی  این بازی لغو نشد.  

گل محمدی باید بازیکنان پرسپولیس را مدیریت کند 

حلالی درباره بازی‌های فشرده پرسپولیس بیان کرد: به هر حال بازی‌های پرسپولیس هر ۳، ۴ روز یک بار برگزار می‌شود و به طور حتم این تیم کار سختی پیش رو دارد، اما بازیکنان پرسپولیس از عهده کار بر می‌آیند. البته گل محمدی باید مدیریت کند تا بازیکنان آسیب نبینند و امتیازات بازی‌های معوقه را بگیرند.  

او درباره جدایی رسن گفت: جدایی رسن تصمیم مدیریت باشگاه پرسپولیس بود. به هر حال مدیران پرسپولیس برای چندمین بار ضعف خود را نشان دادند که رسن  بازیکن با کیفیت خود را از دست دادند. رسن به وفاداری و انسانیت معروف بود و او هم مثل خیلی از بازیکنان می‌توانست قراردادش را یک طرفه فسخ کند، اما این کار را نکرد. البته رسن در نهایت مجبور شد از پرسپولیس برود.  


فروشگاه رابوکالا

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه خانه چین


انتهای پیام/ 

حلالی: بازی واترپلو را بین پرسپولیس و نساجی دیدیم/ جدایی رسن ضعف مدیریت را نشان می‌دهد

حلالی: بازی واترپلو را بین پرسپولیس و نساجی دیدیم/ جدایی رسن ضعف مدیریت را نشان می‌دهد

اسماعیل حلالی پیشکسوت تیم فوتبال پرسپولیس در گفت و گو با خبرنگار فوتبال و فوتسال گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان، درباره تساوی این تیم برابر تیم نساجی مازندران اظهار کرد: من فکر می‌کنم که بازی واترپلو را مشاهده کردیم و توپ روی زمین مسابقه گیر افتاده بود. در مجموع  نمی‌دانم چه اصراری بود که  بازی  پرسپولیس و نساجی برگزار شود، چون می‌توانستند این بازی را با ۲۴ ساعت تاخیر برگزار کنند تا شرایط زمین مساعد شود.

او ادامه داد: سازمان لیگ برای اینکه برنامه هایش بهم نخورد، بازی پرسپولیس و نساجی را  برگزار کرد. کیفیت بازی خوب نبود و این امکان وجود داشت بازیکنان ۲ تیم آسیب ببینند. این بازی مسئله فنی قابل بحث نداشت تا در این باره صحبت کنم. بازیکنان نمی‌توانستند با یکدیگر  پاسکاری کنند و کار‌های ترکیبی انجام بدهند و توپ از دفاع پرسپولیس به دفاع نساجی ارسال می‌شد. هر ۲ تیم چند موقعیت گلزنی داشتند و  در نهایت نتیجه بازی مساوی شد.  

بازی کردن در زمین نساجی نیاز  به شانس و اقبال  دارد 

حلالی درباره اینکه تیم پرسپولیس بعد از فینال آسیا روحیه لازم را ندارد، گفت: تیم پرسپولیس ۳ هفته در لیگ برتر فوتبال بازی نکرده بود و امیری و پهلوان چند هفته بازی نکردند و شرایط مسابقه را نداشتند. شرایط زمین نساجی مناسب نبود و  بازی کردن در  این وضعیت  به شانس و اقبال بستگی دارد. به هر حال پرسپولیس را نباید برابر نساجی قیاس کنیم و این تیم را باید در بازی‌های بعدی بسنجیم.  

شیری انگیزه مضاعفی در بازی با نساجی داشت 

او درباره اینکه مهدی شیری هنوز روحیه خود را به دست نیاورده است، بیان کرد: به نظرم شیری انگیزه مضاعفی در بازی با نساجی داشت و او نسبت به بازی فینال آسیا تلاش بیشتری کرد و لیاقت این بازیکن بیشتر از این است. به هر حال توپ در پای شیری گیر کرد و نتوانست به خوبی مانع حرکت حریف خود شود.  

پیشکسوت پرسپولیس درباره بازی بعدی پرسپولیس برابر ذوب آهن گفت: من شنیده ام که  ذوبی‌ها تعمدی بازی نکردند. به نظرم اتفاقات بازی پرسپولیس و ذوب آهن مشکوک بود و به صورت طبیعی  این بازی لغو نشد.  

گل محمدی باید بازیکنان پرسپولیس را مدیریت کند 

حلالی درباره بازی‌های فشرده پرسپولیس بیان کرد: به هر حال بازی‌های پرسپولیس هر ۳، ۴ روز یک بار برگزار می‌شود و به طور حتم این تیم کار سختی پیش رو دارد، اما بازیکنان پرسپولیس از عهده کار بر می‌آیند. البته گل محمدی باید مدیریت کند تا بازیکنان آسیب نبینند و امتیازات بازی‌های معوقه را بگیرند.  

او درباره جدایی رسن گفت: جدایی رسن تصمیم مدیریت باشگاه پرسپولیس بود. به هر حال مدیران پرسپولیس برای چندمین بار ضعف خود را نشان دادند که رسن  بازیکن با کیفیت خود را از دست دادند. رسن به وفاداری و انسانیت معروف بود و او هم مثل خیلی از بازیکنان می‌توانست قراردادش را یک طرفه فسخ کند، اما این کار را نکرد. البته رسن در نهایت مجبور شد از پرسپولیس برود.  


