فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

فروشگاه

فروشگاه اینترنتی

رابطه‌تان پُر از عشق است یا هوس؟

رابطه‌تان پُر از عشق است یا هوس؟

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

برای کسانی که در روابط عاطفی به سر می برند و هنوز در دوست داشتن طرف مقابل خود دچار شک و دودلی هستند، بهتر است تفاوت بین عشق و شهوت را بشناسند تا با قاطعیت بیشتری ادامه رابطه را سر بگیرند.


تشخیص عشق و هوس به هر عاشق و معشوقی این فرصت را می دهد که بهتر تصمیم بگیرد و بداند که فرد مقابل چه نیت و هدفی دارد. در ادامه این مطلب از برترین ها شما را با حرکات و نگاه های عاشقانه و یا فریب دهنده آشنا می کنیم.


8 حقیقت برای تشخیص عشق و هوس


1) آیا رابطه شما بی قید و شرط است؟ 

اغلب رابطه بین دختر و پسر یا بین زن و شوهر دارای قید و شرط است، رابطه ساخته شده با ستون های عشق باید بی قید و شرط باشد. اگر شریک عاطفی شما دائم به جست و جوی چیزی بهتر در شماست قطع به یقین این هوس است نه عشق.


عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز زیباست.


2) هیچ وقت مفیدی را با هم نمی‌گذرانید 

خیلی راحت می ‌شود تحریک شدن را با عشق اشتباه گرفت. شاید در این برهه حرف ‌زدن نوعی کسالت و وقت تلف کردن به ‌نظر برسد، ولی اگر با هم حرف نزنید پس از چه راه دیگری می ‌توانید نسبت به یکدیگر شناخت پیدا کنید؟


فرد مقابل می تواند به راحتی در مورد مسائل زندگی مثل مسائل مالی، بچه ها و چیزهایی که او را می ترساند با شما صحبت کند چرا که برای او مهم ترین هدف پیش بردن زندگی و بهبود آن به همراه شماست.


اما زمانی که چیزی جز هوس نباشد او چیز زیادی در مورد شما نمی داند تنها از رنگ مورد علاقه تان اطلاع دارد و می داند در چه رشته ای تحصیل کرده اید. بیشتر اوقات هم از پرسیدن سؤالات عمیق در مورد شما طفره می رود از ترس اینکه مبادا جواب خوبی به او ندهید یا چیزهایی بفهمید که به صلاحش نیست.


3) آیا شما با هم مهربان هستید؟ 

عشق به این معناست که شما در هر حالت روحی و جسمی باز هم همدیگر را دوست دارید و دائم مراقب هم هستید و بهم دیگر محبت می کنید. ولی وقتی برخلاف این باشد یعنی هر دو طرف سعی در مراقبت از عشقشان ندارند چیزی جز هوس بین آنها نیست.


آیا شریک عاطفی شما، سعی می کند در مورد شما بداند و یا سوالی راجع به اینکه روز خود را چگونه گذرانده اید، از شما می پرسد؟ آیا او سعی در ارتباط با شما در چت های مختلف و بحث های شخصی دارد؟ اگر جواب این سوال ها مثبت هست، به شما تبریک می گوییم شما صاحب عشق واقعی هستید.


برعکس شهوت شما را به یک روابط فیزیکی کوتاه مدت هدایت می کند، که هیچ یک از مشکلات و گرفتاری های شریک عاطفی تان شما را نگران نمی کند.

4) تشخیص عشق و هوس از روی برخی حرکات 

زمانی که شریک عاطفیتان، به شما نگاه می کند و خیلی سریع شانه هایش را به سمت بالا جمع می کند و به سمت جلو می دهد. در این حالت احتمالا شما حرکتی انجام داده اید که او توجهش به سمت شما جلب شده است. وقتی مردی رفتارهای یک زن را تحسین می کند و او را مورد مناسبی برای ازدواج می داند کاملا ناخودآگاه شانه هایش را به سمت جلو می آورد و جمع می کند. این حرکت در مردان نشان دهنده محبت عمیقی است که در دل داشته و دوست دارند به نوعی آن را ابراز کنند.


زمانی که چشم در چشم می شوید او کمی سرش را به سمت راست یا چپ کج می کند. کج کردن سر یک حرکت کاملا ناخودآگاه در مردان است که وقتی نسبت به زنی احساس نزدیکی می کنند از خود نشان می دهند. این حرکت و ژست را زمانی مردها نشان می دهند که به زنی علاقه مند شده اند ولی خودشان این شجاعت را ندارند که جلو بروند و علاقه شان را ابراز کنند و از زن خواستگاری کنند. در واقع او با کج کردن سر، خود را آسیب پذیر نشان می دهد تا بتواند در دسترس تر باشد یا شاید می خواهد خود را مجذوب تر نشان دهد.

