فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

رئالیسم چیست؟ نقاشی رئالیسم چه ویژگی‌هایی دارد؟

رئالیسم چیست؟ نقاشی رئالیسم چه ویژگی‌هایی دارد؟


وب‌سایت ایوار - رضا‍ رجب‌پور: رئالیسم یا واقع گرایی در نقاشی در اواسط قرن نوزدهم میلادی در فرانسه ظهور کرد. این سبک تمامی فرم‌های سنتی هنر را نفی کرد و رویداد‌های واقعی را، به‌عنوان موضوع نقاشی، جایگزین تصاویری آرمان‌گرایانه ساخت.

اگرچه رئالیسم هرگز گروهی منسجم نبود، اما از این مکتب به‌عنوان اولین جنبش هنری مدرن یاد می‌شود که تمامی فرم‌های سنتی هنر، ادبیات و تشکیلات اجتماعی را پس از انقلاب صنعتی و روشنفکری نفی کرد. رئالیسم که در دهه‌ی ۱۸۴۰ در فرانسه آغاز شد، انقلابی در نقاشی پدید آورد و آنچه از مفهوم هنر درک می‌شد را گسترش داد.

نقاشان رئالیست که در عصری پرآشوب با خصوصیاتی، چون انقلاب و تغییرات گسترده‌ی اجتماعی کار می‌کردند، تصاویر آرمان‌گرایانه و استعاره‌های ادبیِ هنر سنتی را با رویداد‌های واقعی جایگزین کردند و به مسائل حاشیه‌ای در جامعه وزنی مشابه با نقاشی‌های تاریخی و حکایت‌های ادبی دادند.

انتخاب آن‌ها برای آوردن زندگی روزانه به روی بوم نقاشی، اولین جلوه از شوق آوانگارد برای تلفیق هنر و زندگی بود. به‌علاوه، نفی تکنیک‌های تصویری نظیر پرسپکتیو از سوی آن‌ها، بسیاری از تعاریف و بازتعاریف مدرنیسم در قرن بیستم را از پیش آشکار کرد.

فروشگاه رابوکالا

شروع رئالیسم

پیش از رئالیسم: نقاشی تاریخی و آکادمی هنر

آکادمی سلطنتی نقاشی و مجسمه‌سازی در سال ۱۶۴۸ میلادی توسط لویی چهاردهم تأسیس شد و برای تقریباً دو قرن تولید هنر در فرانسه را مدیریت کرد.

ازآنجایی‌که فرانسه از نظر فرهنگی در اروپای آن دوران سرآمد بود، این آکادمی استاندارد‌هایی را برای هنر در سراسر این قاره وضع کرد و به سراغ تأسیس استودیو‌هایی برای آموزش جوانان بااستعداد و شناسایی دستاورد‌های هنری در نمایشگاه‌های گاه و بی گاه خود رفت.

بالاترین شیوه و فرم هنر که در سال ۱۶۶۸ در قالب کنفرانسی از سوی این دانشگاه اعلام شد، هنر نقاشی تاریخی بود؛ تصویری بزرگ از یک روایت که معمولاً موضوعاتی، چون اساطیر کلاسیک، داستان‌های مذهبی انجیل، ادبیات یا دستاورد‌های تاریخی انسان داشت. تنها متبحرترین نقاشان مجاز به نقاشی در این ژانر بودند و آثار آن‌ها از سوی آکادمی با بیشترین استقبال و احترام همراه بود.

ژانر‌های بعدی از نظر اهمیت و سلسله‌مراتب، نقاشی پرتره، برای تصویرگری چهره‌ی افراد مهم، ژانر صحنه‌ها، برای به تصویر کشیدن گدا‌ها یا انسان‌های کم‌اهمیت، ژانر طبیعت، برای نقاشی ماهیت زندگی و ژانر نقاشی اشیاء برای به تصویر کشیدن طبیعت بی‌جان بود.

نئوکلاسیسم که از یافته‌های باستان‌شناسی در یونان و ایتالیا در اواسط قرن هجدهم و آرمان‌های روشنفکرانه‌ی علت و مرتبه جان می‌گرفت، تبدیل به بهترین سبک برای نقاشی تاریخی در اواخر دهه‌ی اول قرن هجدهم شد.

نقاشی تاریخی نئوکلاسیک، به‌مانند آثار ژاک لویی دیوید، از ارجاعات کلاسیک، تکنیک‌ها و صحنه‌های ترکیبی برای بیان رویداد‌های معاصر استفاده می‌کرد. برای مثال، نقاشی معروف لویی دیوید با نام «سوگند هوراتی‌ها»، ارزش مدنی میهن‌پرستی در ظاهر یک داستان از تاریخ‌نویس رومی، لیوی (Livy)، را روایت کرد.

رمانتیسم در پاسخ به نئوکلاسیسم، انقلاب صنعتی و ترویج زندگی و جامعه‌ی روشنفکری، آغوش خود را به روی احساسات غیرمنطقی و شدید و موضوعات عجیب‌وغریب به‌عنوان منابع اصیل‌تر برای خلاقیت هنری گشود. چشم‌انداز‌های رمانتیک، به‌جای صحنه‌های زیبا و منظم فضای باز، تبدیل به صحنه‌ای برای نبرد والای میان انسان و طبیعت شدند.


اونوره دومیه و هنری از نقد اجتماعی

دیگر تأثیر مهم بر رئالیسم، انفجار گسترده‌ی خبرنگاری انتقادی و کاریکاتور در آغاز حکومت سلطنتی ژوئیه بود. اگرچه پادشاهی استبدادی لوئی فیلیپه یکم منجر به سقوط وی شد، اما ۵ سال اول حکومت وی آزادی فراوانی نصیب نشریات و روزنامه‌ها کرد.

در این دوران بود که اونوره دومیه (Honoré Daumier) شروع به انتشار کاریکاتور‌هایی انتقادی از سلطنت، نظیر نقاشی چاپیِ گارگانتوا، با الهام از رمان فرانسوا رابلس، کرد که در آن شاه به‌عنوان یک غول پرخور به تصویر کشیده شده است.

این شیوه از نقاشی که می‌شد آن را در نشریات چاپ و تکثیر کرد، دومیه را قادر ساخت تا بتواند تفکرات انتقادی خود را رواج دهد. علی‌رغم اینکه دومیه به خاطر کشیدن چهره‌ای منفی از شاه به‌عنوان گارگانتوا، ۶ ماه زندانی شد، اما همچنان به خلق آثار رئالیستی با شیوه‌ی چاپ سنگی نظیر «خیابان ترانسنونان، پانزدهم آوریل ۱۸۳۴» ادامه داد.

او در این اثر واقعه‌ی جنایت‌کارانه‌ی کشتار بی‌گناهانی از طبقه‌ی کارگر به دست دولت فرانسه را به تصویر کشید. این اثر به‌قدری برای سلطنت خطرناک بود که لویی فیلیپ دستور داد تا عوامل وی، تا جای ممکن، نسخه‌هایی از آن را تهیه و معدوم کنند. دومیه به نقاشی و شیوه‌ی چاپ سنگی خود برای دهه‌ها ادامه داد و آثاری با محوریت کاملاً اجتماعی نظیر «واگن درجه سه» خلق کرد.


گوستاو کوربه، انقلاب‌های سال ۱۸۴۸ و ریشه‌های سوسیالیسم

وقتی‌که حکومت سلطنتی ژوئیه در سال ۱۸۴۸ سقوط کرد و منجر به شکل‌گیری جمهوری دوم (بین سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۱) شد، موج بزرگ‌تری از انقلاب در اروپا شکل گرفت که تغییرات اجتماعی گسترده در آلمان، ایتالیا، امپراطوری اتریش، هلند و لهستان را سبب شد.

این حوادث همراه با انتشار کتاب «فلسفه‌ی فقر» از پیر ژوزف پرودون در سال ۱۸۴۶ و بیانیه‌ی کمونیسم از مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۸، نور جدیدی را به طبقه‌ی حاشیه‌نشین در جامعه تاباند و رئالیسم تبدیل به زبان بصری برای نقاشی‌های آن‌ها شد.

گوستاو کوربه، دوست پرودون و طرفدار سرسخت رئالیسم، حمله‌ای چندجانبه به قدرت سیاسی فرانسه، طبقه‌ی متوسط جامعه و آکادمی‌های هنری را ترتیب داد. اثر او با عنوان «تدفین در اورنان»، آغاز رئالیسم به‌عنوان نیرویی عظیم در عرصه‌ی هنری اروپا را رقم زد و با روایت واقعی خود از مراسم تدفین یک روستایی در ابعادی که مختص نقاشی تاریخی و تمثیلی بود، یک رسوایی به بار آورد.

نقاشی دیگر او با عنوان «سنگ‌شکنان»، دو کارگر ناشناس از طبقه‌ی فرودست جامعه را روایت می‌کرد که در حال انجام کاری کمرشکن با حقوقی بسیار اندک هستند. صحنه‌ای که پیوندی دردناک با سوسیالیسم را برای مخاطب طبقه‌ی متوسط تداعی می‌کرد.

نقاشی «زنان جوان در کرانه‌ی رود سن» دیگر اثر کوربه با همین حس و حال بود که تصویری بی‌پرده از دو زن روسپی در کنار رود با لباس‌هایی نامرتب را روایت می‌کرد و موجب تلخ شدن ذائقه‌ی طبقه‌ی متوسط جامعه شد.