فروشگاه رابوکالا

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه خانه چین


انتهای پیام/ 

شهداد؛ سرزمین عجایب با دریایی در دل کویر

شهداد؛ سرزمین عجایب با دریایی در دل کویر

روزنامه جام جم - فاطمه فراهانی: امروز می‌خواهیم دست‌تان را بگیریم و پرواز کنیم به سمت سرزمین عجایب.... البته که ایران شگفتی کم ندارد و عجایبش بی‌شمار است، اما جایی که این هفته با هم می‌رویم یکی از شگفت‌انگیزترین مناطق ایران است؛

تا جایی که در یک فصل و در یک ماه و در یک روز می‌توانی داغ‌ترین و خنک‌ترین هوا را همزمان و با اندکی فاصله تجربه کنی؛ یاده‌روی روی شن‌های داغ و نرم و چشم دوختن به اشکال زیبا و دلهره‌آورِ کویر و قدم گذاشتن در برکه‌ای سرد و زلال که زاییده آبشاری بلندبالاست، همه از نشانه‌های همان سرزمین عجایب است که ذکرش رفت و با هم به آن سفر می‌کنیم؛ جایی در استان تاریخی کرمان و طبیعت باستانی‌اش.

مقصدمان شهداد است؛ کویر شهداد؛ کویری زیبا در دل دشت لوت در فلات مرکزی ایران؛ یعنی همان کرمان خودمان؛ جایی که در نوروز پذیرای گردشگران فراوانی از سراسر کشور است، اما با طبیعت بکر و متنوعی که دارد همه فصل‌هایش می‌تواند گردشگرپذیر باشد. برای رسیدن به شهداد اول خودتان را به کرمان برسانید. اگر اهل و ساکن تهرانید، می‌توانید با قطار عازم کرمان شوید. این مسیر هم اکنون قطار‌های تمیز و مجهزی دارد.

ما نیز همین‌گونه به کرمان رسیدیم. کرمان شهر گرمی است، اما بادی خنک به استقبالمان می‌آید و توی صورت‌مان می‌خورد... برای رسیدن به شهداد کافی است حدود ۹۰ کلیومتر (یک ساعت) از شهر کرمان در جهت شمال شرق برانید ... حالا در شهدادیم... آن وقت اگر از شهداد به سمت شمال شرق برانید به بکرترین و زیباترین مناطق گردشگری جهان یعنی سرزمین کلوت‌ها می‌رسید و اگر پیکان مسیرتان را از مرکز شهداد به طرف جنوب غرب بچرخانید، به مناطق کوهستانی و دره مانندِ سردسیر و پرآبی خواهید رسید که در خواب و رویا هم تماشایش محال است.

برای رسیدن به این مقصد رویایی هم می‌توانید در یکی از تور‌های گردشگری ثبت‌نام کنید و هم به تنهایی یا با خانواده راهی سفر شوید. البته که ما سفر با تور‌های گردشگری را توصیه می‌کنیم، اما اگر مثل ما به هر دلیل نتوانستید با توری هماهنگ شوید، حتما راهنمای محلی داشته باشید. راهنمای ما پسری سیه‌چرده و خوش لهجه است که شهداد را می‌شناسد.

من اینجایم؛ در سرزمین جن و پریان

شهداد به حق یکی از مشهورترین و یکی از مقاصد بین‌المللی ایران است که شهرتش را مدیون کویر و کلوت‌های (سازه‌های شنی) زیبایش است. این روز‌ها از سمت کرمان که به سمت شهداد بروی، هوا مطبوع است و نیازی به پوشیدن لباس گرم نیست، اما لباس گرم همراهتان باشد که در جایی که خواهیم گفت و به آن خواهیم رسید، حتما احتیاجتان می‌شود.

شهداد، شهری است مثل سایر شهر‌های ایران، با این تفاوت که دروازه ورود به یکی از عجیب ترین، زیباترین و سحرانگیزترین سرزمین‌های دنیاست؛ سرزمینی که بخشی از طبیعتش گویا متعلق به جهانی دور، ورای ابرها، جایی مثل کره مریخ یا ماه است؛ همان طبیعتی که مزین شده به کلوت‌های کوچک و بزرگ و گاه هولناک و افسانه‌ای.

به کویر شهداد و منطقه موعود نزدیک می‌شویم و خورشید هم آرام آرام بالا می‌آید تا طعم هوای داغ کویر را بر تن‌مان بنشاند. البته هنوز هوا آنچنان گرم نشده که بتوان گفت به گرم‌ترین نقطه جهان رسیده‌ایم، اما بد نیست بدانید داغ‌ترین نقطه روی کره زمین، جایی است در همین شهدادِ کویری.... ۲۰ دقیقه پس از راه افتادن از شهر شهداد به عجایب کلوت‌ها می‌رسیم.

راهنما می‌گوید اگر صبح یا عصر به منطقه کلوت‌ها می‌آمدیم، هوا خنک‌تر بود، اما در همین گرمای دم ظهر هم کلوت‌های شنی کوچک و بزرگ زیباست و تماشایی و راه رفتن روی شن‌های نرم کویر پر از حس خوب. این حس خوب با آرامش حاصل از سکوت و سکون منطقه بیشتر هم می‌شود. سکوت و خلوتی که گاه آن را زوزه‌های هولناک باد در هم می‌شکند؛ بادی که گویا می‌خواهد در گوشت قصه‌ای، حکایت و رازی از مردمان دوران باستان یا افسانه‌ای از جن و پریان بخواند.

