آشنایی با زبان های بدن که به شما در مصاحبه ها کمک می کنند | ||
مجموعه: متفرقه در مصاحبه های شغلی زبان بدن به اندازه کلماتی که به زبان می آورید مهم است زیرا کارفرما تمام حرکات، حالات چهره، تون صدا و به عبارت دیگر زبان بدن شما را زیر نظر دارد. بنابراین اگر زبان بدن مناسبی در مصاحبه نداشته باشید امکان استخدام شدن تان کم است. در ادامه با ۱۳ زبان بدن که به شما در مصاحبه ها کمک می کنند آشنا شوید. هنگام وارد شدن شانه ها را عقب بدهید و سر را بالا بگیرید هنگام وارد شدن در حالی که شانه ها را عقب و سرتان را بالا گرفته اید مستقیم به سمت فرد مصاحبه کننده بروید و هنگام معرفی کردن خود با او تماس چشمی برقرار کنید. دست ها را با آب سرد بشوئید بعد از وارد شدن ممکن است دقایقی در انتظار بمانید. در این فرصت به دستشویی بروید چند نفس عمیق بکشید و دست ها را با آب سرد بشوئید تا هنگام دست دادن با مصاحبه کننده دست ها سرد باشند. (گرم بودن دست ها نشان دهنده اظطراب و استرس شما هستند.) محکم دست بدهید هنگام دست دادن کف دست ها کاملا به هم برخورد کنند. خیلی محکم یا خیلی شل و وارفته دست ندهید. صاف بنشینید هنگام نشستن شانه ها عقب و سر بالا و کف هر دو پا روی زمین باشد. هنگام گوش دادن به مصاحبه کننده کمی به سمت جلو خم شوید و هنگام سوال پرسیدن به پشتی صندلی تکیه بدهید. مستقیم به مصاحبه کننده نگاه کنید به چشم های مصاحبه کننده خیره نشوید. فقط کافی است با او ارتباط چشمی برقرار کنید. ارتباط چشمی نشاندهنده اعتماد به نفس شماست. ثابت بمانید از حرکاتی مثل درست کردن یقه لباس، تکان دادن دست ها یا ضربه زدن با انگشت روی میز پرهیز کنید. با این حرکات به او نشان می دهید که هیچ علاقه ای به صحبت هایش ندارید و می خواهید هر چه زودتر آن جا را ترک کنید. پاها را روی هم نیندازید هنگام مصاحبه کف پاها باید روی زمین باشد. انداختن پاها روی هم نشاندهنده بی قراری شماست. لبخند بزنید در موارد لزوم لبخند بزنید. دائم در حال لبخند زدن نباشید چون نشان می دهید که مصاحبه را زیاد جدی نگرفته اید. تون صدا را تغییر دهید با صدای یکنواخت تمام کلمات هوشمندانه ای که به زبان می آورید را خراب می کنید. صدای یکنواخت کسل کننده است و احساسات را بر نمی انگیزد و فرد شنونده را ناامید و گیج می کند. اگر تون صدای متغیر داشته باشید مردم می توانند تشخیص دهند که شما ناراحت یا خوشحال راضی هستید. از حرکات دست ها استفاده کنید هنگام بیان کلمات از حرکات دست ها استفاده کنید. دست ها ابزاری قوی برای جلب توجه و دید مثبت دیگران به توانایی های شماست. در موارد لزوم سر را تکان دهید زن ها معمولا به نشانه تشویق سر را تکان می دهند و مردها به نشانه موافقت. هنگام مصاحبه برای نشان دادن موافقت خود سر تکان دهید. این تاکتیک در مصاحبه ها زمانی که درباره نکات خوب خودتان صحبت می کنید بسیار کاربردی است. در پایان مصاحبه بلند شوید و دست بدهید در پایان مصاحبه بایستید و منتظر شوید مصاحبه کننده برای دست دادن سمت تان بیاید. هیچوقت از پشت میز با او دست ندهید. هنگام بیرون رفتن به محیط اطراف علاقه نشان دهید هنگام بیرون رفتن به اطراف خود نگاه کنید و لبخند بزنید. فراموش نکنید که از لحظه ورود برای مصاحبه تا لحظه خروج باید مراقب حرکات و ارتباطات غیرکلامی خود باشید. زبان بدن در ارتباطات اهمیت بسیار زیادی دارد و خیلی سریع تر از کلمات تفسیر و درک می شود. |
معجزه یک نوشیدنی خانگی برای پاکسازی کبد و کاهش وزن |