فروشگاه رابوکالا


رئالیسم: مفاهیم، سبک‌ها و گرایش‌ها

به چالش کشیدن هنجار‌ها و روابط زناشویی: کوربه و مانه

اگر کوربه در دهه‌ی ۱۸۵۰ با آثار شگرف خود و موضوعات آن، ارزش‌های جامعه‌ی فرانسه را به چالش کشید، ادوارد مانه در دهه‌ی ۱۸۶۰ رئالیسم را فراتر از تصور پیش برد.

او که با اثر «خواننده‌ی اسپانیایی» در سال ۱۸۶۱ نامی برای خود دست‌وپا کرده بود، در سال ۱۸۶۳ از اثری با نام «نهار بر روی چمن» رونمایی کرد. اگرچه این نقاشی در ابتدا نفی شد، اما در نمایشگاه سالون دِ رفوز (نمایشگاه رد شده‌ها) در معرض دید مخاطب قرار گرفت.

مانه در این اثر، تصویری بی‌پرده از دو جوان شیک‌پوش در حال غذا خوردن در یک جنگل همراه با دو زن کاملاً برهنه را نقاشی می‌کند و حساسیت‌های مخاطب، به‌خصوص مردان طبقه‌ی متوسط که دارای چنین تفریحاتی با زنان روسپی پاریسی بودند و تمایلی به یادآوری چنین صحنه‌هایی در نمایشگاه‌ها همراه با اعضای خانواده‌ی خود نداشتند، را برمی‌انگیزد.

مانه با معرفی اثر «المپیا» در سال ۱۸۶۵، تمامی این اتهامات رسوایی آور را در نقاشی خود می‌آورد. المپیا که بیننده را در جایگاه یک مشتریِ فاحشه‌خانه در تلاش برای جلب رضایت یک روسپی ناراضی قرار می‌دهد، نگاه مانه را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

بااین‌حال، منتقدان دقیقاً به نفع کوربه و مانه عمل می‌کنند؛ این رسوایی که آن‌ها در آثارشان به کار می‌گیرند، عمدی بود و خیلی سریع کوربه و مانه را وارد جمع هنرمندان شناخته‌شده‌ی جهان هنر کرد. به‌علاوه، کوربه و پس از آن مانه دسته‌بندی‌ها و موضوعات نقاشی آکادمیک را زیر پا گذاشتند و به سراغ تضعیف جایگاه خود آکادمی هنر رفتند.

وقتی‌که ۳ نقاشی از ۱۴ نقاشی کوربه برای نمایش در نمایشگاه جهانی سال ۱۸۵۵ به خاطر قوانین اندازه رد شد، او فضایی را در مجاورت نمایشگاه برای برپایی گالری رئالیسم خود اجاره کرد و در آن به نمایش ۴۰ اثر از کار‌های خود به‌طور رایگان برای عموم پرداخت.

وقتی‌که مانه از ورود به نمایشگاه جهانی در سال ۱۸۶۷ منع شد، اقدام به برپایی یک نمایشگاه مستقل کرد. اقدامات کوربه و مانه توجهات از نمایشگاه‌های دولتی را منحرف کرد و موجب شهرت آثار آن‌ها و همچنین ترغیب هنرمندان آتی (به‌خصوص هنرمندان امپرسیونیست نسل بعد) برای برگزاری نمایشگاه‌های مستقل هنری شد.


انقلاب بصری رئالیسم

درحالی‌که توسل به موضوعات چالش‌برانگیز در نقاشی هنرمندان رئالیست، جلوه‌ی آشکار اهداف ضد حکومتی آن‌ها بود، شاید ابتکارات تکنیکی آن‌ها برای مخاطبی که چشمان وی به ۱۵۰ سال هنر مدرن عادت داشت زیاد به چشم نمی‌آمد. بااین‌حال، در آن زمان فاصله‌ی هنری میان یک بوم نقاشی از کوربه و یک نقاشی تاریخی سنتی کاملاً آشکار و در تضاد با یکدیگر بود.

وقتی‌که کوربه نقاشی «سنگ‌شکنان» را معرفی کرد، منتقدان او را متهم به اعمال زشتی هدفمند در این اثر کردند و از مسطح بودن این ترکیب که با کمک نما‌های جسورانه در اطراف دو شخصیت اصلی بیشتر به چشم می‌آمد، شکایت داشتند.

یک سال بعد، نقاشی او با عنوان «زنان جوان دهکده» به‌عنوان اثری زمخت و بدترکیب و فاقد ویژگی‌های صحیح پرسپکتیو و بی‌توجه به ابعاد در به تصویر کشیدن سه زنی که کوچک‌تر از احشام کنار خود بودند، مورد حمله قرار گرفت.

نقاشی مانه با نام «نهار بر روی چمن» نیز تقریباً از همین جهات مشابه مورد نقد قرار گرفت؛ منتقدان نظراتی منفی نسبت به زمختی اثر مانه، مسطح بودن آن (نداشتن حجم) و سفیدی سرد و بی‌روح بدن زنان داشتند.

وقتی‌که منتقدان آثار مانه را با شاهکار‌های هنری دوران رنسانس از مارک آنتونیو رِیموندی و جورجونه مقایسه کردند، از بی‌حرمتی او نسبت به استادان نقاشی کهن بیشتر به خشم آمدند.

نمایش اثر المپیا (از زنی با بدنی زمخت و پوستی بی‌روح، بر اساس طرحی از نقاشی ونوسِ اوربینو) ثابت کرد که این دست‌کاری‌ها در شیوه‌های نقاشی سنتی آکادمیک، صرفاً یک اشتباه از سوی یک هنرمند جوان و خام نیستند.

منتقدان، بی‌خبر از همه‌جا، با چیزی روبه‌رو شده بودند که می‌رفت تبدیل به یک دستاورد بصری شگرف برای رئالیسم شود؛ کوربه و مانه هرکدام انتخابی هنری را برای فاصله گرفتن از مفهوم بوم به‌عنوان «پنجره‌ای رو به جهان» در جهت حرکت به‌سوی سطحی صاف و دوبعدی برگزیدند.

سطحی که بوم نقاشی را در قالب صفحه‌ای دوبعدی که به‌طور خلاقانه با رنگ پوشانده شده بود، تعریف می‌کرد.

این گام اول برای دور شدن از نقاشی سنتی به‌عنوان یک قالب بازنمایی محض، امتحانی سخت برای نسل‌هایی از هنرمندان مدرن بود و دلیل اصلی برای ادامه‌ی محبوبیت رئالیسم در حال حاضر محسوب می‌شد.

درحالی‌که کوربه در عقیده‌ی خود که هنر هرگز نمی‌تواند تماماً انتزاعی باشد مصمم و راسخ بود، نقاشی‌های غیر سنتی او و مانه به هنرمندان آتی برای فاصله گرفتن بیشتر از دنباله‌روی مستقیم از طبیعت‌گرایی قدرت می‌داد.

فروشگاه رابوکالا


روستاییان نجیب: ژان فرانسوا میله، روسا بونهر و ژول برتون

علی‌رغم پافشاری کوربه مبنی بر اینکه نقاشی‌های رئالیستی وی از موضوعات اجتماعی نشات می‌گیرد، همه‌ی هنرمندان رئالیست اهداف سیاسی او را دنبال نکردند. بااین‌حال، آن‌ها به زندگی طبقه‌ی فرودست جامعه توجه کردند و به سراغ نمایش آن در قالب هنر برتر رفتند.

ژان فرانسوا میله سه اثر با نام «برزگر»، «خوشه‌چین‌ها» و «شکرگزاران» را نقاشی کرد که سخت‌کوشی طبقه‌ی روستایی را همراه با شأن و منزلت، اما حال و هوایی کمتر جنجالی نسبت به آثار کوربه، به تصویر می‌کشید.

روسا بونهر، نقاش زن که والدین روشنفکر وی به او اجازه‌ی تحصیل در رشته‌ی آناتومی حیوانی در انبار‌ها و قصاب‌خانه‌ها در سنین جوانی را دادند (درحالی‌که وی لباس پسرانه به تن می‌کرد)، در ابتدا با اثر «شخم زدن در نیوِرنه» به سفارش دولت، چهار کشاورز را به تصویر کشید که در حال هدایت گاوی برای شخم زدن زمین هستند.

ازآنجایی‌که تصور می‌شد این نقاشی اشاره به صحنه‌ای از کتاب «حوض شیطان» اثر ژرژ ساند دارد، این نمونه‌ی اولیه از رئالیسم از انتقاداتی که به آثار شگرف کوربه می‌شد در امان ماند. اثر بعدی با عنوان «نمایشگاه اسب» تمرکز وی را بیشتر به سمت طبقه‌ی یقه آبی (کارگر) و توانایی او در خلق آثار پویا از طریق نگاه دقیق برد.

بااین‌حال، حتی این نقاشی‌های به‌ظاهر بی‌خطرِ میله از طبقه‌ی دهقانان فرانسه نیز نوعی محتوای سوسیالیستی با خطر بالقوه از سوی منتقدان محافظه‌کار، پس از انقلاب ۱۸۴۸، تلقی شد و منجر به اعطای حقوق بیشتر به آن‌ها گشت.

نقاشی‌های ژول برتون گزینه‌هایی امن‌تر بودند و «رئالیسم عامه» لقب گرفتند. نقاشی برتون با عنوان «خوشه‌چین‌ها» همان موضوعی را به تصویر می‌کشد که در نقاشی میله دیده می‌شود. در نقاشی میله، زنان روستایی فقیر اجازه می‌یابند تا اندکی از گندم‌های برجای‌مانده پس از عملیات برداشت را جمع کنند.