به کشیت خوش آمدید

حالا زمان رفتن به بهشت کویر است؛ حقیقتا بهشتی سرسبز، خوش آب و هوا و زیبا در دل داغ کویر شهداد؛ دره‌ای خنک با آبشاری زیبا که زیرپایش برکه‌ای زلال و آبی‌رنگ جان گرفته است.

برای رسیدن به این بهشت، باید خودمان را به روستای کشیت برسانیم؛ روستایی که راهنمای محلی ما را به سمت آن هدایت می‌کند. دو طرف جاده درست مانند جاده کلوت‌ها تا چشم کار می‌کند بیابان و پوشش گیاهی مشهور بیابان است. مسیر خلوت است و آسفالتی کهنه دارد که به خاکی می‌رسد. در میان راه چند خانه گنبدی شکل قد کشیده که گویی متروکه‌اند. نیم ساعت بعد از گذر کلوت‌ها تابلوی رنگ و رو رفته‌ای در کنار جاده توی زمین فرورفته که جمله «به روستای کشیت خوش آمدید» به سختی روی آن خوانده می‌شود.

در حیرتیم از آن چیز‌ها که دیده‌ایم

بافت روستای کشیت درست مانند بافت روستا‌های کویر است. مردمش به لهجه‌ای شبیه لهجه کرمانی‌ها صحبت می‌کنند و لباس‌هایشان همان لباس مردمان شهداد و دیگر شهر‌های کرمان است. محیط روستای کشیت مثل هر روستای دیگری دلچسب است؛ به ویژه آن که کوچه‌های پرنخلش در تاریکی شب؛ بر زیبایی و دلنشینی آن می‌افزاید و روح آدمی را به اعماق شهر‌های جنوب می‌برد. چهره شب روستای پرنخل با روزش متفاوت است و ما با یک اقامت شبانه در روستا هر دو چهره خوب را دیدیم و حال خوب متفاوتی را تجربه کردیم.

کشیت در ۴۰ کیلومتری شهداد قرار دارد؛ در بخش گلباف کرمان. گلباف خوش آب و هواترین منطقه استان کرمان است که کرمانی‌ها در تابستان به روستا‌ها و مناطق خنک آن سفر می‌کنند. خورشید که در آسمان کشیت پیدایش شد، راهنمایمان گفت: «آماده شوید برویم دریا!»

برویم دریا!

از شنیدن اسم دریا آن هم در میان یک روستای کویری هم خنده مان می‌گیرد و هم تعجب می‌کنیم. آماده می‌شویم و سمت دریا می‌رویم ... تا از روستا خارج شویم، آنچه از روستا در تاریکی شب ندیده بودیم، حال جلوی چشممان سبز می‌شود؛ جوی آب و نخل‌های سبز، خانه‌های کاهگلی لابه لای خانه‌های سنگی و سیمانی و صدای آب و بادی که میان نخل‌ها می‌پیچد و به گوشمان می‌رسد؛ و البته ویرانه‌های برجای مانده از یک قلعه متعلق به دوران سلجوقیان که بر بلندای روستا آرمیده و معماری شبیه ارگ بم دارد و گویا در گذشته با زلزله‌ای ویران شده است.

بگذریم... وعده دریا ذهنمان را درگیر کرده و فکر می‌کنیم حتی اگر دریای موعود سرابی بیش نبود، باز رسیدن به همین نقطه و آرامیدن کنار جوی آب و زیر سایه نخل‌ها کافی است تا بهترین احساس را در یک بیابان تجربه کنی. اما ما باخارج شدن از روستا راهمان را به سمت دریا ادامه می‌دهیم، در مسیر از پیچ‌های عجیبی شبیه دالان‌های باریک شنی عبور کرده و درنهایت به بالای دره‌ای می‌رسیم.

از ماشین پیاده می‌شویم و پیاده شدن همان، و رویت منظره‌ای به غایت عجیب و زیبا همان!... دره‌ای سبز با رودی جاری در میان آن که انتهایش بن بست است؛ بن بستی از آبشار که زیر پایش برکه‌ای زلال و تماشایی دلبری می‌کند. حالا می‌شود فهمید چرا محلی‌ها به اینجا دریا می‌گویند؛ وجود این برکه و دره‌ای سرسبز میان کویری خشک و بی‌آب، به معنای واقعی مفهوم دریا را در بردارد ... خودمان را رها می‌کنیم میان دره ... اینجا همان جاست که گفتم لباس گرم لازمتان می‌شود... دره سرد است و تنمان به لرز می‌نشیند؛ و سرانجام بهشت کرمان دیوار‌های دره شنی است و برای رفتن به داخل آن باید محتاطانه قدم برداشت... قدم برمی داریم تا انتهای دره.

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه خانه چین

سه کیلومتر مسیر دره را که با درختان نخل و میوه پوشانده شده و رودی در میان آن جاری است، طی می‌کنیم. حالا به خود آبشار رسیده ایم؛ آبشاری به ارتفاع ۱۲ متر با حوضچه‌ای رویایی که هر کدام ۶۰۰ مترمربع مساحت دارند.