به گزارش خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، مراقبت از کبد، به عنوان ارگانی که نقش مهمی در بدن دارد، برای بهبود اوضاع کلی سلامتی بسیار مهم است. راهکارهای زیادی برای مراقبت از سلامت کبد وجود دارد. در ادامه این مطلب یک نوشیدنی ساده خانگی را معرفی خواهیم کرد که علاوه بر سم زدایی بدن به کاهش وزن هم کمک میکند. نوشیدنی سم زدا برای پاکسازی کبد مواد لازم: ۶ فنجان آب ۳ عدد لیموترش ۱ فنجان جعفری خرد شده ۵ عدد ساقه کرفس طرز تهیه: دو روش برای تهیه این نوشیدنی سم زدا وجود دارد. میتوانید لیموها را پوست بگیرید و همه مواد (به جز آب) را در مخلوط کن یا دستگاه آبمیوه گیری بریزید. مخلوط کن تمام فیبرها را حفظ میکند، در حالی که آبمیوه گیری آن را از بین میبرد. بسته به اهداف سلامتی خود میتوانید یکی از این روشها را انتخاب کنید. بعد از مخلوط کردن مواد، آب را اضافه کنید و یک بار دیگر مواد را مخلوط کنید. مزایای مواد تشکیل دهنده نوشیدنی سم زدا آب نوشیدن آب سادهترین و کارآمدترین روش سم زدایی است، زیرا یکی از عملکردهای اصلی آب دفع سموم مضر بدن است. هیدراته نگه داشتن بدن به عملکرد بهتر آن کمک میکند، و به کبد اجازه میدهد وظیفه خود را خوب انجام دهد. لیموترش بر اساس یک مطالعه ارزیابی آسیب کبدی ناشی از الکل در موشها، آبلیمو اثر محافظتی بر بدن دارد که احتمالاً به دلیل سطح بالای آنتیاکسیدان آن است. لیمو فواید دیگری نیز برای بدن دارد، اما به طور خاص میتواند به سم زدایی بدن و بهبود عملکرد کبد کمک کند. جعفری جعفری حاوی آنتیاکسیدانهایی است که به مبارزه با آسیب رادیکالهای آزاد کمک میکنند. این گیاه مغذی همچنین باعث کاهش التهاب در بدن میشوند. ثابت شده که سطح بالای التهاب منجر به بروز برخی بیماریها، از جمله بیماری کبد میشود. جعفری حاوی مقادیر زیادی ویتامین C و A است. ویتامین C به کاهش سطح التهاب و تقویت سلامت روده کمک میکند، در حالی که ویتامین A میتواند به محافظت در برابر اختلالات چشم کمک کرده و سلامت پوست را تقویت کند. هر دو این ویتامینها در طولانی مدت به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک میکنند، که میتواند به بدن شما در پیشگیری از بیماری کبد کمک کند. کرفس کرفس حاوی ویتامینها و مواد معدنی مانند ویتامین K، B۶ و C، پتاسیم و فولات است. مطالعات صورت گرفته نشان میدهند برای افرادی که از بیماری کبدی رنج میبرند یا در معرض خطر ابتلا به آن هستند، کرفس میتواند اثر محافظتی داشته باشد. این نوشیدنی سم زدا یا اسموتی را به مدت سه روز و روزانه سه وعده بنوشید تا اثرات درمانی آن را تجربه کنید. |
۸ ماده غذایی بسیار سالم که ضریب هوشی را افزایش میدهند | ||||
به گزارش خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، در حالی که خوردن غذاهای سالم و مقوی از جسم ما مراقبت میکند، باید از خودمان بپرسیم بهترین غذاها برای مغز کدام هستند؟ مصرف برخی از غذاها میتواند ضریب هوشی را افزایش دهد که ما در این گزارش به معرفی ۸ مورد از آنها میپردازیم. ۱. ماهی سالمون سالمون یکی از غنیترین منابع اسیدهای چرب امگا۳ و کولین (مفید برای توسعه مغز و حافظه) است. امگا ۳ به بهبود سلامت قلب و عروق، سلامت مغز و عملکرد شناختی همچنین کاهش التهاب و تقویت سیستم ایمنی کمک میکند. ۲. میوهها و سبزیجات رنگارنگ آنتیاکسیدانهای موجود در میوهها و سبزیجات رنگارنگ رادیکالهای آزاد موجود در بدن را فرو مینشانند و التهاب را کاهش میدهند. التهاب در مغز میتواند خطر ابتلا به زوال عقل، آلزایمر، بیماری پارکینسون همچنین خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد. ۳. شکلات جدا از انرژی و اندورفینی که از خوردن شکلات به دست میآورید، یادگیری و حافظه شما نیز بهبود مییابد. مقدار کافئین موجود در شکلات شما را هوشیار و متمرکز نگه میدارد، در حالی که فلانوئیدهای موجود در آن عملکرد مغز را بهبود میدهد. ۴. زردچوبه مطالعات انجامشده نشان میدهد که این ادویه همهکاره برای سلامتی است، از کاهش التهاب آرتروز تا درمان ناراحتی روده همچنین زردچوبه به دلیل تأثیر مثبت بر مولکولهای مغز که عملکرد شناختی را پشتیبانی میکنند، نیز تحسین شدهاست. ۵. چای سبز ماچا چای ماچا فواید زیادی برای سلامتی دارد، از جمله فواید آن می توان به بهبود عملکرد شناختی در مواردی مانند توجه، حافظه و هوشیاری اشاره کرد. ۶. نخود نخود مواد مغذی بسیار متنوعی دارد که برای سلامت مغز مفید هستند. این ماده غذایی از کربوهیدراتهای پیچیده تشکیل شده است که منبع اصلی سوخت مغز هستند. نخود همچنین منیزیم دارد که به رگهای خونی قابلیت ارتجاعی میدهد و سبب میشود خون بیشتری به مغز برسد. خون بیشتر در مغز به معنای کارکرد حداکثری آن است. ۷. مواد خوراکی حاوی ویتامین C غذاهای غنی از ویتامین C مانند آب پرتقال و توت فرنگی میتوانند به سلامت مغز کمک کنند، زیرا حفظ سطح ویتامین C سالم میتواند در برابر زوال شناختی و بیماری آلزایمر اثر محافظتی داشته باشد. ۸. سبزیجات برگدار سبز ثابت شده است که سبزیجات برگدار به کند شدن روند زوال شناختی کمک میکنند، زیرا ویتامین K و فولات زیادی دارند.
|
پرستار گمنام و همراه صبور؛ روایت پرستاری که در جنگ، زلزله و خانه فرشته نجات بوده است | ||
به گزارش خبرنگار حوزه بهداشت و درمان گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، مرضیه طهرانی؛ میدانست که پرستاری یعنی همراهی مداوم با درد، با اندوه، با بیماری و خستگی، اما عاشق بود، پس مسیر مقدسش را آغاز کرد. قلبش دریا که نه اقیانوس بود، پس خداوند مدام سختترین امتحانهایش را از او میگرفت. او با روپوش سفیدش، شاهد تلخترین روزهایِ ایران بوده و سیاهی به دل راه نداده است. از آغازین روز کاریاش برایم گفت که با فاجعه سهمگینِ بمبباران حلبچه آغاز شد. از بوی خون گفت و باروت و شیمیایی؛ از زخم گفت و فریاد و خاک و خون؛ از خودش گفت که آن روزها پرستار بخش بانوان بیمارستان بقیهاللّه(عج) تهران بود و مدام به یاد مظلومیت و غربت حضرت زینب(س) میافتاد؛ آن لحظاتی که آن سراسیمه و مستاصل بین خیمههای نیمسوز رفتوآمد میکردند و پناه و امیدِ زنان و کودکان بودند و از ایشان مدد میگرفت و با تمام قلب و توانش خود را وقف سلامت مجروحان میکرد. حسن سُلگی همسر بانوی قهرمان قصه ماست، او آزاده هشت سال اسارت و جانباز از اصابت ترکش به گردن و زانوهاست که در ۱۶ سالگی اسیرِ نیروهای بعثی عراق شد و پس از تحمل ۸ سال شکنجه، رنج و درد در ۲۴ سالگی به ایران و آغوش خانوادهاش بازگشت و ۳ ماه پس از آزادی با قهرمانِ قصه ما یعنی خانم سلگی ازدواج کرد و چه مبارک است پیوند دو قهرمان. خانم سُلگی از سال ۶۶ پرستار و سرپرستار و سوپروایزر بخشهای مهم و مختلف بیمارستان بقیهاللّه(عج) تهران بوده است. او در کارنامه کاریاش دو اتفاق مهم و به غایت تلخِ کشورمان یعنی بمبباران حلبچه و زلزله مهیب رودبار را با چشم دیده و با