بااین‌حال، برتون صحنه‌ی نقاشی را از نگاهی دیگر به تصویر کشیده است؛ علی‌رغم اینکه عمل خوشه‌چینی کاری زنانه است، یک مرد همراه با سگ، صحنه را به احاطه‌ی خود درآورده و در حالت نظارت بر زمین کشاورزی است.

مناره‌ی کلیسا در افق نقاشی، ماهیت پرهیزکارانه و ارزش‌های مسیحیت در جامعه‌ی روستایی را تداعی می‌کند. به‌علاوه در این اثر شیوه‌ی دیگری از مدیریت به پاریسی‌هایی که نگران برابری فزاینده‌ی اشتراکات خود با همتایان روستایی هستند، نشان داده می‌شود.


رئالیسم در خارج از فرانسه

اگرچه رئالیسم در ابتدا یک پدیده‌ی فرانسوی بود، اما توانست طرفدارانی در سراسر اروپا و ایالات‌متحده پیدا کند. هنرمند آمریکایی، جیمز ابوت مک‌نِیل ویستلر (James Abbott McNeill Whistler) در دهه‌ی ۱۸۶۰ با کوربه دوست شد و به سبک رئالیست روی آورد.

اما ویستلر طرفدار «هنر صرفاً برای هنر» بود و ایده‌ی نقاشی به‌عنوان یک فعالیت اخلاقی یا اجتماعی به‌مانند کوربه را نفی کرد. بااین‌وجود، نقاشی او با نام «سمفونی سفید، شماره ۱: دختر سفید» موجب جنجال در همان نمایشگاهی شد که مانه جنجال به پا کرد؛ زیرا منتقدان معتقد بودند که این اثر دلالت بر معصومیت ازدست‌رفته‌ی یک عروس دارد.

توماس ایکینز (Thomas Eakins)، تبدیل به مطرح‌ترین نقاش رئالیست در ایالات‌متحده شد و آثار خود را با عکاسی ادغام کرد و شخصیت نقاشی‌های خود را از طریق نگاه نزدیک ساخت.

نقاشی «کلینیک گراس» پرتره‌ای از دکتر ساموئل گراس در حال انجام یک جراحی تهاجمی در یک سالن تئاتر با جزئیات دقیق است. انتخاب او از یک موضوع معاصر (جراحی مدرن)، از این باور رئالیست که یک هنرمند باید متعلق به عصر خود باشد نشات می‌گیرد.

هنرمند رئالیست آلمانی، ویلهلم لایبل (Wilhelm Leibl)، با کوربه دیدار کرد و آثار این نقاش فرانسوی، وقتی‌که او در سال ۱۸۶۹ به آلمان رفت، را دید. کوربه که توانایی‌های لایبل را دید، او را برای بازگشت به پاریس، جایی که لایبل به موفقیت شگرف رسید، وسوسه کرد.

لایبل همچنین قبل از بازگشت به مونیخ برای معرفی خود به‌عنوان برترین نقاش رئالیست آلمانی، با مانه نیز دیدار کرد. بیشترین شهرت لایبل به خاطر نقاشی‌های او از صحنه‌های روستایی نظیر «سه زن در کلیسا» است.

نقاشی‌هایی که طبیعت‌گرایی ناب از استادان کهن هلندی و آلمانی را وارد عصر مدرن کرد. اگرچه لباس‌های نسبتاً قدیمی آن سه زن نشان از طبقه‌ی اقتصادی پایین آن‌ها دارد، اما لایبل آن‌ها را از طریق صبر و فروتنی‌شان تجلیل می‌کند.

نقاش رئالیست، ایلیا رپین (Ilya Repin)، برجسته‌ترین نقاش کشور خود در قرن نوزدهم بود و توانست هنر بصری روسی را در نظر مخاطب اروپایی بزرگ جلوه کند.

نقاشی بزرگ او با عنوان «کرجی‌کشان وُلگا» قدرت جسمانی طبقه‌ی کارگر در روسیه را تجلیل کرد. رمان‌نویس روسی، لئو تولستوی، در مورد رپین این‌گونه می‌نویسد: «رپین زندگی مردم را به‌مراتب بهتر از دیگر نقاشان روسی به تصویر می‌کشد.»

رپین که به پاریس سفر کرده بود و با جنبش نوظهور امپرسیونیسم آشنایی داشت، ترجیح داد تا به نقاشی در سبک رئالیسم ادامه دهد، زیرا احساس می‌کرد که نقاشی امپرسیونیست فاقد انگیزه‌های اجتماعی ضروری برای هنر مدرن است.


پیشرفت‌های بعدی؛ دوران پس از رئالیسم

هیچ گروه منسجم و تعریف‌شده‌ای برای رئالیسم وجود نداشت. نقاشان رئالیست به‌مانند امپرسیونیست‌ها دارای یک گروه منسجم که حتی باهم یک نمایشگاه برگزار کردند، نبودند.

جنبش رئالیست متشکل از چندین هنرمند بود که به‌طور مستقل از یکدیگر، خطی مشابه را دنبال می‌کردند. اگرچه آن‌ها یکدیگر را می‌شناختند و هنرمندان و نویسندگان به‌طور دوطرفه از دوستان خود حمایت می‌کردند، اما هیچ جدایی یا انحلال در این گروه مشاهده نشد؛ بنابراین، انگیزه‌های تاریخی و هنری که منجر به پیدایش و توسعه‌ی رئالیسم شده بود، در هنر و صفات انسانی نقاشان سراسر جهان برای نسل‌های آتی ادامه پیدا کرد.

کوربه و مانه به‌عنوان «کودکان ترسناک» دنیای هنر در قرن نوزدهم، اغلب به‌عنوان اولین هنرمندان آوانگارد شناخته می‌شوند و ترکیب هنر و انتقاد از سوی آن‌ها، زمینه‌ای برای فعالیت سیاسی هر هنرمند به شیوه‌ی خود را فراهم آورد.

افزون بر این، خط سیر بصری آن‌ها به‌سوی صافی (نقاشی دوبعدی)، شاخه‌های گسترده‌ای برای نقاشی داشت که بدون مانه، قدم بعدی به‌سوی امپرسیونیسم هرگز میسر نمی‌شد.

استفاده‌ی آن‌ها از خطوط برجسته برای ساختن فرم و تقسیم آن به تکه‌هایی از رنگ نیز منبع الهامی برای هنرمند پست امپرسیونیست، پل سزان و پیروان وی، همراه با هنرمندان کوبیست، پابلو پیکاسو و ژرژ براک، شد.

حتی هنرمندانی با اهداف کاملاً متفاوت‌تر از رئالیسم نیز به این جنبش پیوستند. جورجیو دِ کیریکو، رهبر جنبش هنری متافیزیکی، مقاله‌ای در باب احترام به کوربه، کسی که به اعتراف او نقش پدر این جنبش را بر عهده داشت، می‌نویسد. آندره برتون، مؤسس سبک سورئالیسم، شیوه‌ی کوربه در ترکیب هنر با سیاست را ارج می‌نهد؛ ژرژ باتای، هنرمند مخالف سورئالیسم، از مانه به‌عنوان پدر هنر مدرن و اولین فردی یاد می‌کند که موضوع نقاشی را با اثر المپیا «نابود» کرد.

مکتب واقع‌گرای آمریکا، موسوم به مکتب آشکان، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، از برخی از تصویرگری‌های زشت و حقیقی زندگی شهری که تا حدی مبتنی بر زبان استعاری و آگاهی اجتماعیِ مکتب رئالیسم بود، فاصله گرفت.

به‌طور مشابه، رئالیسم اجتماعی، جنبشی که بیشتر یک پدیده‌ی فرهنگی بود، رئالیسم را با عدالت اجتماعی به‌عنوان شیوه‌ای معین و استعاری برای مقابله با هنر آبستره‌ی مرسوم در اوایل این قرن، پیوند داد. نقاشان دیواری مکزیکی، هنرمندان آمریکایی دوره‌ی رکود و نقاشان فرانسوی و آلمانی در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم، به این شیوه برای خلق آثار صریح و روشن به‌منظور انتقال پیام‌های خود به مخاطبان روی آوردند.

ژوزف استالین در سال ۱۹۳۴ دستور داد که رئالیسم اجتماعی نباید با رئالیسم سوسیالیستی، به‌عنوان هنر دولتیِ اتحاد جماهیر شوروی، اشتباه گرفته شود.

اگرچه هردوی آن‌ها هدف مشترکی برای آموزش و تعلیم طبقه‌ی فرودست و بی‌سواد جامعه را دنبال می‌کردند، اما شاخه‌ی شوروی آن (ترکیبی بصری از رئالیسم رپین و یک امپرسیونیسم درخشان‌تر) تبدیل به هنری رسمی و دانشگاهی شد که از رژیم حمایت می‌کرد و تقریباً تا زمان انحلال اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ پابرجا ماند.

هنرمندان عینیت نو (New Objectivity) در وایمارِ آلمان، درس‌هایی از حقیقت نقاشی‌های رئالیست لایبل برای حرکتِ فراتر از تحریف و انتزاعِ اکسپرسیونیسم آلمانی گرفتند.

فتورئالیسم در دهه‌ی ۱۹۶۰ از یک رابطه‌ی مشابه با اکسپرسیونیسم انتزاعی متولد شد و تصور می‌شد که هنرمندان آن هرگز به سراغ انگیزه‌های اجتماعی مکتب رئالیسم نخواهند رفت و بیشتر به دنبال پیوند دادن خود با هنر عامه‌ی معاصر و همچنین زبان استعاری باشند. بااین‌حال، آن‌ها نیز به‌طور آشکار خود را وامدار جنبش رئالیسم کردند.