آبشاری که به برکه فرومی ریزد و سرریز می‌شود، همانی است که در دل دره جاری است؛ با آبی شیرین... بد نیست این را هم بدانید که در این منطقه ییلاقی سحرانگیز هیچ زیرساختی نظیر محل اسکان و سرویس بهداشتی وجود ندارد، برای همین به اقامت یکی دو ساعته در آن اکتفا کنید و برای دسترسی به زیرساخت‌های مذکور به روستای کشیت بازگردید.

راستی مراقبت از طبیعت یادتان نرود، زباله هایتان را در کیسه‌ای با خود برگردانید و در طبیعت بکر منطقه رها نکنید.

معجزه تکنولوژی؛ عجیب‌ترین مصاحبه اوباما و وینفری

معجزه تکنولوژی؛ عجیب‌ترین مصاحبه اوباما و وینفری

برترین‌ها: گفت‌وگوی نزدیک، اما دور «اپرا وینفری» و «باراک اوباما» به تازگی موجب شگفتی بینندگان این برنامه مشهور شده است. به‌نظر می‌رسید اپرا و اوباما در یکی از اتاق‌های خانه اپرا کنار شومینه و بدون ماسک مشغول گفتگو هستند، اما اپرا راز این مصاحبه خلاقانه را با انتشار کلیپی کوتاه در صفحه اینستاگرام خود فاش کرد، با این توضیح که سعی آن‌ها بر اجرای یک گفت‌وگوی ایمن بدون سفر و زدن ماسک بوده است

این گفتگو در حالی انجام شده بود که میزبان و مهمان بایکدیگر هزاران کیلومتر فاصله داشتند، اما به کمک تکنولوژی همه چیز طور دیگری به‌نظر می‌رسید و به حدی تصاویر طبیعی بود که کمتر کسی متوجه حقه سینمایی آن شده بود. در این ویدئوی کوتاه، اوباما در استودیویی در واشنگتن و نزدیک به ۳ هزار کیلومتر دورتر از کالیفرنیا، جایی که خانه اپراست، پشت به یک پرده سبزرنگ روی یک صندلی دقیقا شبیه صندلی اپرا نشان داده شد. یک گوشی کوچک و یک میکروفون مخفی باعث می‌شد که او به راحتی حرف‌های اپرا را بشنود. درحالی‌که اپرا واقعا کنار شومینه خانه خود و جایی که به صفحه نمایشی برای دیدن حرکات و پاسخ‌های مهمانش اشراف کامل داشت، نشسته بود.

در ابتدای گفتگو اپرا از معجزه تکنولوژی تقدیر کرد و گفت: با معجزه تکنولوژی توانستیم رو در رو در یک اتاق بنشینیم و بدون زدن ماسک حرف بزنیم. هرچند هیچ‌چیزی واقعا جای مصاحبه رودرروی حقیقی را نمی‌گیرد، اما در شرایط فعلی این بهترین کاری بود که می‌توانستیم انجام دهیم

آنچه مخاطبان صفحه اینستاگرام اپرا به‌عنوان نظر زیر این ویدئو نوشته بودند، نشان می‌داد که هرگز متوجه غیرواقعی بودن صحنه نشده بودند. یکی از کاربران با ذکر اینکه فناوری واقعا خارق العاده است، نوشته بود: من شوکه و غافلگیر شدم. فکر می‌کردم پس از پایان گفتگو اوباما ۱۴ روز در خانه قرنطینه خواهد شد. حقه سینمایی پرده سبز با نام تکنیکی کروماکی، هرچند اتفاق جدیدی در سینما و تلویزیون نیست، اما باز شدن پای آن در شرایط پاندمی کووید-۱۹ به برنامه‌های گفتگو محور برای واقعیت بخشی به آن، در نوع خود ایده خلاقانه‌ای است.

در این ویدیو از تکنولوژی استودیوی مجازی (Virtual Studio) استفاده شده که در واقع از همان تکنولوژی پرده سبز عاریت گرفته شده اما بسیار پیشرفته تر و حرفه‌ای تر از آن

در تکنولوژی استودیو مجازی بر خلاف پرده سبز نیاز به ثابت بودن دوربین و سوژه ندارد و می‌توان دوربین را تکان داد و از زوایای مختلف فیلم برداری کرد.

استودیو مجازی چیست؟!

اگر به دنبال شبیه سازی تلویزیون و یا استودیوی مجازی برای فیلم هستید با تکنولوژی پیشرفته که این روز‌ها در بسیاری از خبرگزاری‌ها جای خود را به خوبی باز کرده است آشنا شوید. در این تکنولوژی واقعیت و مجازی سازی تلفیق شده و پنجره جدید رو به فناوری تصویر برداری و حتی استودیو‌های خبری و سینمایی باز کرده است که کشور‌های انگشت شماری هستند که از این تکنولوژی برخوردار هستند

با حرکت دوربین و دنبال کردن حرکات مجری توسط سیستم ردیابی حرکت دوربین، حرکت دکور مجازی نیز با پرسپکتیو واقعی به طور همزمان با حرکت دوربین صورت می‌گیرد و با تغییر زاویه دوربین، زاویه دید دکور مجازی نیز تغییر می‌کند و این حرکات به طور Real Time پردازش می‌شوند، به طوری که مجری تا حد زیادی می‌تواند با دکور مجازی تعامل داشته باشد یا جلو و عقب آن قرار بگیرد یا حتی از درون آن حرکت کند و بدین ترتیب آن فضای مجازی تا حد زیادی برای بیننده، واقعی به نظر خواهد رسید. چنین مجموعه‌ای را استودیوی مجازی (Virtual studio) می‌نامند.