روح بلندش همراهی کرده است. روز پرستار را به سالروز میلاد اسوه مُسلّمِ صبر مزین کردهاند، چه تناسب زیبایی، چه تشابه خاصی و چه تقابل منحصر به فردی. به همین مناسبت و به پاس سپاسگزاری از این فرشتههای بدونِ بال سراغ یکی از پرستارانِ شریفی رفتیم که هم پرستار خانه و هم پرستار بیمارستان است، رفتیم که نامش سکینه سُلگی و داستانش شنیدنی است. سکینه سلگی گفت: شغل پرستاری یک شغل همه جانبه است. در این کار آموزش وجود دارد مثلاً به بیمار دیابتی، فشار خونی و ... میگوییم پرهیزهای غذاییاش چیست. همچنین در این شغل هم کار فنی و تخصصی خودِ پرستار است که مدام بیماران بخش مورد نظرش را مراقبت و چک میکند و هم کار روانشناسی و عاطفی است که باید هم به بیمار و هم به همراهانش روحیه بدهد. ما فقط پرستار بیمار نیستیم بلکه به نوعی پناهگاه همراهان بیمار هم هستیم آنجا که از ما توقع دارند کار بیمارشان را با دقت و سرعت عمل و تخصص انجام دهیم. برای پرستار هیچ چیز جز سلامت و آرامش بیمار حائز اهمیت نیست، برای پرستار هیچ فرقی ندارد که شغل و سِمت بیماری که روی تخت بیمارستان است، چیست. گاهی با بیماری که مبتلا به ایدز و هپاتیت است، مواجهیم و گاهی هم با یک کارتنخواب یا یک مسئولِ مهم کشوری. تنها چیز مشترک بین همه اینها یک تخت است و حجمِ دردی که شبها متحمل میشوند و هیچ کس جز خدا و پرستار همراهشان نیست. سُلگی در مورد جذابیتهای شغلش، گفت: وقتی بیماران بعد از مدت کوتاهی آنقدر به من و همکارانم اعتماد پیدا میکردند که مگوترین رازهایشان را با ما در میان میگذاشتند و از مشکلات و غصههای شخصیشان میگفتند، احساس بسیار خوبی را تجربه و خدا را بخاطر این همه اعتماد شکر میکردم. اما گاهی هم پیش میآمد که درگیری و دعوا بین همراهان و بیماران رخ میداد و پرستار باید نقشِ یک قاضی یا محافظ را بازی و شرایط را مدیریت میکرد. زلزلهی رودبار یکی از سختترین و تلخترین تجربههای کاری من بوداین پرستار فداکار در ادامه گفت: من در زمان زلزله رودبار شیفت شب بخش اطفال بیمارستان بقیهاللّه(عج) تهران بودم و با سیل انتقال مجروحان با بالگرد به بیمارستان آشوبی برپا شد که مدیریتش واقعاً طاقتفرسا بود. سختترین بخشش هم گم شدن کودکان بود و تعداد بسیار زیادی کودک مجهولالهویه که از شدت ترس و شوک روانی، حتی قادر به بیان کردن اسمشان نبودند و بالای سرشان در بخش مشخصات بیمار نوشته بودیم مجهولالهویه. اما در کنار این حجم از فشار کاری و روانی و اندوه، یکی از دلگرمکنندهترین اتفاقات آن روزهای سخت زلزله، حضورِ خودجوش مردم بود که تمام وسایل مورد نیاز زلزلهزدهها اعم از پوشاک، خوراکی، پوشک بچه و حتی اسباب بازی میآوردند و به بیمارستان میدادند و کنار کادر درمان بودند. خاطرات تلخ شغل پرستاری بیشتر از خاطرات شیرینش بودسلگی ادامه داد: پرستاران در بیمارستان به نُدرت خاطرات خوش را تجربه میکنند، بهترین خاطره من همیشه لحظه زایمان خانمها بود و احساس خوبی که در اولین به آغوش کشیدن فرزندشان تجربه میکنند یا زمانی که سربازان و مجروحان نظامی یا زلزلهزدگان با آسیبهای جدی و احتمال خیلی کمِ زنده ماندن مراجعه میکردند و بعد از مدتها تحمل سختی و درد، با سلامتی کامل مرخص میشدند و خستگی از جسم و جان من و همکارانم دور میشد. پرستاری یعنی صبر بیش از حد برای تحمل درداین پرستار فداکار گفت: تماشای لحظات درد کشیدن بیمار برای ما هم از نظر روانی بسیار سخت بود؛ پرستاری برای من و همکارانم یعنی فراموش