ایده‌های کلیدی رئالیسم

  • رئالیسم به‌طور گسترده به‌عنوان آغاز هنر مدرن تلقی می‌شود. این تصور عمدتاً به خاطر اعتقاد رئالیسم به زندگی روزانه و جهان مدرن به‌عنوان موضوعات قابل‌قبول هنری است. رئالیسم از نظر فلسفی اهداف ترقی‌خواهانه‌ی مدرنیسم را می‌پذیرد و به دنبال حقایق جدید از طریق بررسی مجدد و واژگونی نظام ارزش‌ها و باور‌های سنتی است.
  • رئالیسم خود را با نحوه‌ی شکل‌گیری زندگی به‌صورت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در اواسط قرن نوزدهم مرتبط می‌داند. این امر گاهی منجر به خلق تصاویری زشت و بی‌پرده از لحظات ناخوشایند زندگی با استفاده از رنگ‌های تیره و خاکی در تضاد با ایده‌های غایی و زیبای هنر می‌شود.
  • رئالیسم در ابتدا و به‌طور واضح به‌عنوان یک جنبش هنری ضد آکادمیک و مخالف تقلید ظهور کرد. نقاشان رئالیسم هنجار‌ها و ارزش‌های اجتماعی طبقه‌ی متوسط و سلطنت مطلقه که بر بازار هنر سلطه داشت را هدف قرار دادند. اگرچه آن‌ها به ارائه‌ی آثار خود به گالری‌های هنری آکادمی هنر ادامه دادند، اما آن‌قدر‌ها هم برای برپایی نمایشگاه‌های مستقل به‌منظور نمایش آثار متفاوت خود خوب نبودند.
  • پس از رواج گسترده‌ی نقاشی در روزنامه‌ها و رسانه‌های گروهی در خلال انقلاب صنعتی، رئالیسم مفهوم تازه‌ای از هنرمند روزنامه‌نگار را معرفی کرد. گوستاو کوربه، ادوارد مانه و دیگران به‌طور عمد به سراغ موضوعات جنجالی رفتند و از رسانه برای گسترش محبوبیت خود به شیوه‌ای که امروزه در میان هنرمندان رایج است، بهره بردند.

فروشگاه رابوکالا

برترین آثار و هنرمندان سبک رئالیسم

در انتها به معرفی برخی از مهم‌ترین آثار سبک رئالیسم می‌پردازیم و مهم‌ترین دستاورد‌های هر هنرمند در هر اثر را بررسی می‌کنیم.

خیابان ترانسنونان، پانزده آوریل ۱۸۳۴؛ اثر اونوره دومیه

حتی پیش از آغاز مکتب رئالیسم به‌عنوان گرایشی منسجم در دهه‌ی ۱۸۴۰، نقاشی‌ها و کاریکاتور‌های دومیه به موضوعاتی، چون بی‌عدالتی‌های اجتماعی اشاره داشتند.

موضوعاتی که به آثار کوربه و دیگر هنرمندان جان دادند. شورش علیه سلطنت لویی فیلیپ یکم در آوریل ۱۸۳۴ به اوج خود رسید و یک افسر پلیس در خلال شورش در یک محله از طبقه‌ی کارگران کشته شد.

نیرو‌های حکومتی به تلافی این اتفاق، اقدام به قتل‌عام وحشیانه‌ی ساکنان ساختمانی کردند که باور داشتند قاتل در آنجا مخفی شده است.

دومیه در نقاشی «خیابان ترانسنونان، پانزده آوریل ۱۸۳۴» به شیوه‌ای عاطفی و تحریک‌کننده، افراطی‌گری حکومت را به تصویر می‌کشد و واکنش نامتناسب حکومت در ارتباط با این حادثه را روایت می‌کند.

او در این اثر تمرکز خود را معطوف به جسدی از یک شهروند غیرمسلح می‌کند که بر روی بدن کودک مرده‌ی خود افتاده است. این روایت بی‌پرده برای تقبیح حکومت، با رئالیسم در حمله به ساختار‌های سنتی قدرت همراه می‌شود. این اثر در قالب نقاشی چاپ سنگی بر روی کاغذ، در موزه‌ی هنر متروپولیتن نیویورک قرار دارد.


تدفین در اورنان؛ اثر گوستاو کوربه

کوربه با اثر «تدفین در اورنان» نام خود را هم‌ردیف با جنبش جوان رئالیست قرار داد. او با به تصویر کشیدن یک مراسم تدفین ساده در شهر زادگاه خود، به چندین هدف دست یافت. نخست، او اثری با موضوعی دنیوی همراه با مردمانی ناشناس (هر نفر دارای یک پرتره‌ی مشخص است) خلق کرد که به‌طور سنتی در اختیار نقاشی تاریخی قرار داشت.

دوم، او از هرگونه ارزش معنویِ فراتر از مراسم کفن‌ودفن اجتناب کرد؛ این نقاشی اغلب با اثر «تدفین کنت اورگاز» از اِل گرکو مقایسه می‌شود که فاقد ویژگی‌های روحانی به‌تصویرکشیده‌شده در آن نظیر مسیح و بهشت است.

سوم، نقاشی زشت کوربه مخاطبان شیک‌پوش پاریسی را با برابری‌های جدید سیاسی در کشور آشنا کرد؛ زیرا انقلاب سال ۱۸۴۸ به مردان تمام کشور حق رأی می‌داد. جمله‌ی افسانه‌ای کوربه مبنی بر اینکه «تدفین در اورنان درواقع تدفین رمانتیسم بود» سبک بصری جدیدی را به‌سوی دنیایی سریعاً در حال مدرن شدن باز کرد. این اثر در قالب نقاشی رنگ روغن، در موزه اورسی در پاریس قرار دارد.


سنگ شکنان؛ اثر گوستاو کوربه

کوربه در همان نمایشگاه سال ۱۸۵۰-۱۸۵۱ و در جایی که با اثر «تدفین در اورنان» موجی به راه انداخت، تابلوی «سنگ‌شکنان» را نیز معرفی کرد. در این نقاشی که دو کارگر، یکی جوان و دیگری پیر، دیده می‌شوند، کوربه تصویری رئالیست از زندگی روزانه و تمثیلی از ماهیت فقر را به نمایش می‌گذارد.

درحالی‌که این تصویر از دو مردِ در حال ساخت شن و ماسه برای جاده‌ها، به‌عنوان سخت‌ترین و کم مزدترین کارها، الهام گرفته شده است، کوربه چهره‌ی آن‌ها را نامشخص نقاشی می‌کند تا این دو مرد به‌عنوان افرادی از پایین‌ترین طبقه‌ی اجتماعی فرانسه ناشناس باقی بمانند.

بیشتر توجهات، به‌جای شناسایی چهره‌ی این دو نفر، معطوف به لباس‌های کثیف و پاره، قدرت، دستان فرسوده و رابطه‌ی آن‌ها با زمین می‌شود.

بااین‌حال، آن‌ها بسیار بزرگ هستند و با یک شان و منزلت خاموش به تصویر کشیده شده‌اند که نشان از تمایل آن‌ها برای ساخت دنیایی مدرن به‌صورت ناشناس و بی‌سروصدا دارد. این اثر در قالب نقاشی رنگ روغن کشیده شد و در خلال جنگ جهانی دوم در درسدن از بین رفت.


نهار بر روی چمن؛ اثر ادوارد مانه

پس از موفقیت‌های جنجالی کوربه در نمایشگاه ۱۸۵۰-۱۸۵۱، مانه تبدیل به دیگر هنرمند رئالیست مهم با آثار جنجالی شد.

اثر «نهار بر روی چمن» در نمایشگاه سالن دِ رفوز در سال ۱۸۶۳ به نمایش درآمد و به خاطر به تصویر کشیدن دو جوان پاریسی در کنار دو زن برهنه در یک پیک‌نیک، جنجال‌های فراوانی به پا کرد. درواقع این اثر با پدیده‌ی روسپیگری در بوا دو بولون (Bois de Boulogne)، پارکی که مردان طبقه‌ی متوسط جامعه همراه با محافظان خود به آن می‌رفتند، ارتباط داشت.

صرف‌نظر از رسوایی اجتماعی ناشی از این صحنه‌ی نقاشی شهوت‌انگیز، ترکیب مانه از یک گروه تشبیهیِ وام گرفته از آثار استادان کهن با ویژگی‌های زیبایی‌شناختی دوبعدی رئالیسم، خشم بسیاری از منتقدان هنری را برانگیخت.

مانه توجهات را به تهذیب کاذب جامعه‌ی ثروتمند پاریسی، با تصاویر برهنه در موزه‌ها و روسپی‌های لخت در جنگل‌های آن، معطوف کرد، درحالی‌که اثری را کشید که نقاشی کلاسیک را متحول ساخت.

انحراف او از پرسپکتیو و سر باز زدن از دنباله‌روی شیوه‌های رنسانس به‌عنوان «پنجره‌ای رو به جهان»، زمینه را برای پیدایش امپرسیونیسم و جنبش‌های بعدی هموار کرد. این اثر در قالب نقاشی رنگ روغن، در موزه‌ی اورسی در پاریس قرار دارد.