امروزه بجای یک پرده آبی به عنوان پس زمینه‌ای که بعدا جای آن را تصاویر ثابت می‌گرفتند، از یک فضای کاملا سبز که در آن کف و دیوار‌های مکان فیلمبرداری نیز سبز است، استفاده می‌شود و با نصب تجهیزاتی که بتوان با آنها، به منظور تعیین مکان دوربین در دنیای مجازی، حرکات دوربین را ردیابی و کنترل کرد و همچنین استفاده از تجهیزات مناسب نرم افزاری و سخت افزاری برای تهیه گرافیک‌ها و انیمیشن‌های سه بعدی با کیفیت عالی که به عنوان پس زمینه و پیش زمینه استفاده می‌شود و chroma keyer که برای میکس تصاویر استفاده می‌شود، می‌توان حیاتی دیگر به آن تصاویر بخشید

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه خانه چین

میکسر ویدیو در این تکنولوژی نقش موثری دارد. کار میکسر این است که تصویر دوربین با تصویر محیط مجازی را تلفیق می‌کند و یه تصویر واحد را به خروجی می‌فرستد. سیستم استودیو مجازی شامل دو یا چند دوربین به همراه سیستم‌های Tracking است که وظیفه دارند اطلاعاتی درباره وضعیت مکانی دوربین استودیو ارائه کنند. درحالی که دوربین حقیقی، سیگنال‌های ویدئو Foreground را تولید می‌کند، یک سیستم شبیه ساز تصویری مانند یک سوپر کامپیوتر گرافیکی (سیستم‌های vizrt) سیگنال‌های پس زمینه مرتبط با آن را می‌سازد.

سپس سیگنال‌های پس زمینه و Foreground با استفاده از سیستم کروماکی ترکیب می‌شوند و خروجی‌های مرکب (FG+BG) در اختیار تجهیزات انتهای مسیر مانند میکسر DVE مونیتور و دستگاه ضبط قرار می‌گیرد. علاوه بر آن هر سیگنال مرکب به ویزور دوربین مرتبط نیز ارسال می‌شود تا تصویربردار را در گرفتن نما‌ها یاری کند. تفاوت عمده استودیو مجازی با جلوه‌های ویژه مورد استفاده در فیلم‌ها گرافیک کامپیوتر در bluescreen است که گرافیک کامپیوتری در زمان غیر واقعی صورت می‌گیرد.

در نهایت بخشی از مصاحبه آنلاین و اثر این تکنولوژی حیرت‌انگیز را در ویدئوی زیر مشاهده کنید.

کارتون سیمپسون‌ها؛ پیشگویان اعجاب‌برانگیز دنیا

کارتون سیمپسون‌ها؛ پیشگویان اعجاب‌برانگیز دنیا

روزنامه جام جم: یک‌بار برای همیشه باید تئوری توهم توطئه مبنی بر ارتباط سازندگان مجموعه انیمیشن سیمپسون‌ها با عوالم بالا برای پیش‌بینی آینده برچیده شود.الهیات سیمپسونی؛ این تیتری است که یکی از دوستان خطاب به باور‌های شیفتگان متوهم سویه‌های سیاسی انیمیشن سیمپسون‌ها انتخاب کرده است؛ مجموعه‌ای تلویزیونی که مدت‌هاست بخش‌هایی از آن به بهانه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست و ادعا می‌شود سازندگان آن دهه‌ها پیش، پیش‌بینی کرده‌اند جهان امروز ما به چه سمتی قرار بوده برود و آمریکا قرار بوده کجای جهان بایستد؛ از قضا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بشود، در دوره او ایالات متحده دچار دردسر‌های اقتصادی و اجتماعی بشود و چه و چه.

تاکنون نزدیک به ۷۰۰ قسمت از این انیمیشن ساخته و پخش شده است و همواره بازار ادعای پیشگو بودن سازندگان آن داغ بوده است؛ طرفداران این ادعا بر این باورند بسیاری از رویداد‌هایی که سال‌ها پیش در طول پخش این مجموعه به تصویر کشیده شده، در آینده واقعا اتفاق افتاده‌است. مهم‌ترین استدلال‌شان برای اثبات این ادعا هم از قضا استقرار دونالد ترامپ در کاخ‌سفید بوده است.


درعین‌حال برخی معتقدند این‌که بروز چنین وضعی، به خاطر تیزهوشی نویسندگان آن است یا از روی شانس و تصادف، قابل اثبات نیست. بااین‌حال، این روز‌ها که تکلیف انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مشخص شده است به تعداد کسانی که با بررسی موارد ادعاشده، باور دارند این موارد نه پیش‌بینی، بلکه تفسیری از آینده با استفاده از وقایع گذشته هستند رو به افزایش است. امروز، تنها کسانی سیمپسون‌ها را پیشگویان عصر جدید می‌دانند که واقعیت‌های یکی دو دهه اخیر را چندان دنبال نکرده‌اند و صرفا دل به سودای تئوری توهم توطئه داده‌اند. آن‌ها اگر کمی به عقب برگردند و وقایع را رصد کنند می‌بینند بسیاری از موارد که به حساب پیشگویی سیمپسون‌ها نوشته می‌شود، پیشگویی نبوده‌اند، بلکه گمانه‌هایی بوده‌اند که در همان سال‌های تولید این مجموعه انیمیشن نیز مطرح شده‌اند.