  

5) آیا ارتباط شما فقط به ظاهر شریک شما محدود شده است؟ 

روزی که شما برای اولین بار شریک عاطفی خود را ملاقات کردید به یاد دارید؟ برایتان جذاب بود یا نه؟ اگر کسی که به شما پیشنهاد می دهد فقط برای شما جذاب باشد این هوس و شهوتی زود گذر است.

شریک عاطفی تان وقتی تحت هر شرایط با شما باقی بماند، حتی اگر نسبت به هر کسی جذاب نباشید، این عشق است نه هوس زود گذر.


6) آیا شریک عاطفی شما از علائق شما خبر دارد؟ 

اگر شریک عاطفی شما رنگ مورد علاقه تان را می داند و یا ظرفی را که شما دوست دارید و به شما در مورد فعالیت هایش خبر می دهد و یا اینکه در مورد شما نگرانی دارد، تمامی این حرکات به عنوان عشق در نظر گرفته می شود.


هوس و شهوت شریک شما، او را در مورد خواسته ها و علائق شما بی اهمیت می کند.

آرایشی صورت
آرایشی چشم و ابرو
آرایش لب
آرایش مو
بهداشت و زیبایی ناخن
تجهیزات آرایشی
سشوار
اتو مو و حالت دهنده
بیگودی و فر کننده
معرفی سایت های جالب

7) شریک زندگی شما همه چیز را در مورد شما می داند یا نه؟ 

اگر فردی واقعا به شما علاقمند باشد حتما راجع به خانواده و دوستانش با شما صحبت خواهد کرد، به گونه ای که بدون دیدنشان می توانید راجع به آنها حدسی بزنید. حتی دوست دارد راجع به شما نیز با دوستان و خانواده اش صحبت کند.


ولی فردی که سعی می کند شما را از این موضوعات دور نگه دارد، فقط دنبال رابطه زودگذر و شهوتی است.


اگر چه عشق و شهوت هر دو با احساس مشابهی شروع می شوند، ولی به مرور که رابطه رشد می کند و شما شریک زندگی خود را بیشتر می شناسید می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا این رابطه عشق است یا هوس؟


8) هیچ‌ وقت با هم جایی نمی ‌روید 

تفاوت میان عشق و هوس در چیست؟ عشق یعنی شریک شدن هر چیزی با هم؛ که شامل رفتن به جاهای مختلف و دیدار آدم ‌ها هم می ‌شود. اگر به‌ نظر می ‌رسد کانون رابطه‌ شما اتاق ‌خواب است و نقطه‌ برجسته‌ تمام قرارهایتان همان جا است، پس قطعا پای چیز دیگری در میان است که شما به آن توجه ندارید.


منبع: برترین ها



لوازم اصلاح مو
مراقبت پوست
بهداشت دهان و دندان
ضد تعریق
شامپو و مراقبت مو
بهداشت و مراقبت بدن
اصلاح بدن بانوان
اصلاح موی گوش،بینی و ابرو
مسواک برقی
ابزار مراقبت پا
ماساژور
بهداشت کودک

8 نکته مهم برای برنامه‌ریزی یک ماه‌عسل رویایی

8 نکته مهم برای برنامه‌ریزی یک ماه‌عسل رویایی

مجموعه: نامزدی، عقد و بعد از ازدواج

8 نکته مهم برای برنامه‌ریزی یک ماه‌عسل رویایی

بعد از ماه ها برنامه ریزی عروسی و آماده سازی مراسم جشن، ماه عسل معمولا یکی از دقیق ترین و با برنامه ترین سفر هایی است که شما رفته اید و یا تا به حال خواهید رفت. از ساحل دریا تا ماجراجویی در جنگل، گزینه های نا محدودی پیش روی شماست. در ادامه فوت و فن‌هایی را برای کمک به شما که در پی برنامه ریزی سفر هستید پیشنهاد می‌کنیم.

ماه عسل
1. امیدواریم از ماه عسل خود لذت ببرید. آفتابی یا بارانی، پر زرق و برق یا بی آلایش، ماه عسل شما، سفری است که در خاطر خواهد ماند. اما باید بدانید که دو موضوع بسیار مهم برای سفر زمان و بودجه سفر است. قطعا شما نمی خواهید مدت زیادی در حال رانندگی یا در قطار باشید در حالی که کل ماه عسل شما در کمتر از چند روز تمام می شود. اما اگر فرصت بیش از یک هفته و بودجه خوبی دارید پیشنهاد می کنیم به مسافرت خارج از کشور نیز فکر کنید تا تجربه‌ای متفاوت و جالب به دست بیاورید.

2. دنبال یک آرامش و لذت حداکثری باشید. چه اشکالی دارد؟ ماه عسل که یک سفر معمولی نیست! سعی کنید هواپیما و قطار درجه یک انتخاب کنید و اگر اتاق می خواهید رزرو کنید آن را به یک سویت ارتقا دهید و دنبال هتل هایی بگردید که خدمات ویژه زوج های جوان ارائه می کنند.