سمفونی سفید شماره ۱: دختر سفید؛ اثر جیمز ویستلر

اگرچه ویستلر به خاطر سبک مشخص نقاشی و نفی استاندارد‌های آکادمیک در زمره‌ی هنرمندان رئالیست جای دارد، اما او به‌عنوان طرفداری سرسخت از عقیده‌ی «هنر صرفاً برای هنر» شناخته می‌شود.

ویستلر به‌طور آشکار بیان می‌کند که «هنر باید مستقل از تمامی ستایش‌های بیهوده باشد. هنر باید خودکفا باشد و بدون ادغام با احساسات کاملاً غریبه برای آن نظیر ازخودگذشتگی، عشق، افسوس، میهن‌پرستی و موارد مشابه، برای حس هنری گوش و چشم جاذبه داشته باشد.»

او به‌جای نوشتن بیانه‌های اجتماعی، آثار خود نظیر «سمفونی سفید» را با استفاده از واژگان موزیکال برای نمایش ترتیبات موزون درون یک «کلید» غالب معرفی کرد. این ایده روابط میان موسیقی و هنر آبستره در قرن بیستم توسط هنرمندانی، چون ژرژ براک و واسیلی کاندیسنکی را پایه‌گذاری کرد.

بااین‌حال، منتقدان همچنان به دنبال تفسیر اثر سمفونی سفید بودند و اعتقاد داشتند که مو‌های پریشان دختر و دسته‌گلِ روی زمین افتاده نمادی از یک معصومیت ازدست‌رفته یا باکرگی هستند. ویستلر در این ارتباط، این ایده را که هنر او حاوی مفاهیم پنهانِ خارج از هر آنچه بر روی بوم است رد کرد. این اثر در قالب نقاشی رنگ روغن، در گالری ملی هنر در واشنگتن قرار دارد.


آواز چکاوک؛ اثر ژول برتون


یکی از مشهورترین آثار ژول برتون، هنرمند رئالیست فرانسوی، با عنوان «آواز چکاوک» نقد‌های فراوانی را به‌عنوان اثری کمتر چالشی دریافت کرد.

این اثر به‌طور گسترده به‌عنوان شیوه‌ای از نقاشی رئالیسم پذیرفته شد. رئالیسمِ برتون در اواخر قرن نوزدهم حاوی اشاراتی از کنایه‌های شاعرانه بود؛ زیرا چکاوک به‌طور سنتی نمادی از سپیده‌دم محسوب می‌شود.

در نقاشی برتون، زنی روستایی در وسط زمین کشاورزی ایستاده و داسی به دست دارد، درحالی‌که خورشید در آستانه‌ی طلوع در افق است. رنگ‌های ملایم آسمان پس‌زمینه‌ای زیبا برای این زن قوی و پابرهنه خلق می‌کند.

تکریم سخت‌کوشی از سوی برتون، این اثر را به‌عنوان نمادی از صبر و بردباری فرانسوی، در زادگاهش به محبوبیت فراوان می‌رساند. به‌علاوه، آواز چکاوک در جامعه‌ی پروتستان و عصر بازسازی آمریکا نیز به نمادی وارسته از سخت‌کوشی بدل می‌شود.

درواقع، نقاشی‌های او از زنان روستاییِ تنها در مزارع به حدی محبوب شدند که برتون بسیاری از آن‌ها را چاپ کرد و گاهی نیز نسخه‌هایی کپی از آن‌ها می‌کشید. این اثر در قالب نقاشی رنگ روغن، در موسسه‌ی هنری شیکاگو قرار دارد.

منبع: theartstory

مطالب مشابه 

آشنایی با سبک امپرسیونیسم و سرآغاز آن در نقاشی
سوررئالیسم چیست و نقاشی سوررئال چه ویژگی‌هایی دارد؟
آموزش افکت باران (فتوشاپ)
ساخت افکت پازل در فتوشاپ
آموزش گام به گام ایجاد افکت بوکه در فتوشاپ
آموزش ایجاد افکت بافت در فتوشاپ CS6
ایجاد یک افکت متنی آتشین با فتوشاپ CC
افکت بسیار جالب ۶ وجهی و مناسب برای تصاویر اتومبیل
رئالیسم چیست؟ نقاشی رئالیسم چه ویژگی‌هایی دارد؟
کوبیسم چیست و نقاشی کوبیسم از کجا نشأت گرفته 

تولیدات تازه خودروسازان وطنی؛ سرحال یا بی‌رمق؟

تولیدات تازه خودروسازان وطنی؛ سرحال یا بی‌رمق؟


برترین‌ها: خودروسازان وعده تولید خودرو‌های متنوعی می‌دهند. آن‌ها مدعی شده‌اند که در سال جهش تولید قرار است محصولات جدیدی را به بازار عرضه کنند تا از وخامت حال بازار خودرو کم کنند. براساس اظهارات سعید زرندی، معاون طرح و برنامه وزارت صمت تولید یک‌میلیون‌و۲۰۰هزار دستگاه خودرو در سال۹۹ از سوی سیاستگذار خودرو هدف‌گذاری شده است. به‌نظر می‌رسد بخشی از این عدد قرار است به دوش محصولات جدید ایران‌خودرو و سایپا باشد. شاهین، راناپلاس، k۱۳۲ و... خودرو‌هایی هستند که نام آن‌ها این روز‌ها با برچسب تولیدات داخلی سال ۹۹، رسانه‌ای شده‌اند و قرار است کمکی به کنترل بازار خودرو بکنند.

خودروی بی‌نام

محصول تولیدی جدید k۱۳۲، خودرویی سدان در کلاس ابعادی C است که هنوز مسئولان نامی برایش پیدا نکرده‌اند. تولیدی ایران‌خودرو، در ٢مدل با گیربکس دستی و اتوماتیک، دارای استاندارد آلایندگی یورو۵ است. فرمان برقی، صندوق عقب جادار، صندلی‌های جلو برقی، دوربین دید عقب، آینه‌های برقی تاشونده راهنمادار، سیستم هشدار‌دهنده مالتی پلکس، کروز کنترل، سان روف، چراغ روشن‌کننده فضای پایین داخل کابین (Foot lamp)، سیستم تهویه هوای اتوماتیک از دیگر مزایای این خودرو سدان جدید است. علاوه بر این دارا بودن چراغ‌های جلو مجهز به لامپ نئون و چراغ روز (Day Light)، گرافیک جدید چراغ‌های عقب از دیگر ویژگی‌های این خودرو به‌شمار می‌رود.

راناپلاس چه امکانات جدیدی دارد؟

رانا پلاس دیگر خودرو تولیدی جدید در بازار است؛ رانا پلاس یکی از خودرو‌های جدیدی است که قرار است تا پاییز امسال وارد بازار شود و به نوعی دومین برند ملی شناخته می‌شود. این خودرو تجهیزات ارتقا یافته چندانی ندارد. استاندارد یورو۵ یکی از تغییرات جدی این خودرو است. علاوه بر این حجم موتور در این خودرو ۱.۶، حداکثر قدرت موتور ۱۰۵ (۵۸۰۰دور در دقیقه)، حداکثر گشتاور موتور ۱۴۲ (۴۰۰۰دور در دقیقه)، تعداد سوپاپ ۱۶، استاندارد حد آلایندگی یورو۵، حداکثر سرعت۱۹۰، میانگین مصرف سوخت در خارج از شهر ۵.۵، میانگین مصرف ترکیبی ۶.۹، ترمز‌های جلو دیسکی خشک‌شونده و ترمز‌های عقب کاسه‌ای است.

سایر تجهیزات این خودرو شامل سیستم ضد‌سرقت و سیستم هشدار‌دهنده مرکزی ورودی غیرمجاز، سیستم عیب‌یابی هوشمند، قفل مرکزی با ریموت کنترل، کمربند‌های ایمنی جلو سه نقطه‌ای با قابلیت تنظیم ارتفاع است. ایران خودرو برای راناپلاس از همان موتور TU۵ سابقش استفاده کرده فقط با این تفاوت که این موتور در رانا LX و EL از نوع یورو۴ بود، ولی در رانا پلاس از نوع یورو۵ است.

سورن پلاس در راه است

سورن‌پلاس مجهز به موتور EF۷ با حجم ۱.۷لیتر و حداکثر قدرت۱۱۵ اسب‌بخار و حداکثر گشتاور ۱۶۰نیوتن متر بوده و می‌تواند استاندارد‌های آلایندگی یورو۵ را پاس کند. نکته حائز اهمیت درخصوص سورن‌پلاس مطابقت این خودرو با استاندارد یورو۵ است. مثل بقیه خودرو‌های در راه! یک گیربکس پنج سرعته دستی نیز نیروی تولید موتور این خودرو را به چرخ‌های جلو آن منتقل می‌کند. قوای محرکه و جعبه دنده سورن پلاس در بسیاری از محصولات دیگر ایران‌خودرو نیز مشاهده می‌شود و همین موضوع می‌تواند به خریداران اطمینان دهند که خودرو مذکور در این دو بخش مشکلی درخصوص قطعات و خدمات پس از فروش نخواهد داشت.

شاهین پرسروصدا

شاهین پرسروصداترین خودروی تولیدی سال‌جاری است که حتی پیش‌فروش هم شده است. شاهین سدان ملی جدید سایپاست که بر مبنای پلتفرم SP۱۰۰ توسعه پیدا کرده است. 

