فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

حرف دلتان را جدی بگیرید

حرف دلتان را جدی بگیرید

مجموعه: روانشناسی زناشویی

دانشمندان یک "تست عشق" تازه طراحی کرده‌اند و معتقدند این آزمایش، راهنمای خوبی برای پیش‌بینی یک ازدواج موفق است.

حس درونی آدم ها می‌تواند خیلی زود به آنها از آینده یک رابطه خبر بدهد.

براساس این آزمایش، واکنش ناخودآگاه به تصویر شریک زندگی می‌تواند پیش‌بینی خوبی از نتیجه آن ازدواج به دست دهد.

بر پایه نتایج این تحقیق کسانی که ته دلشان حس منفی نسبت به شریک زندگی‌شان داشته‌اند احتمال اینکه سالها بعد از ازدواج شان ناراضی باشند خیلی زیاد است.

نتیجه این تحقیقات در نشریه ژورنال ساینس چاپ شده است.

پروفسور جیمز مک نالتی از دانشگاه فلوریدا می‌گوید حس واقعی افرادی که تازه ازدواج کرده‌اند را نسبت به هم اندازه‌گیری کرده و این جدا از آن چیزی است که آنها به یکدیگر یا به دوستان در مورد رابطه‌شان می‌گویند.

تیم پروفسور مک نالتی با صد‌وسی و پنج زوج دقیقا بعد از ازدواجشان مصاحبه کردند.

محققان از این زوج ها خواستند که ازدواج‌شان را با صفات مثبت و منفی بسنجند. صفاتی مثل خوب، بد، خوشحال کننده یا ناراحت کننده.

بعد از دیدن عکس شریک زندگی، از فرد خواسته شد معنای مثبت یا منفی کلمات را به یاد بیاورد

بعد با "تست عشق" احساس درونی این زوج‌ها نسبت به هم اندازه‌گیری شد.

در این آزمایش به یکی از زوج‌ها برای مدت کمتر از یک ثانیه عکسی از همسرشان نشان دادند. بعد بلافاصله از آنها پرسیدند کلماتی مثل عالی، فوق‌العاده، وحشتناک یا ترسناک کلمات مثبتی هستند یا منفی.

فوق العاده یا ترسناک
محققان می‌گویند سرعتی که افراد با آن به این سوال پاسخ دادند نشان دهنده این بود که احساس واقعی خود را بیان می‌کنند یا نه.

این آزمایش برپایه قاعده کلی تداعی معانی برنامه‌ریزی شده است. بعد از اینکه فرد خیلی سریع عکسی از شریک زندگی‌اش دید در یک وضعیت روحی مثبت یا منفی به سر می‌برد.

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه خانه چین


اگر آنها در حالت روحی مثبتی به سر ببرند خیلی زودتر معنای کلماتی مثل عالی یا فوق‌العاده را به یاد می‌آورند تا کلماتی مثل ترسناک یا وحشتناک.

پروفسور مک نالتی می‌گوید پاسخ‌های خودآگاه کسانی که تازه ازدواج کرده‌اند همانطور که می‌توان پیش بینی کرد خیلی مثبت و امیدوار است.

ولی نتایج تست عشق از آنچه فرد ته دلش حس می‌کند به شکل قابل ملاحظه‌ای متفاوت بود.

"واکنش درونی آدم ها در مورد رابطه یک ابزار قدرتمند برای پیش بینی میزان خشنودی آن رابطه در آینده است"

محققان بعد از اولین تست هر شش ماه یکبار به مدت چهار سال این آزمایش را روی زوج‌ها ادامه دادند.

آنها دریافتند که در مجموع کسانی که در ابتدا حس درونی‌شان منفی بود، احتمال اینکه از ازدواج شان ناراضی باشند زیاد بود و بعضی از کسانی که حس منفی داشتند در طول این مدت از هم جدا شدند.

پروفسور مک نالتی می‌گوید همه می‌خواهند با این باور زندگی کنند که در رابطه خوبی به سر می‌برند و بعضی از مردم حتی خودشان را قانع می کنند که رابطه عاشقانه خوبی دارند. ولی واکنش های احساسی و آنچه آدم ها ته دلشان حس می کنند خیلی زودتر می تواند در مورد عاقبت یک رابطه به آنها بگوید.