حتی آن‌ها می‌توانند به‌جای اعطای بی‌چون‌وچرای ساحت قدسی به سازندگان یک انیمیشن و ادعای این‌که نویسنده‌های این سریال، روابطی با عوالم بالا دارند و همه چیز را از پیش با اتکا به الهیاتی سیمپسونی می‌دانند، به این هم فکر کنند که اتفاقا بسیاری از پیش‌بینی‌های این مجموعه نه‌تن‌ها اتفاق نیفتاده‌اند، بلکه جهان امروز ما، مسیری کاملا برعکس آنچه آن‌ها تصویر کرده بودند در پیش گرفته است.


سیمپسون‌ها از کجا آمدند؟


سیمپسون‌های روبرت مرداک و ترامپ


برای این‌که بدانیم سر و کله سیمپسون‌ها از کجا پیدا شد، مسیر سختی را لازم نیست بپیماییم. خانواده سیمپسون‌ها را در ابتدا کمی پیش از شروع پخش گسترده، جیمز ال- بروکس در قالب مجموعه پویانمایی کوتاه ساخت. او خانواده‌ای ازهم‌گسیخته را بر اساس ویژگی‌های خانواده خودش رویاپردازی کرد؛ شخصیت بارت را که می‌شناسید؟ او درواقع خود آقای بروکس است. ۱۹ آوریل ۱۹۸۷ این مجموعه، به عنوان بخشی از نمایش تریسی آلمن مطرح شد. پس از پخش سه فصل، مجموعه به یک نمایش نیم‌ساعتی پربیننده تبدیل شد که برای فاکس اهمیت داشت.

نخستین مجموعه این شبکه بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ پخش شد. فاکس رسانه‌ای که روبر مرداک به‌عنوان سهامدار اصلی‌اش در انتخابات سال ۲۰۱۶ پشت ترامپ بود. همین باعث شده عده‌ای، ماجرا‌های جنجالی سیمپسون‌ها و ازجمله به تصویرکشیدن ریاست جمهوری دونالد ترامپ را در سال ۱۹۹۹، بازی رسانه‌ای ترامپ و مرداک بدانند که از دو دهه پیش آغاز شده است. مرداک، یکی از غول‌های رسانه‌ای جهان است و سیمپسون‌ها با این همه قدرت‌شان، تنها یکی از ده‌ها محصول مهم بنگاه آقای مرداک محسوب می‌شوند.


خانواده‌ای از هم‌گسیخته در شهری خیالی به مثابه آمریکا


سیمپسون‌هایی که امروز می‌شناسیم ساخته مت گرینیگ است. او سبک زندگی خانواده سیمپسون‌ها یعنی هومر، مارج و بارت را به طنز به تصویر کشیده و ایالات متحده‌ای را که دوست داشته ترسیم کرده‌است. این مجموعه در شهر ساختگی اِسپرینگ‌فیلد اجرا می‌شود که فرهنگ آمریکایی، ارتباطات تلویزیونی و دیگر رفتار‌های انسانی را مد نظر دارد. این مجموعه البته از توجه به مکان اسپرینگفیلد خودداری می‌کند.

گرینیگ گفته اسپرینگ‌فیلد وجه تشابه زیادی با پورتلند در اورگان دارد، جایی که او در آن بزرگ شده‌است. نام اسپرینگ‌فیلد نامی رایج در آمریکاست که در ۲۲ ایالت دیده می‌شود، شما این‌طور در نظر بگیرید مثل علی‌آباد در ایران خودمان. پدر خانواده، هومِر به عنوان نگهبان امنیتی در نیروگاه برق اتمی اسپرینگ‌فیلد کار می‌کند. موقعیتی که در تضاد با بی‌دقتی و رفتار‌های احمقانه اوست. او با مارج سیمپسون ازدواج کرده‌است؛ زنی خانه‌دار که برسازنده کلیشه‌ای مادرانه محسوب می‌شود.


آن‌ها سه فرزند دارند: بارتیک دردسر‌ساز ۱۰ ساله، لیسا یک کودک هفت‌ساله باهوش و پرجنب‌وجوش و مگی که نمی‌تواند حرف بزند، اما با مکیدن پستانک ارتباط برقرار می‌کند. با این‌که این خانواده ازهم‌گسیخته است، اما در قسمت‌های متعددی به بررسی روابط آن‌ها و اهمیت قائل‌شدن آن‌ها برای یکدیگر پرداخته شده‌است. این خانواده، سگی هم دارد به نام سانتاز لیتل هلپر و البته یک گربه به نام اسنوبال پنجم که بعد‌ها در قسمت «من، (گرانت اذیت شده) ــ ربات» به «اسنوبال دوم» تغییر نام داد.