سایپا شاهین (سایپا رهام) قرار بود تا پیش از آغاز تحریم‌ها در مشارکت با کمپانی برلیانس چین، با پیشرانه ۱٫۶۵ لیتری ۱۶سوپاپ تنفس طبیعی به بازار بیاید. این پیشرانه قدرت ۱۱۳ اسب‌بخار را با گشتاور ۱۵۴نیوتن متر برای شاهین فراهم می‌کرد. همچنین جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک هیوندای پاورتک (HPT) وظیفه انتقال قدرت را در نسخه فول آپشن این سدان سایپا، به چرخ‌های جلو داشت. از سویی قرار بود تا نمونه کراس اوور (هاچ بک کراس) پلتفرم SP۱۰۰ با پیشرانه ۱٫۵ لیتری توربو گروه برلیانس به بازار بیاید که قدرتی نزدیک به ۱۵۰ اسب‌بخار را داشت.

اما آغاز تحریم‌ها باعث شد تا تامین قوای فنی شاهین از سایت‌های تولیدی خارجی امکان پذیر نباشد؛ لذا در این مدت، سایپا و «مگاموتور» سعی داشتند تا با داشته‌های فنی خود و ساخت پیشرانه‌های جدید، مشکل تولید شاهین را حل کنند. بدنه این خودرو تویوتا یاریس و موتور داخلی آن به عقیده کارشناسان مشابه پراید است؛ ۴سیلندر و ۸ سوپاپ.

این خودرو هم از استاندارد آلایندگی یورو۵ برخوردار است و سامانه هشدار‌دهنده تعویض دنده GSI دارد و مجهز به هشدار بستن کمربند ایمنی، چراغ روشنایی روز، سنسور نور، سنسور پارک و دوربین عقب، آینه‌های تاشوی برقی، تهویه اتوماتیک دیجیتال، نمایشگر لمسی، سان‌روف، بلوتوث است. هنوز به‌صورت رسمی قیمتی برای این نسخه سایپا شاهین اعلام نشده است. اما با توجه به برخی اطلاعات، احتمال آن زیاد است که در تابستان آینده این سدان جدید با قیمتی فراتر از ۱۵۰ میلیون تومان به‌دست مشتریان برسد.

پراید‌های توسعه یافته در سال ۹۹

پلتفرم X۲۰۰ در محصولاتی، چون کوئیک، ساینا و تیبا استفاده می‌شود. در سال۹۸ شرکت سایپا کوئیک آر را در این سبد محصول معرفی کرد و از سویی پیش فروش نمونه‌های آپشنال خانواده تیبا و ساینا را آغاز کرد.

«کوئیک۹۹» نخستین عضو این خانواده است و سپس «ساینا۹۹» به بازار معرفی می‌شود. با توجه به حذف کامل خانواده پراید در بخش خودرو‌های سواری گروه سایپا از خرداد سال‌جاری، این شرکت برنامه دارد که تیپ‌ها و نسخه‌های خانواده X۲۰۰ را ارتقا دهد. اطلاعات اولیه حاکی از آن است که سری۹۹ محصولات X۲۰۰، در بحث طراحی با فیس لیفت همراه شده‌اند و از سوی تریم داخلی متفاوتی نسبت به سایر نمونه‌ها دارند.

منبع: گزارش روزنامه همشهری


تولیدات تازه خودروسازان وطنی؛ سرحال یا بی‌رمق؟


اشتباهات معمول عکاسان تازه کار


تازه ترین فناوری‌های جالب


جزئیات تازه از گوشی وان پلاس ۸ تی


خبرهای تازه از گوشی دونمایشگره ال جی


تولید لپ تاپ با نرخ تازه سازی صفحه ۳۶۰ هرتز


۴ سریال تازه تلویزیون از امشب در کنداکتور


خبرهای تازه از گوشی تاشوی گالکسی زد فولد ۲


اطلاعات تازه در مورد گوشی‌های جدید شیوآمی


در قلب من یا وقتی تلویزیون درباره «عشق» منعطف شد

در قلب من یا وقتی تلویزیون درباره «عشق» منعطف شد


روزنامه جام جم: حمید لبخنده از کارگردانان فعال در دهه ۷۰ و ۸۰ بود که در این دو دهه تلاش کرد با ساخت سریال‌هایی همچون در پناه تو، در قلب من، با من بمان و ... به مشکلات و مسائل جوانان بپردازد. حتی می‌توان گفت که او با ساخت مجموعه در پناه تو توانست در تلویزیون تابوشکنی کند و بعد از ساخت این اثر سراغ کارگردانی مجموعه تلویزیونی در قلب من رفت و می‌خواست دوباره موفقیتش را تکرار کند. گرچه او تلاش کرد باز هم دست روی موضوعات جوانان از زاویه‌ای دیگر بگذارد، اما خیلی نتوانست همچون سریال در پناه تو که هنگام پخش آن خیابان‌ها خلوت می‌شد، موفق شود.


البته نه این‌که سریال در قلب من مخاطب نداشته باشد، اما این انتظار می‌رفت که دوباره به همان میزان بیننده داشته باشد. او در سریال در قلب من به غیر از آن‌که نگاهی به مسائل و مشکلات جوانان داشت، سراغ زندگی‌های تجملاتی یا به قول معروف لاکچری رفت و تصویرگر زندگی دو خانواده از قشر فقیر و ثروتمند شد. همچنین او در این سریال از سه نسل مسن، میانسال و جوان دعوت کرده بود تا نقش خانواده به معنای واقعی‌اش در کارش پررنگ باشد. به بهانه بازپخش این سریال که این روز‌ها روی آنتن آی‌فیلم ۲ است، نگاهی به جزئیات این سریال داشتیم و با رزیتا غفاری، ایفاگر یکی از نقش‌های اصلی این سریال به نام سارا هم به گفتگو نشسته‌ایم که در ذیل می‌خوانید.


قصه تابوشکنی یک کارگردان


در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شاهد مجموعه‌های خانوادگی در تلویزیون بودیم و کارگردانان سعی می‌کردند از زوایای مختلف به موضوع خانواده و مسائل و مشکلات‌شان بپردازند. به همین دلیل کمتر جوانان دستمایه ساخت آثار تلویزیونی می‌شدند تا این‌که حمید لبخنده با دستمایه قرار دادن محیط دانشگاه و ارتباط میان دانشجویان دختر و پسر، سریال در پناه تو را ساخت و با این سریال نه‌تن‌ها دست روی موضوع جوانان گذاشت، بلکه با تابوشکنی روی برخی جزئیات در سریال، توانست نظر بسیاری از مردم را جلب کند و آن‌ها را پای این سریال بنشاند.


او بعد از دو سال با ساخت سریال در قلب من باز هم دست روی موضوع جوانان گذاشت و این بار سعی کرد نگاه تازه‌تری نسبت به ساخته قبلی‌اش داشته باشد. به همین دلیل دختران و پسران جوان قصه از دو خانواده فقیر و ثروتمند بودند؛ خانواده‌هایی که هرکدام به لحاظ احساسی و عاطفی ویژگی‌های خودشان را داشتند. البته لبخنده در این سریال می‌شود گفت که خیلی هم نگاه منطقی به خانواده‌های ثروتمند و فقیر نداشت، زیرا دیدگاهش این بود که خانواده‌های ثروتمند همیشه مشکلات زیادی دارند و به لحاظ عاطفی نسبت به هم سرد هستند و خلاف این اتفاق در خانواده‌های فقیر رخ می‌دهد و آن‌ها بسیار بااحساس و بامحبت هستند. شاید توجه نکردن به همین جزئیات باعث شد تا او نتواند موفقیت سریال در پناه تو را یک بار دیگر تکرار کند.


یادی از آن‌هایی که دیگر نیستند


در سریال در قلب من، حمیده خیرآبادی نماینده نسل مسن بود. او در این سریال نقش مادربرزگ خانواده فقیر را بازی می‌کرد که مادر کریم و رحمان (جمال اجلالی و عنایت‌ا... شفیعی) بود.   زنده‌یاد خیرآبادی در آن دوران بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی نقش‌های مادران و مادربزرگ‌های زیادی را به عهده داشت که سعی می‌کرد همیشه نقش‌هایش را شیرین و در عین حال طناز بازی کند. او سال ۸۹ و در ۸۵ سالگی درگذشت.


یکی دیگر از درگذشتگان این سریال، زنده‌یاد فریده صابری است که نقش مادر خانواده ثروتمند به نام مریم، همسر اسفندیاری را بازی می‌کرد. او همیشه گلایه می‌کرد از همسرش که چرا رابطه گرمی با آن‌ها ندارد و به مشکلات فرزندانش توجه نمی‌کند و فقط فکر می‌کند آن‌ها نیازشان مادی است.


این هنرمند هم سال ۹۶ و در ۶۹ سالگی در اثر سرطان درگذشت. وقتی نام زنده‌یاد جعفر بزرگی به گوش می‌رسد، ناخودآگاه مخاطبان به یاد نقش‌های او که همیشه ایفاگر پدربزرگ‌های مهربان بود، می‌افتند. او در سریال در قلب من نقش دوست کریم را به عهده داشت؛ آدم پخته‌ای که طرف مشورت کریم بود. این هنرمند هم سال ۸۵ درگذشت.


طرح خوابگردی برای اولین‌بار


تا قبل از سریال در قبل من، به معضلاتی که خانواده‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، پرداخته شده بود، اما فیلمنامه‌نویسان کمتر به سراغ مشکلات روحی رفته بودند و در این سریال ما شاهد مشکلات روحی و روانی دختر خانواده ثروتمند به نام سارا بودیم و برای اولین‌بار کارگردان سعی کرده بود موضوع خوابگردی را به تصویر بکشد. گرچه ضعف‌هایی هم این بخش‌ها داشت، اما درمجموع پرداخت به این موضوع برای اولین‌بار خوب بود.