محققان این تست می‌گویند این آزمایش حضور یا غیبت احساسات منفی را در فرد اندازه می‌گیرد.

البته نتایج این تحقیق اشاره می‌کند که دانشمندان گرایش‌های کلی و پاسخ های جمعی را ارزیابی کرده‌اند. کسانی هم بوده‌اند که ته دلشان احساس منفی داشته‌اند و بعد در زندگی مشترک خوشحال بوده‌اند و برعکس کسانی که حس مثبت داشته اند بعدها خوشحال نبوده‌اند.

پیشنهاد پروفسور مک نالتی برای آنها که برای گرفتن این تصمیم مهم در زندگی آماده شده‌اند این است که به ندای درون خود گوش کنند.

" به حرف دلتان گوش کنید و به این فکر کنید که هر دفعه می‌خواهید شریک زندگی تان را ببینید چه حسی پیدا می‌کنید. این نباید تنها عامل تصمیم گیری باشد ولی برای شروع زندگی باید یکی از آنها باشد."

منبع:برترین ها


عطر و ادوکلن
اسپری
گیفت ست
عطر جیبی
کادویی و هدیه

با نامزد قبلی‌تان دوست نمانید!

با نامزد قبلی‌تان دوست نمانید!

مجموعه: روانشناسی زناشویی

«همه آشنایی ها ابدی نیستند»، چه بد! اما بیایید، نیمه پر لیوان را ببینیم؛ خدا را شکر! چون نصف بیشتر آشنایی ها اصلا به رابطه خوبی نمی انجامد. حالا از هم جدا شده اید، اولین قسمت سخت ماجرا را پشت سر گذاشته اید، بدبختی به پایان رسیده است، اما بدبختی دیگری در راه است؛ شک و تردید و این پرسش که «آیا کارم درست بود؟»

در این مطلب به نکاتی اشاره می کنیم که به شما می گوید برای ادامه حیاتتان چه کارهایی نباید انجام دهید.

1- سرزنش نکنید
اولین وسوسه ای که باید در مقابلش مقاومت کنید، سرزنش فرد یا چیزی است که آن را مقصر می دانید. از آنجایی که فقط شما دو نفر در این موضوع دخیل هستید و تصمیم می گیرید، به طرز قهرمان منشانه ای همه تقصیرها را گردن خودتان بیندازید یا کلا او را سرزنش کنید.

هرگز نباید فکر کنید که این جدایی لزوما تقصیر کسی بوده است. بهتر است نقش سرنوشت را هم در این میان بپذیرید؛ زیرا در درازمدت واقعا اهمیت ندارد که تقصیر چه کسی بوده است.

2- نپرسید چرا
وقتی رابطه ای به پایان می رسد، «چطور» بیشتر از «چرا» اهمیت دارد: چطور باید از هم جدا شویم تا بتوانیم بدون زخم یا پشیمانی به زندگی مان ادامه دهیم؟ اگر هر دوی شما دقیقا احساساتان را بیان کنید، متوجه می شوید که مشکل کجا بوده است و احتمالا در آینده باید چه تفاوت هایی در خودتان ایجاد کنید. چرایی این داستان ممکن است در طول زمان محو شده یا فقط موضوع خوبی برای درمانگران باشد.

پس بهتر است «چرا» را که متعلق به گذشته است، رها کرده و در حال زندگی کنید. اگر این اولین باری نیست که از کسی جدا می شوید، این فرصت را به خود بدهید که در خلوت، الگوی روابطتان برای انتخاب همسر را بررسی کنید. آیا همیشه الگویی تکراری در رابطه دارید و افراد دور از دسترس را انتخاب می کنید و بعد وقتی در دسترس نیستند، احساس می کنید مورد بی توجهی قرار گرفته اید؟

آیا نیاز دارید که همیشه تحت کنترل باشید؛ در غیر اینصورت، مضطرب می شوید؟ جستجوهای الگوهای تکراری واقعا برایتان مفید است؛ زیرا بسیاری از افراد، معمولا خیلی زود، بالاخره وارد یک آشنایی دیگر می شوند. به احتمال زیاد شما هم می خواهید وارد آشنایی جدیدی شوید؛ پس دانستن الگوهای تکراری تان می تواند کمک تان کند تا از تکرار اشتباهات قبلی پرهیز کنید.