طولانی‌ترین مجموعه تلویزیونی آمریکا


از آغاز پخش مستقل این مجموعه در ۱۷ دسامبر ۱۹۸۹، تا دسامبر ۲۰۱۷، ۶۲۷ قسمت این پویانمایی پخش شده و حالاهم فصل تازه آن، به پایان رسیده است؛ بنابراین سیمپسون‌ها را باید بلندترین مجموعه تلویزیونی کمدی موقعیت حساب کنیم؛ این مجموعه البته سال‌ها پیش به این عنوان رسیده است؛ در سال ۲۰۰۹ بود که سیمپسون‌ها با گذراندن مجموعه «دود اسلحه» به طولانی‌ترین مجموعه آمریکایی تبدیل شدند.


چند ادعای پیش‌بینی 


درست از آب درآمدند


حالا ما اینجا نوشتیم ادعای پیش‌بینی، اما خواندید که پیش از این نوشتیم، این‌ها مطلقا پیش‌بینی نیستند، بلکه تفاسیری هستند از آینده با استفاده از وقایع گذشته و حال و این‌که امروز به عنوان پیش‌بینی از آن‌ها یاد می‌شود نشان‌دهنده علاقه به تئوری توهم توطئه از یک‌سو و ناآشنایی با وقایع دو دهه اخیر است. برخی از این تفاسیر، بعد‌ها در عالم واقع رخ دادند مثل این نمونه‌ها:


خودروی وانت: یکی از قسمت‌های پخش‌شده در سال ۱۹۹۲ با تصویری از ۴۰ سال بعد آن در سال ۲۰۳۲ به پایان می‌رسد. در این صحنه، یک خودروی هوورکار از کنار هومر و بارت هنگام ورود به سینما رد می‌شود. در سال ۲۰۱۷ نمونه اولیه خودرو‌های پرنده به نمایش درآمدند..


چرا پیش‌بینی نیست: با توجه به انتشار کتاب‌هایی علمی ـ تخیلی از سال‌ها پیش در این باره، سخت نبود اشاره به چنین ماجرایی.

 تماس تصویری و...: در قسمتی که در سال ۱۹۹۵ پخش شد برای نخستین‌بار، همه داستان این اپیزود در سال ۲۰۱۴ اتفاق می‌افتاد. در این قسمت، اشاره‌های متعددی به تماس تصویری با تلفن، ساعت‌های هوشمند، رواج آنتن‌های ماهواره‌ای و ادامه فعالیت گروه موسیقی رولینگ استونز شده بود که همگی هم درست از آب درآمدند.


چرا پیش‌بینی نیست: خب نباید فراموش کنیم که از سال ۱۹۵۰ در فیلم‌ها، کتاب‌ها و برنامه‌های تلویزیونی از تکنولوژی آینده و ساعت‌های هوشمند صحبت به میان آمده بود. علاوه بر این، در سال ۱۹۹۴ تایمکس دتلینک، نخستین ساعت هوشمند را رونمایی کرده بود که قابلیت انتقال داده به رایانه را داشت. اعضای رولینگ استونز هم همیشه دلشان برای این‌که بار دیگر دور هم جمع بشوند پر می‌کشید.


 ریاست جمهوری ترامپ: در اپیزود «بارت در آینده» که سال ۲۰۰۰ نمایش داده شد، به ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ اشاره شد. لیزا سیمپسون که در این اپیزود به ریاست‌جمهوری آمریکا رسیده در جمله‌ای که بعد‌ها پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا شهرت فراوانی یافت، به بی‌پولی و ورشکستگی آمریکا پس از ریاست‌جمهوری ترامپ اشاره کرد.

چرا پیش‌بینی نیست: خب، همان طور که گفتیم این را هم نمی‌شود به حساب پیش‌بینی گذاشت؛ ترامپ از سال ١٩٩٩ ایده نامزدی ریاست جمهوری آمریکا را در سر می‌پرورانده و در انتخابات درون حزبی نیز شرکت کرده بوده است. به علاوه برخی به تصویری پخش‌شده با جزئیات در سال ۲۰۰۰ از حرکت ترامپ روی پله برقی که سال ۲۰۱۵ اتفاق افتاد اشاره می‌کنند، اما در واقع این صحنه نه در سال ۲۰۰۰، بلکه در سال ۲۰۱۵ پس از اعلام نامزدی ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری ساخته شده‌است.


 شیوع ویروس کرونا: پس از شیوع ویروس کرونا، کاربران شبکه‌های اجتماعی بخشی از این انیمیشن را دست به دست و ادعا کردند بر این اساس، سیمپسون‌ها شیوع ویروس کرونا در جهان را پیش‌بینی کرده‌اند. در قسمت ۲۱ فصل ۴ این مجموعه، در یک کارخانه که از متن روی جعبه‌های آنجا مشخص است مربوط به آسیای شرقی است و شاید کشوری نزدیک ژاپن، یکی از کارکنان عطسه می‌کند و از دهانش ویروسی بیرون می‌جهد و می‌رود توی جعبه. وقتی آن جعبه‌ها به سطح مردم شهر می‌رسد همه دچار آن ویروس می‌شوند و ویروس در سراسر شهر پخش و به «آنفلوآنزای اوزاکا» معروف می‌شود.