کردن خود و وقف کردن وقت و آرامش و احساس برای بیماری که تنها پناه و حامیاش در شبهای سخت و طولانی بیمارستان پرستار است و در نهایت لذت تماشای آرامش و سلامت بیمارمان. ما آگاهانه شغلمان را انتخاب کردیم؛ پرستاران میدانند که با درد، آلودگی، سختی و احتمال ابتلا به بیماریهای خطرناک مواجهاند، اما باز هم با شرافت و استقامت به کارشان ادامه میدهند. در شغل پرستاری بازنشستگی معنا نداردسُلگی گفت: ۱۰ سال است که بازنشسته شدهام، اما هرگز از کارم دور نشدم و هنوز هم مثل سابق گاهی با بیمارانم در ارتباطم و همواره اگر بیماری برای نزدیکان و دوستانم پیش بیاید اولین نفری که به او مراجعه میشود من هستم. همچنین پسر و عروسم نیز پزشک هستند و این روزها در بخش کرونا فعالیت میکنند و همواره نگران سلامتی آنها هستم و به خوبی سختی و حاد بودن شرایط کارشان را درک میکنم و با توصیفهایشان بیش از پیش نگران همکارانم در بخش کرونا میشوم و برای همه آنها آرزوی سلامتی و برای عزیزانی که در این راه از دست رفتند شادیِ روحشان را از خدا خواستارم. همسران قهرمانان جنگ، پرستاراناین پرستار فداکار در ادامه گفت: برای من و امثال من که سالهاست با همسرانی قهرمان که یادگار روزهای جنگ هستند، جنگ و تبعاتش هرگز تمام نمیشود. جنگ همیشه در خانه ما، کنار سفره ما همراه فرزندان ما و در تمام لحظات زندگی ما در جریان است. همسر من با شرایطِ جانبازی و مجروحیتش گاهی ماهها ماموریت کاری بود و فرزندان من تنهای تنها بودند و از یک سو نگرانیِ سلامتی همسرم در راه دور و از یک سو نگرانیام برای فرزندانم و از سوی دیگر مشاهده رنج عمیقِ بیمارانم روحم را میخراشید، اما باید صبوری میکردم، باید به روی نمیآوردم. وقتی همسرم در ماموریت بود، با دخترِ ۸ ماهه و پسر ۷ سالهام ناچار بودم به دنبال خانه باشم و جابجایی و اسباب کشی و کار و مراقبت از فرزندانم باعث فرسایشم میشد، اما باز هم با استقامت روحیهام را سر کار و بخاطر بیمارانم حفظ میکردم. سُلگی ادامه داد: نکته مهم این است که همسر من با وجود شرایط خاصش همواره حامیِ من بود و هرگز به عدم حضورم در خانه در روزهای خاص و شرایط مهم و متفاوت و گاها سخت، اعتراض نکرد و اگر حمایتها و صبوریهای او نبود کار برای من خیلی سخت میشد. همیشه این روزها را با این شوق سپری میکردم که رضایت و دعای خیر بیمار و همراهانش، همراهِ زندگیام باشد. از سوی دیگر همواره خدا را شاکر بودم که توفیق همسری و پرستاریِ همسرِ قهرمانم را به من داده است و همه اینها در این سالها، قوت قلب من بود. نوروز و یلداهایی که به دور از عزیزانمان سپری شداین پرستار فداکار در آخر یادآور شد: عیدهای نوروز و شبهای یلدا و گاهی مناسبتهایی مثل جشن تولد عزیزانم یا مناسبتهای این چنینی اکثراً شیفت و دور از عزیزان و خانوادهام بودم. من بخاطر شرایط خاص همسرم و نگرانیام برای فرزندانم مدام در دلم آشوب بود و به همسرم فکر میکردم، اما رسالتم در بیمارستان و اهمیت بیمارانم باعث میشد تا به بهترین شکل کارم را انجام دهم. برای مثال من اولین عیدِ متاهلیام را شیفت بودم. معمولاً تمام مناسبتها چه جشن و چه عزا دور از خانواده و عزیزانم و درگیر بیمارستان بودم حتی عیدها برای روحیه بیماران هفت سین و شبهای یلدا سفره یلدا پهن میکردیم، در حالی که قلبمان در کنار خانوادههایمان بود. من حاضر بودم تمام این دوریها و سختیها را تحمل کنم، اما بیمارِ بی پناهم به زودی سلامت شود و به آغوش خانوادهاش بازگردد.