3- مراقب تله های عاطفی باشید
در مسیر شما تله هایی خطرناک وجود دارند که قلب یا رگ گردنتان را مستقیما نشانه می روند و بخش هوشمند و رشد یافته شما را کاملا نادیده می گیرند. اگر شما دو نفر بیشتر از 10 دقیقه با هم بوده باشید، احتمالا ترانه ای دارید که به اولین آشنایی، اولین نگاه، اولین دعوا و با اولین آشتی تان مربوط باشد.

بهتر است حداقل تا یک سال این ترانه را در تنهایی گوش ندهید. اگر می خواهید پیش هم برگردید، این کار را به دلیلی جز موسیقی انجام دهید! به این فکر کنید که چرا از هم جدا شدید و اینکه آیا چیزی تغییر کرده است یا قرار است تغییر کند؛ اما خودتان را در وضعیتی نامعلوم قرار ندهید؛ همچنین، رفتن به رستوران، پارک یا مکان های خاطره انگیزی را فراموش کنید؛ البته شاید در آینده بتوانید بدون نوستالژی یا دگرگونی حالتان به آنجا بروید.

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه خانه چین

4- با هم دوست نمانید
«دیگر عشقی بین ما نیست ... ولی بیا با هم دوست بمانیم.» جمله ای وسوسه انگیز است؛ زیرا برای شما این عبارت، کورسویی از امید است که شاید انتهای آن، رابطه ای دوباره باشد؛ در حالی که این، یک تله بزرگ و توجیهی برای فرار از تنهایی یا جدایی تان است؛ پس آن را رها کنید و دنبال دردسر نگردید.

این همه «دوست» در این دنیا وجود دارند که می توانید به آنها تکیه کنید. این یک مورد را قلم بگیرید؛ اما اگر نتوانستید، تنها راه انتقال از وضعیت طردشدگی به وضعیت دوستی این است که اجازه دهید زمان بگذرد تا جاذبه ها خنثی شده و اشتیاقتان محو شود. دوست داشتن معمولی بسیار سخت تر از عاشق هم بودن است؛ زیرا دوست داشتن را با مغزمان انجام می دهیم اما عشق کار قلب است و قلب هم راحت تر فریب می خورد!


5- کی از همه بدبخت تر است
بسیاری از ما انسان ها ظرفیت عظیمی برای تاسف خوردن به حال خود و غوطه ور شدن در بدبختی هایمان داریم. من کاملا طرفدار عزاداری 24 تا 36 ساعت بعد از جدایی هستم. اگر یکی دو روز در احساس بیچارگی غوطه بخورید، خودتان را به آب و آتش بزنید، به پاتوق های قدیمی بروید، به ترانه های خاطره انگیزتان گوش بدهید، به عکس هایتان نگاه کنید و ... احتمالا خودتان خسته شده و بعد کم کم آرام می شوید اما دیگران را در این مراسم، شریک نکنید؛ زیرا آنها زودتر خسته می شوند و عزاداری های شما ناتمام می ماند. همچنین ممکن است توجه مدعوین به داغ های خودشان معطوف شود و سناریوی «داغ کی بدتر از همه است؟» شروع می شود یا ممکن است دوستانتان بخواهند با صحبت کردن، شما را به حال عادی بازگردانند، چیزی که هرگز اتفاق نمی افتد.

6- زاغ سیاه چوب نزنید
این روزها شبکه های مجازی این کار را آسانتر کرده اند؛ طرفتان بدون شما چه کار می کند؟ مشکلش حل شد یا نشد؟ و از همه مهمتر، با چه کسی در ارتباط است؟ این تمایل در شما وجود دارد که به اصطلاح، زاغ سیاه کسی را چوب بزنید که زمانی او را برای خود می دانستید اما بدانید جاسوسی در کارهای کسی که دیگر با او رابطه ای ندارید، اهانت آمیز و ویرانگر است؛ پس بیرون خانه اش کشیک ندهید، به محل کارش زنگ نزنید، صفحه مجازی اش را چک نکنید، از دوستان در مورد او سوال نکنید یا اینکه با او تماس نگیرید و قطع کنید.