چرا پیش‌بینی نیست: جدا از این‌که منشأ ویروس در این قسمت نه به چین، بلکه به ژاپن ربط داده شده، نباید فراموش کنیم که بالاخره دنیا چندین مورد آنفلوآنزای واگیردار مهم مانند آنفلوآنزای اسپانیایی، آنفلوآنزای آسیایی ۱۹۵۸-۱۹۵۷، آنفلوآنزای هنگ‌کنگ۱۹۶۹-۱۹۶۸ و…را از سر گذرانده است و از این‌رو آنچه در  این مجموعه به نام «آنفلوآنزای اوزاکا» نشان داده، تفسیری است از وضع شیوع آنفلوآنزا‌هایی که پیش از این همه‌گیر شده‌اند.


درست از آب درنیامد

فیلم و کارتون

البته سازندگان مجموعه تلویزیونی سیمپسون‌ها صراحتا ادعا نکرده‌اند که در اشاره‌هایشان به مابه‌ازا‌های سیاسی و اجتماعی موجود در ایالات متحده در حال پیشگویی بوده‌اند. این بیشتر هواداران ایده یا توهم «پیشگوبودن سیمپسون‌ها» بوده‌اند که به این ادعا دامن زده‌اند. با این حال حالا می‌شود با ذکر چند مثال از درست‌ازآب‌درنیامدن این ادعاها، گفت که حتی اگر پیشگویی در کار بوده، کجا‌ها کاملا اشتباه بوده است. گفتیم که اغلب این رویداد‌ها که بعد‌ها اتفاق افتادند و این انطباق به حساب پیشگوبودن سازندگان سیمپسون‌ها گذاشته شد، همان زمان تولید قسمت‌های مرتبط با این موارد در جامعه آمریکا مطرح بوده‌اند.

مثلا گفتیم که دونالد ترامپ در سال ۱۹۹۹ گفته بود که روزی رئیس‌جمهور می‌شود و خب این بحث مطرح بود و سیمپسون‌ها هم به آن پرداختند نه این‌که با بهره‌گیری از سروشی از عالم غیب این رویداد را پیش‌بینی کرده باشند. خب حالا زد و این اتفاق واقعا افتاد و این ادعا مطرح شد که سیمپسون‌ها از کجا می‌دانسته‌اند ترامپ قرار است به کاخ سفید برود. خب این موضوع از جانب خود ترامپ مطرح شده بود و آن‌ها هم به شوخی در یکی از قسمت‌ها ترامپ را رئیس‌جمهور کرده بودند. برعکس ماجرا هم رخ داده است:


ریاست جمهوری هیلاری کلینتون: مثلا پس از پایان دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون، این گمانه مطرح شده بود که هیلاری کلینتون بعد از همسرش به کاخ‌سفید می‌رود. سیمپسون‌ها هم او را روی صندلی ریاست جمهوری نشاندند؛ اتفاقی که هیچ‌گاه، نه در همان دوره و نه در دور بعدی ریاست جمهوری نیفتاد.


جعلی بود


حالا این را هم بگوییم که در این میان، عده‌ای هم از داغ‌بودن تنور سوءاستفاده کردند و وقتی دیدند چند مورد از شوخی‌های سیمپسون‌ها گرفته و بعد‌ها سر از واقعیت درآورده است، برای جمع‌کردن مخاطب، قسمت‌هایی را در قالب این مجموعه تلویزیونی جعل کردند. آن‌ها می‌دانستند با توجه به رواج توهم توطئه و فراگیرشدن این باور که سیمپسون‌ها واقعا از آینده خبر دارند، می‌توانند قسمت‌هایی بسازند و پیش‌بینی‌های جعلی را به سیمپسون‌ها نسبت بدهند و از اعتبار پیشگویانه [!]آن‌ها برای باورپذیرکردن ادعایشان استفاده کنند.

مرگ ترامپ: نمونه این ماجرا، سال ۲۰۱۷ بود که در یک وب‌سایت در قسمتی جعلی مرگ ترامپ به تاریخ ۲۷ آگوست امسال به تصویر کشیده شد و البته ترامپ درنگذشت و این قسمت هم ساخته سازندگان مجموعه سیمپسون‌ها نبود.


خودشان چه می‌گویند؟


دو سال پیش، مایا سلام، نویسنده مشهور نیویورک‌تایمز رفت سراغ خود سازندگان سیمپسون‌ها تا ببیند در اتاق فکر آن‌ها چه می‌گذرد و آیا خودشان هم معتقدند پیشگو هستند یا نه.

او در یادداشتی با عنوان «سیمپسون‌ها بسیاری را پیش‌بینی کرده‌اند، بیشترشان قابل توضیحند» نتایج تحقیقاتش را منتشر کرد. این روزنامه‌نگار نوشته بود در اتاق نویسندگان سیمپسون‌ها خبری از گوی بلورین جهان‌بین نیست و به‌واقع نویسندگان این سریال باهوش‌ترین نویسندگان جهان نیستند. آل جین، یکی از نویسندگان اصلی سریال از سال ۱۹۹۸، به نیویورک‌تایمز گفته بود: «آینده را می‌توان بهتر از کسی پیش‌بینی کرد که فکر می‌کند آینده را پیش‌بینی می‌کند».

اپیزود‌های سیمپسون‌ها یک‌سال پس از تولید روی آنتن می‌رود و جین می‌گوید: «این فقط نوعی از قاب ذهن است که فکر می‌کنیم در یک‌سال آینده پیش‌رو داریم... من پیش‌بینی می‌کنم مردم بیش از حد پیش‌بینی‌های بزرگ ما را بزرگ می‌کنند».

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه خانه چین