کوله‌ای که مد شد!


بچه‌های دهه ۶۰ خوب به‌خاطر دارند وقتی سریال در قلب من پخش می‌شد، سینای قصه (پویا امینی) همیشه با یک کوله مشکی که روی آن یک طرح جذاب بود، دیده می‌شد.


همین کوله او مد شد و نوجوانان به‌دنبال خرید کوله مشکی بودند که مثل پویا داشته باشند. همچنین در این سریال فرم بستن روسری‌ها و گریم‌ها متفاوت بود که همین هم نگاه مخاطبان را جلب کرده بود.


چه خبر از خانواده لاکچری قصه!


 در دهه ۶۰ سریال پاییز صحرا به میزان بسیار اندک تصویرگر خانواده‌های ثروتمند بود، اما تصاویر چنین زندگی‌های تجملاتی کمتر در قصه دیده می‌شد و بیشتر درباره‌اش این‌طور دیالوگ گفته می‌شد.


می‌توان گفت سریال در قلب من برای اولین‌بار و به شکل گل‌درشت به زندگی خانواده مرفه و ثروتمند و به قول معروف لاکچری‌نشین‌ها پرداخت کرد این موضوع حتی منجر به هیاهو‌هایی در جامعه شد و در زمان پخش سریال همه درباره قشر ثروتمند سریال در قلب من و نوع و سبک زندگی‌شان با هم صحبت می‌کردند. بعد‌ها و  بسیار پرزرق و برق‌تر از آن را در سریال «تولدی دیگر» داریوش فرهنگ دیدیم که مورد توجه مردم قرار گرفت.


محبوبیتی که دیگر تکرار نشد


حمید لبخنده نقش دختر و پسر خانواده فقیر را به لعیا زنگنه و پارسا پیروزفر سپرد که توانسته بودند نگاه بسیاری از مخاطبان را در سریال در پناه تو جلب کنند. حتی بعد از پخش این سریال بسیاری از نوجوانان و جوانان عکس‌های این دو بازیگر را به اتاق‌هایشان می‌زدند. به همین دلیل لبخنده از آن‌ها برای در قلب من دعوت کرد، ولی حتی حضور این دو بازیگر هم کمک نکرد تا محبوبیت‌شان دوباره تکرار شود.


البته در این سریال از جوانان دیگر همچون رزیتا غفاری و پویا امینی هم استفاده شد که امینی اولین کارش و غفاری هم دومین تجربه‌اش بود. از دیگر نکات متمایز سریال در قلب من حضور مادر و دختری (حمیده خیرآبادی و ثریا قاسمی) است که در این سریال نقش‌های مادرشوهر و عروس را بازی می‌کردند، اما در مجموع رابطه گرمی میان این دو در قصه بود.


گفتگو با رزیتا غفاری  ۲۲ سال بعد از پخش این سریال


کافی است نگاهی به کارنامه هنری رزیتا غفاری داشته باشیم. او از آن دست بازیگرانی است که همیشه مسیر آرامی در بازیگری داشته و عطش بازی در آثار مختلف و پشت‌سرهم را نداشته‌است. به همین دلیل بینندگان هرازگاهی او را در قاب تلویزیون و سینما می‌بینند.


او زمانی که دانشجوی رشته کارگردانی سینما بود، همراه دوستانش که برای تست بازیگری در سریال در پناه تو به دفتر منوچهر شاهسواری می‌رفتند، رفت و جالب است که او برای ایفای یکی از نقش‌های این سریال انتخاب شد و بعد از آن هم در مجموعه تلویزیونی در قلب من به کارگردانی حمید لبخنده عهده‌دار یکی از نقش‌های اصلی به نام سارا بود. سارای قصه به‌دلیل مشکلات روحی و روانی و درگیری‌هایی که با خانواده‌اش داشت دچار خوابگردی شده و همین نقش سارا را برای غفاری همراه با چالش کرده بود.


با توجه به این‌که این روز‌ها این سریال از شبکه آی فیلم ۲ پخش می‌شود درباره این سریال و اتفاقاتی که در سال‌های اخیر برای او افتاده و مخاطبان کمتر او را در قاب تصویر می‌بینند و شایعاتی که برایش درآورده شده به گفتگو نشسته‌ایم.


شما سال ۷۴ در سریال در پناه تو حضور داشتید و بعد از دو سال در سریال در قلب من، چطور در آن سال‌ها که دانشجوی رشته کارگردانی سینما بودید با حمید لبخنده آشنا شدید و در این دو اثر بازی کردید؟ آیا کسی شما را به این کارگردان معرفی کرده بود؟


داستان آشنایی‌ام با آقای لبخنده این‌طور آغاز شد که در یکی از روز‌هایی که دانشگاه بودم، همراه دوستانم که می‌خواستند به دفتر منوچهر شاهسواری بروند، رفتم؛ البته من در ابتدا از ماجرای تست بازی برای سریال در پناه تو بی‌خبر بودم و بعد خودم را در چنین موقعیتی دیدم و همانجا بود که برای بازی در این سریال انتخاب و با آقای لبخنده آشنا شدم. به یاد دارم سه ماه تمرین کردیم و بعد ضبط سریال شروع شد. در همه سال‌های بازیگری خیلی به این ساختمان سه طبقه که در پیچ‌شمیران قرار داشت، رفت‌وآمد داشتم، چون دفتر تهیه‌کنندگان دیگر  مانند خانم فرشته طائرپور هم در آنجا بود.


البته قبل از این‌که درباره سریال در قلب من حرف بزنم باید بگویم که در سریال در پناه تو یکی از نقش‌های اصلی را به عهده داشتم و دختر دانشجویی بودم که بعد‌ها با پارسا (پارسا پیروزفر) ازدواج می‌کنم، اما نقشم در آن مقطع زمانی حذف شد تا این‌که پیشنهاد بازی در سریال در قلب من شد و به خاطر ارادتی که به آقای لبخنده داشتم، پذیرفتم و در این سریال بازی کردم، اما در آن زمان بازی در یک فیلم سینمایی به من پیشنهاد شد، اما قبول نکردم.


 چطور بازی در یک فیلم سینمایی را رد کردید و در سریال در قلب من بازی کردید، در حالی که این انتظار می‌رفت که در آن مقطع که بسیار هم جوان بودید در یک سینمایی بازی کنید تا در یک سریال؟


فیلم سینمایی کمکم کن از سوی خدابیامرز رسول ملاقلی‌پور به من پیشنهاد شد، اما به خاطر این‌که از قبل قول بازی در سریال در قلب من را داده بودم، بازی در این فیلم را قبول نکردم. از سوی دیگر بازخورد سریال در پناه تو در میان مردم خیلی خوب بود و انتظار می‌رفت در قلب هم همین استقبال را داشته باشد. البته به نظرم هر دو جزو سریال‌های موفق بودند. آقای لبخنده در هر دو این آثار نگاه متفاوتی به زندگی جوانان و مشکلاتی که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردند، داشت. با وجود این‌که این آثار بار‌ها بازپخش شده، اما خوشحالم که همچنان مخاطب خودش را دارد.


 شما در این سریال نقش دختری به نام سارا را بازی می‌کردید که به خاطر مشکلات روحی درگیر خوابگردی بود و حتی در این حالت باید چشم‌هایش باز می‌ماند بدون آنکه پلک بزند. برایتان سخت نبود در دومین تجربه این نقش را بازی کنید؟


نقش بسیار سخت و در عین حال خاصی بود. قبل از بازی خیلی از آقای لبخنده مشاوره می‌گرفتم و در آن زمان تجربه‌ام کم بود و مرتب درباره نقش سوال می‌کردم تا بتوانم درست اجرا کنم. همانطور که شما گفتید باید نقش سارا را هنگام خوابگردی با چشمان باز و بدون پلک‌زدن بازی می‌کردم و همین کارم را سخت کرده بود.


 اما سریال در قلب من نتوانست به اندازه سریال در پناه تو موفق باشد و خیابان‌ها را هنگام پخش خلوت کند.


سریال در قلب من دیدگاه‌های تازه‌ای در سریال داشت و به‌غیراز این‌که به مسائل جوانان و مشکلات‌شان می‌پرداخت، نگاهی هم به زندگی تجملاتی برخی از اقشار جامعه و ماجراهایشان داشت که این هم برای اولین‌بار بود و سریال را جذاب‌تر کرده بود. از سوی دیگر برای این‌که یک سریال بیشتر به چشم بیاید به عوامل زیادی ارتباط دارد که دست‌به‌دست هم بدهند و سریال خیلی مخاطب‌پسند باشد، اما در مجموع معتقدم سریال در قلب من هم در میان مخاطبان موفق بود.


در مجموع خاطرات بسیار شیرینی از این مجموعه دارم، زیرا در روزگار دانشجویی‌ام بودم و کنار هم ساعت‌ها تمرین می‌کردیم و روز‌های به‌یادماندنی و خوش کم نداشتیم و حس‌های خوب‌مان به خاطر این بود که در یک محیط حرفه‌ای کار می‌کردیم.