7- خشونت ممنوع
من حتی در اشاره کردن به این موضوع تردید دارم؛ زیرا به شدت این عمل، رفتاری زننده است. اینکه وقتی دلتان شکسته است، احساس خشم شما و اینکه بخواهید به اصطلاح، به کسی بپرید، غیرطبیعی نیست؛ اما نباید این کار را بکنید؛ چرا که خشونت هم خطرناک است و هم غیرقانونی. اگر حالتان خیلی خراب است، یک نامه زهرآلود بنویسید اما آن را نفرستید. یک داستان از مرگ و بدبختی بنویسید و آن را به نشریه ای بدهید تا چاپ کند. اصلا یک نقاشی بکشید یا خشمتان را در دفتر خاطرات روزانه تان خالی کنید؛ اما خودتان را از شریک سابقتان و از هرگونه سلاح، چماق، نیزه، قرص، دارو و ... دور نگه دارید.

خشونت هیچ فایده ای برای قلب شکسته تان ندارد و تنها بدبختی تان را بیشتر کرده و درد و رنج تان را طولانی تر می کند. اگر احساس می کنید نمی توانید در برابر وسوسه آسیب زدن به خودتان یا دیگری مقاومت کنید، نزد درمانگر بروید.

8- التماس نکنید
اگر قرار بود طرف مقابلتان برگردد، از اول نمی رفت؛ البته اگر آقا هستید، قضیه کمی متفاوت است؛ می توانید یکی دو بار از او خواهش کنید که برگردد؛ زیرا در بسیاری از مواقع، رفتن و قهر کردن، سیاست خانم ها برای مطرح کردن یک درخواست جدی است؛ اما اگر مشاهده کردید که اینطور نیست، بهتر است به اصطلاح، دور این رابطه را خط بکشید و بدانید که التماس کردن بی فایده است. این کار مثل این می ماند که از او بخواهید بیشتر از این قلبتان را خرد و خاکشیر کند. یادتان باشد زندگی بدون او هم می تواند جریان داشته باشد؛ فقط باید کمی صبر کنید تا ببینید.

9- نامزدی مجدد بلافاصله پس از اتمام رابطه، ممنوع
یکی از رایج ترین و البته خطرناکترین اشتباهات افراد بعد از شکست در یک رابطه همین است. وقتی از کسی جدا می شویم، خلأ وحشتناکی زندگی مان را فرا می گیرد و به همین دلیل معمولا به سمت رابطه جدیدی متمایل می شویم و اگر از نفر قبل کینه داشته باشیم، این بهترین راه برای ضربه زدن به اوست؛ اما مطمئنا هیچ کس این را نمی خواهد؛ زیرا قبل از فرد مقابل، خود فرد است که از یک رابطه نسنجیده آسیب جدی می بیند.

از این گذشته، فرد پس از پایان تلخ یک رابطه به زمان نیاز دارد تا با خود خلوت کند و با انجام مراحل سوگواری، به طور کامل از این زخم رها شود. همچنین گذشت زمان، برای کنار رفتن احساسات سطحی و بررسی رابطه قبلی با درایت و درس گرفتن از این تجربه برایش لازم است تا بتواند از اشتباهات و شکست های آینده جلوگیری کند.

10- بدگویی ممنوع
بهترین کاری که می توانید انجام دهید، حفظ شأن و شخصیت خودتان است؛ سعی کنید سرافراز از این قضیه بگذرید. زمانی می رسد که دیگر صحبت کردن درباره این شکست موردی ندارد. درست است که تجربه ای سخت بود اما هر چه بیشتر بر روی دل شکستگی تان تمرکز کنید، بیشتر احساس ناامیدی و بیچارگی کرده و با این کار، خودتان را به عنوان یک آدم بیچاره به دیگران معرفی می کنید. اگر احساس می کنید به شما بسیار ظلم شده است، نزد مشاور بروید و دلتان را خالی کنید؛ اما این کار را برای هر کسی انجام ندهید.
منبع:مجله موفقیت

عینک آفتابی زنانه
زیورآلات
شلوار و سرهمی
تیشرت و پلوشرت
لباس زیر
شال و روسری
مچ بند و ساعت هوشمند
پوشاک دخترانه
پوشش اسلامی
پوشاک ورزشی زنانه
کفش زنانه
کفش ورزشی زنانه
بلوز و شومیز
کمربند زنانه و مردانه
ساعت زنانه و مردانه
کیف زنانه، مردانه و بچگانه

دو فرمول غلط در تربیت کودک

دو فرمول غلط در تربیت کودک

مجموعه: والدین موفق

الگوهای متناقض در تربیت کودک شامل این موارد می شود: تهدیدها، رشوه ها، وعده ها، سخنان نیشدار و طعنه آمیز، موعظه و سخنرانی درباره دروغ گویی و دزدی و آموزش ادب با بی ادبی و بی احترامی و مواردی از این قبیل.