|
موج زمستانی کرونا سهمگینتر خواهد بود | |
احسان مصطفوی استاد اپیدمیولوژی، عضو هیات علمی انستیتو پاستور ایران، رئیس مرکز تحقیقات بیماری های نوپدید و باز پدید انستیتو پاستور ایران در گفتوگو با خبرنگار حوزه بهداشت و درمان گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، با اشاره به روند کاهش بیماری کرونا، اظهار کرد: باید توجه داشت که این روند کاهنده هر چند مهم و امیدوار کننده است، اما شرایط فعلی را باید شکننده دانست و نباید به این سیر نزولی خوش بین بود. کاهش دمای هوا و حضور افراد در محیطهای سر بسته، اوضاع را در پاییز و زمستان سختتر از قبل کرده است؛ بنابراین اگر مراقب نباشیم و مدیریت مناسبی برای کنترل اپیدمی دنبال نکنیم ممکن است موجهای احتمالی بعدی، سهمگینتر از موج فعلی باشد. او ادامه داد: ما فرصتهای طلایی را برای تصمیم گیری در گذشته از دست داده ایم که میتوانستیم بهتر عمل کنیم. قسمتی از این موضوع متاثر از ذات ویروس بوده که یک بیماری نوپدید است و شناخت ما هنوز هم در مورد بسیاری از ابعاد ویروس کرونا کافی نیست تا بتوانیم تصمیمات درستی درباره آن بگیریم. عضو هیات علمی انستیتو پاستور ایران، افزود: قسمتی هم متاثر از آماده نبودن کشور و ساختار بهداشت و درمان برای پاسخ سریع و به هنگام به یک اپیدمی با این ابعاد است و میتوان آن را ضعف مدیریتی و هماهنگیهای ضعیف بین بخشی دانست، بخشی هم متاثر از تحریمها و محدودیتهای ناشی از آن بوده که در ابعاد مختلف به ما ضربه زده و قسمتی هم مرتبط با مردم و عدم اعتماد کافی به دستورات و تبعیت لازم از توصیههای بهداشتی است. به اتاق فکر علمی و قوی در سطوح ملی و استانی نیاز داریمرئیس مرکز تحقیقات بیماری های نوپدید و باز پدید انستیتو پاستور ایران بیان کرد: انتظار می رود پس از ۹ ماه و گذراندن سه پیک اپیدمی با مرور آنچه گذشته است، در بعضی سیاستهایمان تجدیدنظر کنیم. اول آنکه نیاز به یک اتاق فکر علمی و قوی در سطوح ملی و استانی احساس میشود که بتواند تجزیه و تحلیل شواهد علمی بیان شده در سطح کشور و دنیا را به درستی انجام دهد و بهترین توصیهها را به مدیران ستادی و اجرایی داشته باشد. مصطفوی با بیان اینکه ما هنوز از تمام توان علمی کشور در مدیریت اپیدمی کرونا استفاده نکرده ایم، اظهار کرد: موضوع دوم، مشارکت دادن مردم در تصمیم گیریها و اجرای آنهاست تا مردم قسمتی از فرآیندهای جاری باشند نه فقط هدف آن. مساله سوم، نظارت بر اجرای صحیح و درست توصیههای بهداشتی است. در عین حال، در مدیریت این اپیدمی باید منسجم و قویتر عمل کنیم و مدیریتی واحد را بپذیریم. اگر این موارد را مدنظر داشته باشیم، انتظار است بتوانیم عملکرد موثرتر و اثربخش تری در ماههای پیش رو در مقابله با کرونا داشته باشیم.
|