 شما تاکید کردید که در آن مقطع زمانی یک پیشنهاد سینمایی را رد کردید، اگر تجربه الان را داشتید، باز هم نمی‌پذیرفتید؟


اگر الان این اتفاق می‌افتاد، انتخابم طور دیگری بود. بازی در کار زنده‌یاد ملاقلی پور برایم خیلی ارزشمند بود، اما، چون قول داده‌بودم، نمی‌خواستم زیر قولم بزنم. در همان زمان به دلیل طولانی بودن زمان کار سریال، چند پیشنهاد شد و رد کردم. در مجموع، چون اولین کار تصویر را با آقای لبخنده انجام داده‌بودم، خودم را متعهد می‌دانستم. ضمن این‌که من همه این اتفاقات را قسمت می‌دانم. ضمن این‌که باید تاکید کنم در آن سال‌های جوانی وقتی کاری پیشنهاد می‌شد روی فیلمنامه خیلی حساس بودم؛ زیرا دوره فیلمنامه‌نویسی را در دانشگاه زیر نظر استادتقوایی گذرانده بودم به همین دلیل حساسیت زیادی روی قصه داشتم و اگر یک خط از قصه را می‌خواندم و می‌دیدم ایراد دارد، همان لحظه جواب رد می‌دادم. در واقع خیلی صریح و جسورانه برخورد می‌کردم؛ ولی الان این طور نیستم.

   مقالات مشابه  

همه چیز درباره ویلچر آلومینیومی
همه چیز درباره دستگاه فشارسنج
نکاتی مهم درباره مراقبت از پاها

 یعنی الان چطور برخورد می‌کنید؟


با توجه به تجربه‌ای که طی این سال‌ها پیدا کردم، نگاه دیگری دارم. الان به گروه سازنده فرصت می‌دهم، پیشنهادهایم را می‌گویم تا کار بهتر شود و وقتی اصلاحات انجام می‌شود، بازی می‌کنم، اما قبلا بدون استثنا رد و از ماجرا عبور می‌کردم. الان معتقدم با همفکری و مشورت می‌توان ایراد‌های کار را برطرف کرد. البته نمی‌خواهم بگویم الان همه کار‌هایی را که انجام نداده‌بودم  حتما سراغ شان می‌رفتم. ممکن است می‌پذیرفتم یا نمی‌پذیرفتم، اما حتما با منطق و دلایل بیشتری این کار را می‌کردم.


 شما چند سالی است که کم‌کار هستید. البته شایعاتی برایتان پیش آمده که مرتب درگیر جراحی زیبایی هستید. آیا این شایعات را رد می‌کنید؟


بله، چند سال بیکار بودم، اما پارسال چند کار انجام دادم و پیشنهاد‌هایی در حال حاضر دارم. بخش بیشتر این شایعات به خاطر ظاهرم در فضای مجازی دست به دست شد. در حالی که این طور نبود و جراحی زیبایی نکردم. برای اولین بار هم رسانه‌ای می‌کنم. من درگیر بیماری شدم که کبدم را داشتم از دست می‌دادم، به همین دلیل مجبور شدم ۲۰ کیلو وزن کم کنم و همین باعث شد از دختری با صورتی گرد و گونه‌های برجسته، خانمی با صورت لاغر شدم، به همین دلیل چهره‌ام متفاوت شده‌است.


خوشبختانه بعد از چهار سال باز هم فعالیتم را شروع کردم و خوشحالم که دوستان مرا  فراموش نکردند. اگر کرونا نبود قطعا تعداد بازی‌هایم بیشتر می‌شد. در حال حاضر یک تله‌فیلم و مینی‌سریال فرشتگان بی‌بال را در نوبت پخش دارم که این مینی‌سریال درباره کرونا هست. همچنین در فیلم‌سینمایی هم بازی کردم که در نوبت اکران است.

 

بازی فوتبال PES 2021 منتشر نخواهد شد
همه چیز درباره حافظه رم ( ram )
همه چیز درباره پرینتر سه بعدی
همه چیز درباره خرید تبلت
همه چیز درباره تبلیغات موبایلی
همه چیز درباره سامانه دانش آموزی شاد
در قلب من یا وقتی تلویزیون درباره «عشق» منعطف شد
همه چیز درباره بیزینس پروفایل اینستاگرام
چند نکته درباره عکاسی از کودکان
بیم و امیدها درباره سه خودروی چینیِ در راه ایران

کنترل عملکرد خودرو با ساعت هوشمند

کنترل عملکرد خودرو با ساعت هوشمند

مجموعه: اختراعات جدید


کنترل عملکرد خودرو با ساعت هوشمند
در راستای گسترش توجه به فناوریهای پوشیدنی شرکت خودروسازی نیسان یک ساعت هوشمند که عملکرد یک خودرو و راننده آن را مونیتور می کند برای رانندگان خودروهای این شرکت رونمایی کرد.


ساعت هوشمند نیسان که با نام نیسان نیسمو معرفی شده با ظاهر یک ساعت سنتی ضربان قلب کاربر، دما و سایر شاخصهای بیومتریک را اندازه گیری می کند. اما این ساعت به کاربر خود این امکان را می دهد که عملکرد خودروی خود را چون متوسط سرعت و مصرف سوخت را نیز زیر نظر داشته باشد.


کارشناسان اظهار داشتند که این ساعت می تواند یک گام مهم نسبت به گسترش مفهوم اتصال در خودرو تلقی شود.
چاس هاتل سردبیر مجله " کدام خودرو" اظهار داشت: اتصال یک میدان نبرد جدید برای خودروسازان جهانی است. اینترنت داخل ماشین درحال ظهور است و اکنون درحالی که قطعات الکترونیکی مشتریان روی اتصالهای مبتنی بر ساعت متمرکز شده، نیسان نیز وارد این بازی شده و هوشمندانه به شرکتهای فناوری پیوسته است.


ساعت نیسان نیسمو می تواند به سیستم رایانه داخلی اتومبیل متصل شده و به کاربر این امکان را می دهد که اطلاعات تله ماتیک و عملکرد خودرو را مونیتور کند، کاربر همچنین می تواند به وسیله این گجت پیامهایی را از شرکت نیسان دریافت می کند.این گجت در آستانه برگزاری نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت رونمایی شده تا 22 سپتامبر ادامه دارد.
گرت دانسمور مدیر عامل بخش ارتباطات بازاریابی نیسان در اروپا گفت: فناوریهای پوشیدنی به سرعت درحال رشد هستند و ما می خواهیم از این فناوری نوآورانه استفاده کنیم.


نیسمو در سه رنگ عرضه می شود و عمر باطری آن به یک هفته می رسد، این ساعت توسط دو دکمه روی صفحه کنترل می شود.براساس اظهارات چاس هاتل ساعتهای متصل به خودرو حتی می تواند سودمندتر از ساعتهایی باشد که توسط شرکتهای الکترونیکی عرضه می شود.
اخیرا در جریان برگزاری نمایشگاه برلین شرکت سامسونگ و سونی ساعتهای هوشمند خود را رونمایی کردند.

منبع:konjkav.com

فناوری و تکنولوژی روز

  • ساعت هوشمند اپل با قابلیت دانلود
  • ابداع الگوریتمی برای نویسندگی آسان‌تر
  • اختراع منتخب و فوق العاده سال 2011(+عکس)
  • تاحالااین وسایل جدیدوپرکاربردرادیدی!!
  • تلفن همراه اضطراری که با باتری قلمی کار می‌کند
  • تولید اولین عینک اینترنتی با قابلیت چت ! + عکس

هشدار آیفون‌های قدیمی در صورت تماس با مبتلایان به کرونا

هشدار آیفون‌های قدیمی در صورت تماس با مبتلایان به کرونا

مجموعه: اخبار تکنولوژی


تازه‌ترین نسخه از سیستم عامل آی او اس در مورد تماس افراد با مبتلایان به ویروس کرونا هشدار می‌دهد و حالا این خدمات در مدل‌های قدیمی تر آیفون هم در دسترس است. 

به گزارش مهر به نقل از انگجت، اپل یک سیستم هشدار کرونا را به نسخه ۱۳.۷ سیستم عامل آی او اس اضافه کرده است. این سیستم با دریافت اطلاعات بانک‌های اطلاعاتی مختلف به فردی که در تماس و ارتباط با فردی که تست کرونای او مثبت شده بوده، هشدار می‌دهد.


این خدمات تنها برای گوشی‌های آیفون ۷ به بالا در دسترس قرار گرفته بود. اما اپل به تازگی با تغییراتی در سیستم عامل قدیمی تر آی او اس ۱۲.۵ این سیستم هشداردهی را به آیفون‌های قدیمی تر نیز افزوده است. بنابراین کاربران آیفون ۶ و آیفون‌های قدیمی تر نیز در صورت ارتباط با فرد مبتلا به کرونا پیام هشدار بر روی گوشی خود دریافت می‌کنند.


باید توجه داشت میزان دقت اطلاعاتی که بدین شیوه دریافت می‌شود بستگی به دقت داده‌های ارائه شده توسط مقامات بهداشتی و درمانی محلی دارد. از همین رو این خدمات تنها در برخی ایالت‌های آمریکا با دقت بالایی ارائه می‌شود. تعداد این ایالات فعلاً ۱۹ مورد است.


تماشای آنلاین کارتون‌های نوستالژی و کم‌یاب + لینک دانلود
کرونا ویروس لوگوی گوگل را تغییر داد
راهکار‌های پیشنهادی بیل گیتس برای مقابله با ویروس کرونا
دانلود Download-دانلود چیست؟
تصاویر قالب های آیفون ۱۲ منتشر شد
لیست کارها در Trello (اپلیکیشن مدیریت پروژه)
پیشرفته‌ترین گجت لاغری در قالب لباس پوشیدنی
جزئیات تیم جدید پروژه آرتمیس/ بانوی ایرانی روی ماه قدم می‌گذارد
آشنایی با بهترین آنتی ویروس های رایگان جهان