الگوهای معینی که برای برقراری ارتباط با کودکان به کار می رود تقریبا همواره درست عمل نمی کنند یعنی گاه برعکس هدف و منظور ما نتیجه می دهند؛ این الگوها نه تنها ما را در دستیابی به اهداف درازمدتمان یاری نمی کنند، بلکه غالبا خرابکاری هم در خانه به وجود می آورند. الگوهای متناقض در تربیت کودک شامل این موارد می شود: تهدیدها، رشوه ها، وعده ها، سخنان نیشدار و طعنه آمیز، موعظه و سخنرانی درباره دروغ گویی و دزدی و آموزش ادب با بی ادبی و بی احترامی و مواردی از این قبیل.

تهدید ها نوعی دعوت به بدرفتاری
وقتی کودکان را تهدید می کنیم، در واقع آنان را دعوت می کنیم که عمل ممنوع شده را مجددا انجام دهند. وقتی به کودک می گوییم: «اگر تو یکبار دیگر آن را انجام بدهی ...» او واژه های «اگر تو» را نمی شنود.
او فقط این قسمت از حرف ما را می شنود که «یکبار دیگر آن کار را انجام بده» بعضی وقت ها، کودک این گفته را اینگونه تفسیر می کند: «مادر انتظار دارد که من یکبار دیگر این کار را انجام بدهم، وگرنه ناامید خواهد شد.»

این قبیل هشدارها که شاید از نظر بزرگسالان معقول باشند نه تنها دردی را دوا نمی کنند، بلکه کار را بدتر هم می کنند. با این قبیل هشدارها می توان اطمینان داشت که آن عمل مخرب و نفرت انگیز دوباره انجام خواهد شد.

هشدار، خودمختاری کودک را به مبارزه دعوت می کند. اگر کودک نسبت به خودش احترام قایل باشد، باید دوباره نافرمانی کند تا به خودش و به دیگران نشان دهد که آدم بزدل و ترسویی نیست.

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه خانه چین

پیمان پنج ساله با وجود هشدارهای بسیار، پرتاب توپ به سمت پنجره را ادامه داد. سرانجام صبر مادر تمام شد و به او گفت: «اگر این توپ یکبار دیگر به پنجره بخورد، روزگارت را سیاه خواهم کرد،خیالت راحت باشد.» یک دقیقه بعد، صدای شکستن شیشه به مادر گفت که هشدار او چه تاثیری داشته است.

صحنه ای را که پس از تهدیدها، وعده ها و بدرفتاری پیاپی، به وجود آمد، می توان به آسانی در خیال مجسم کرد. به عکس، حادثه زیرتصویری است از برخورد موثر با بدرفتاری بدون توسل به تهدیدها.

پارسای هفت ساله تفنگ بادی اش را به طرف برادر نوزادش گرفت و شلیک کرد. مادر گفت: پارسا به برادرت شلیک نکن به هدف شلیک کن. پارسا بار دیگر به برادرش شلیک کرد. مادر تفنگ را از او گرفت و به او گفت: «به آدم ها نباید شلیک کرد.»

مادر کاری را انجام داد که احساس کرد برای مراقبت از نوزادش و در عین حال حمایت از الگوهای رفتاری قابل قبول باید انجام دهد. پارسا عواقب اعمالش را بدون این که آسیبی به نفسش برسد، آموخت. راه حل های ارایه شده مشخص بودند : یا باید تنها به هدف شلیک کرد یا باید امتیاز داشتن تفنگ را از دست داد.

در این حادثه، مادر از به کارگیری آن راه های متداول پرهیز کرد. وی در راهی که آشکارا به شکست منتهی می شد، قدم نگذاشت: «بس کن پارسا! کاری بهتر از این که به برادرت شلیک کنی بلد نیستی؟ نشانه ای بهتر از برادرت گیر نیاوردی؟ اگر یک بار دیگر این کار را بکنی، بهت می فهمانم. فقط یک بار دیگر، آن وقت تفنگت را می گیرم.»

پاسخی که کودک به این نوع تذکر می دهد، تکرار عمل ممنوع شده خواهد بود، مگر این که کودک، آدمی رام و سر به زیر باشد. لازم به توضیح نیست که صحنه بعدی چه خواهد بود. هر پدر یا مادری می تواند به راحتی آن را بازسازی کند.

رشوه گرفتن، فرمول اگر ـ آن وقت
اگر ـ آن وقت نوعی از برخورد است که در آن، به طور آشکار به کودک گفته می شود که اگر کاری را انجام دهد یا ندهد، آن وقت به او پاداش خواهند داد. این نوع برخورد نیز همچون برخورد قبلی متناقض است: «اگر با برادر کوچکت خوب باشی، آن وقت تو را به سینما خواهم برد.»
«اگر رختخوابت را دوباره خیس نکنی، آن وقت من هم در عید یک دوچرخه برایت خواهم خرید.»
«اگر این شعر را یاد بگیری، آن وقت تو را به سفر خواهم برد.»

این طرز برخورد «اگر آن وقت» ممکن است کودک را گاهی برای رسیدن به اهداف فوری و کوتاه مدت تحریک کند. اما به ندرت اتفاق می افتد که این نوع برخورد کودک را به سوی کوشش های پیگیر و طولانی مدت سوق دهد. گفتار ما به او می فهماند که ما به توانایی او برای تغییر یافتن و بهتر شدن تردید داریم. «اگر تو این شعر را یاد بگیری»، یعنی این که «ما یقین نداریم که تو بتوانی»، «اگر تو دیگر رختخوابت را خیس نکنی»، یعنی این که «ما گمان نمی کنیم که تو بتوانی بسترت را خیس نکنی.»
پاداش هایی هم که به عنوان رشوه به کودک داده می شوند، از لحاظ اخلاقی ایراد دارند.

حالا از پسر بچه ای صحبت می کنیم که می گفت: «من این فکر را در سر مادرم نگه می دارم که بد خواهم بود و از این طریق چیزی را که می خواهم گیر می آورم. البته بعضی وقت ها هم ناچارم راستی راستی بد باشم تا یک وقت مادر فکر نکند که بی خود و بی جهت به من باج می دهد.»

این نوع استدلال ممکن است به زودی به داد و ستد و رشوه گیری منجر شود و از کودک یک معامله گر بسازد.

معامله گری که در ازای کارهای «مثبت» و رفتارهای «خوب» خود تقاضای پاداش و اضافه حقوق دارد، یا در واقع رشوه می خواهد. برخی از پدر و مادرها در برابر کودکانشان چنان مقید شده اند که جرات ندارند، دست خالی به خانه بیایند. بچه های این قبیل والدین به جای این که هنگام ورود پدر و مادرشان، با یک «سلام» گرم صمیمانه به استقبالشان بروند، پشت سر هم داد می زنند که «برای من چیزی خریدی؟ خریدی؟ خریدی؟»
منبع : روزنامه جوان


دستبند
گردنبند
گوشواره
آویز
زیورآلات نقره
زیورآلات طلا
حلقه و انگشتر طلا
دستبند طلا زنانه
سایر زیور آلات

اگر تازه پدر شده اید حتما این مطلب را بخوانید!

اگر تازه پدر شده اید حتما این مطلب را بخوانید!

مجموعه: والدین موفق

تصور کنید می‌‌خواهید از سر کار به خانه باز گردید در حالی که همسرتان با نوزاد خود در خانه است. ما در اینجا نکته‌هایی را برایتان آورده‌ایم تا در هفته‌های اول پس از تولد فرزندتان به آنها عمل کنید.

اگر قرار است دیر به خانه بروید، هر چه زودتر به همسرتان اطلاع دهید
اگر کاری برایتان پیش آمد که مجبور شدید دیرتر از معمول به خانه بروید، صبر نکنید تا آن را در دقیقه‌های آخر به همسرتان اطلاع دهید. او تمام روز منتظر شما بوده‌ است تا به خانه بیایید و به او کمک کنید بنابراین این کار شما او را عصبانی خواهد کرد.

پس از کار، مستقیم به خانه بروید
زمانی که به خانه می‌روید، از ایستادن در حیاط و صحبت کردن با همسایه‌ها بپرهیزید زیرا همسر شما مجبور است برای 30 دقیقه دیگر، در حالی که فرزند خود را در آغوش گرفته، منتظر شما باشد تا به او در کودکیاری کمک کنید.


اشتیاق خود را به کودک نشان دهید
همه می‌دانند که شما کودک خود را بیشتر از هر چیزی در جهان دوست دارید اما بهتر است این علاقه خود را نشان دهید. بنابراین اگر زمانی که وارد خانه می‌شوید، به همسرتان بگویید: «من تمام روز منتظر بودم به خانه بیایم و کودکم را در آغوش بگیرم» او نیز خوشحال خواهد شد و فرصتی برای رفتن به حمام، غذا خوردن و استراحت کردن پیدا خواهد کرد.

نپرسید «شام چه چیزی داریم؟»
زمانی که وارد خانه می‌شوید از همسرتان نپرسید «برای شام چه چیزی درست کرده‌ای؟» زیرا او تمام روز خود را صرف نگهداری از نوزاد کرده است و حال که شما به خانه آمدید، انتظار دارد که شما کمی به او کمک کنید، بنابراین این سوال موجب ناراحتی او خواهد شد.

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه خانه چین

از سختی کاری که در طول روز داشته‌اید برای همسرتان صحبت نکنید
همسر شما روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد و انتظار دارد که شما نیز زمانی که به خانه می‌آیید، از او حمایت کنید. بنابراین سختی‌های کار خود به او نگویید و انتظار نداشته باشید که برایتان مرهم باشد. حال زمان آن است که شما مرهم او باشید.

در روزهای پس از تولد نوزادتان، وظیفه شما مهمتر از هر زمان دیگری است. پس بهتر است تا جایی که می‌توانید در دسترس همسرتان باشید، زیرا او یک روز پر از سختی را پشت سر گذاشته و در ساعات پایانی شب به شما بیش از هر زمان دیگری احتیاج دارد تا کارهای عقب مانده خود را مانند غذا خوردن، حمام رفتن و کمی استراحت کردن، انجام دهد.

پدری باشید که به همسرش می‌گوید: «من امشب زودتر به خانه می‌آیم، شام از بیرون می‌خرم و کودک را کمی به گردش می‌برم تا تو بتوانی به کارهایت برسی».
منبع : دلگرم

آرایشی صورت
آرایشی چشم و ابرو
آرایش لب
آرایش مو
بهداشت و زیبایی ناخن
تجهیزات آرایشی
سشوار
اتو مو و حالت دهنده
بیگودی و فر کننده
معرفی سایت های جالب

افراد شاد، هرگز این کار‌ها را نمی‌کنند


افراد شاد، هرگز این کار‌ها را نمی‌کنند

مجموعه: برای زندگی بهتر


تا زمانی که ما انسان‌ها درگیر ارتباط‌های انسانی مان باشیم، سطوحی از ناراحتی را نیز تجربه خواهیم کرد. چیزی که باید خود را از آن دور کنید درگیر شدن در روابطی است که پیوسته غم و اندوه و خستگی برایتان به همراه دارند و در کل مسموم هستند و هیچ گونه بهبود، حمایت و انرژی بخشی در خود ندارند.


شاد بودن، یک انتخاب است و همه ما می‌توانیم آن را داشته باشیم. اما چگونه می‌توانیم شاد بودن را بیاموزیم؟ مسلما نگاهی به زندگی افراد شاد می‌تواند سرنخ هایی به دستمان بدهد.


کارهایی هست که چنین افرادی هرگز انجام نمی‌دهند، بیایید مروری داشته باشیم بر این موارد:


۱ - مقایسه کردن خود با دیگران 

برنه براون جمله بسیار زیبایی دارد: مقایسه، شادی را می‌کشد. در مسیر خود بمانید. 

وقتی به این هیولا بها می‌دهیم در واقع نارضایتی خود را تضمین کرده ایم. مطمئنا این طبیعی است که نسبت به زندگی دیگران کنجکاو شویم، اما گاهی ممکن است این حس ساده به مرور تبدیل به وسواس شود. مقایسه باعث شکل گرفتن خشم و قربانی شدن ذهن می‌شود.


اعتیاد به مقایسه، درست مانند دیگر اعتیاد‌ها مخرب است:، اما ما توانش را داریم که با کنترل سرنوشت خود جلوی این عادت را بگیریم. عاشق موهبت ها، معایب و تجربیات خود شوید. دلیلی وجود دارد که فقط یکی از شما در این دنیا هست. تن‌ها کسی که هر روز باید تلاش کنید، بهتر از او شوید خودتان هستید.


۲ - پافشاری روی احساس پشیمانی 

اینکه تجربیات گذشته خود را دوباره به یاد بیاوریم و از آن‌ها درس بگیریم کاری سالم و طبیعی است. گاهی لازم است از برخی تصمیماتی که توسط خودتان گرفته شده، ابراز پشیمانی کنید، چون نتیجه اش آنچه می‌خواستید نشده است. سعی کنید از این حس پشیمانی درس بگیرید و سپس دوباره به حرکت درآیید. اگر این کار را نکنید، خودتان را اسیر یک تلخی کرده اید. من زمان زیادی را صرف پشیمانی درباره چیزهایی کردم که دیگر نمی‌توانستم تغییر دهم و انواع سناریو ”‌ای کاش ” در ذهنم تصور می‌کردم. گذشته شما را به اینجا آورده، پس نسبت به اشتباهاتی که انجام دادید و اجازه دادند شخصیت فعلی تان شکل بگیرد سپاسگذار باشید.


۳ - نپذیرفتن خودِ واقعیشان 

هیچ چیز الهام بخش‌تر از دیدن افرادی نیست که از صمیم قلب خود را پذیرفته و در آغوش گرفته اند. شادی واقعی تن‌ها زمانی به دست می‌آید که در مسیر آنچه ذهن، بدن و روحمان می‌خواهد گام برداریم. من بیشتر دوران نوجوانی و جوانیم را به تنفر از هرچه درباره خودم بود گذراندم و سعی کردم خودم را بر این اساس تغییر دهم. در واقع به کلی فراموش کرده بودم که شاد بودن یعنی چه. تن‌ها زمانی متوجه این احساس شدم و آن را درک کردم که یاد گرفتم خودم را بپذیرم.


۴ - آوردن ناراحتی‌های بی مورد به زندگی 

تا زمانی که ما انسان‌ها درگیر ارتباط‌های انسانی مان باشیم، سطوحی از ناراحتی را نیز تجربه خواهیم کرد. چیزی که باید خود را از آن دور کنید درگیر شدن در روابطی است که پیوسته غم و اندوه و خستگی برایتان به همراه دارند و در کل مسموم هستند و هیچ گونه بهبود، حمایت و انرژی بخشی در خود ندارند. همین که به خودتان اجازه اهمیت دادن به کسی را دادید حذف کردن آن شخص دیگر برایتان دشوار خواهد بود. یک گام به عقب بردارید و مشخص کنید آیا این رابطه برایتان شادی می‌آورد و یا قرار است پیوسته از حس شادیتان کم کند.


اگر در آن شادی ندیدید، بهتر است مدتی از آن دوری کنید. اگر متوجه شدید واقعا دلتان برای برخی از عناصر آن رابطه تنگ شده است سعی کنید آرام آرام برش گردانید تا ببینید می‌توانید این رابطه را مجدد به روشی مثبت بازسازی کنید یا خیر.

فروشگاه اسباب بازی

فروشگاه لیدی مد

فروشگاه رابوکالا

فروشگاه خانه چین

۵ - فراموش کردن اینکه شادی کاری درونی است. 

مهم نیست که چقدر پول در حساب بانکی مان داریم یا بعد از اسممان چه عنوانی می‌آید. دستاورد‌ها و رفاه خارجی خوب و دوست داشتنی است، اما اگر اجازه دهید شادی تان بسته به چیزهای خارجی باشد کل زندگی تان را صرف چیزی بیهوده کرده اید. شروع و پایان شادی از درون شکل می‌گیرید.

لوازم اصلاح مو
مراقبت پوست
بهداشت دهان و دندان
ضد تعریق
شامپو و مراقبت مو
بهداشت و مراقبت بدن
اصلاح بدن بانوان
اصلاح موی گوش،بینی و ابرو
مسواک برقی
ابزار مراقبت پا
ماساژور
بهداشت کودک

منبع: دکتر کرمانی