3. حتما به گونه ای برنامه ریزی کنید که بین مراسم جشن ازدواج شما و برنامه ماه عسلتان حداقل یک روز فاصله باشد. با توجه به حجم کار های مراسم و خستگی پس از مراسم، پیشنهاد می کنیم یک روز را به ریکاوری و رفع خستگی و جمع و جور کردن وسایل اختصاص دهید. اینگونه مطمئن خواهید شد که هیچ چیز مهمی را جا نخواهید گذاشت.

4. لباس هایی را که در نظر دارید تا در ماه عسل بپوشید حتما مد نظر بگیرید تا در ماه عسل با لباس های کثیف یا چروک مواجه نشوید.

5. دیگر دوران مجردی تمام شد. برای اسکان و خیلی از موارد دیگه حتما باید مدارک مهم خود را به همراه داشته باشید تا اثبات شود شما قانونا همسر یکدیگرید.


عطر و ادوکلن
اسپری
گیفت ست
عطر جیبی
کادویی و هدیه

6. به جاهایی می روید که رسم و رسوم خاصی دارند؟ از تمام این سنت های ویژه لذت ببرید. از غذا ها و نوشیدنی های محلی، مراسم ها و جشن های آیینی و باستانی و رفتار هایی که آنجا «رسم» است... باور کنید حتی به ذهنتان هم خطور نمی کند چقدر ممکن است هیجان انگیز و جذاب باشد.


7. یک برنامه شلوغ را برنامه ریزی نکنید. در سفر شما بسیار خوشحال خواهید بود که برای استراحت و تمدد اعصاب زمان دارید.

8. دوربینتان را فراموش نکنید.
برگرفته از: عکس پرینت

عینک آفتابی زنانه
زیورآلات
شلوار و سرهمی
تیشرت و پلوشرت
لباس زیر
شال و روسری
مچ بند و ساعت هوشمند
پوشاک دخترانه
پوشش اسلامی
پوشاک ورزشی زنانه
کفش زنانه
کفش ورزشی زنانه
بلوز و شومیز
کمربند زنانه و مردانه
ساعت زنانه و مردانه
کیف زنانه، مردانه و بچگانه

پایانِ هم‌گناه؛ سریالی که شاهکار نبود، اما محبوب بود

پایانِ هم‌گناه؛ سریالی که شاهکار نبود، اما محبوب بود

روزنامه توسعه ایرانی - ایمان عبدلی: دنیای سریال‌باز‌ها دنیای پیچیده‌ای شده، یعنی مثل هر پدیده دیگری در ایران، این جا هم دوقطبی یا حتی چندقطبی‌گری در میان طرفداران تماشای سریال دیده می‌شود. درواقع نوعی میل به کَل‌کَل یا روکم‌کنی یا چیزی شبیه به این‌ها در میان ما وجود دارد که هر چیزی و هر پدید‌ه‌ای را وارد شکلی از کُری‌خوانی می‌کند و خب در دنیای کُری‌خواندن‌ها آن چه که اولویت دارد، تعصب است!

حرفت نباید برگردد و منطق در دورترین فاصله از من و تو قرار گرفته، متعصب‌ها برای اثبات حرف خودشان به هرچیز روا و ناروا دست می‌اندازند و همین حس و حال، حالا و این روز‌ها در میان سریال‌باز‌ها حاکم است. گروهی دیدن سریال ایرانی را یک امر وقت تلف‌کُن و مبتذل می‌دانند و با ارجاع به کیفیت سریال‌های تولید کمپانی‌هایی مثل اچ‌بی‌او و یا نتفلیکس، سریال ایرانی را تحقیر می‌کنند.

از طرفی گروهی دیگر احتمالا از سرِ تنبلیِ ذهنی، تمایلی به تماشا و تطبیق با سریال‌های روز دنیا را ندارند، اما به هر حال هیچ‌گاه همه واقعیت، یک طرف، قرار نگرفته، واقعیت، مفهومی توزیع شده و غیرقابل‌انحصار است. یعنی این که تماشای توامان سریال‌های باکیفیت خارجی و برخی سریال‌های قابل‌قبول داخلی، برسازنده‌ی ذهنیتی خواهد بود که هم از داستان و تخیل کردن سیراب می‌شود و هم با لذت بدون مرزبندی و جهت‌گیری مواجه می‌شود.

با چنین ذهنیتی همان‌طور که در همین یکی دوماه گذشته سریال‌هایی مثل «مردم معمولی» ساخته بی‌بی‌سی را دیدم، به تماشای «هم‌گناه» هم نشستم، به هر حال این مجموعه‌ای‌ست که در دوران عسرت و کاهلی سیمای میلی و از دریچه یک وی‌او‌دی، موفق شده طرفداران قابل شماری برای خودش دست و پا کند و تقریبا از همان میانه‌های پخش فصل اولش، تاکید روی این نکته که این سریالی متفاوت با جریان روز «نمایش خانگی» هاست، نقل محافل مجازی بود.

جریان روز نمایش خانگی‌ها یعنی همان سریال‌هایی مثل: «دل» و یا «مانکن» که با عرضه جهانی کارتونی از مناسبات آدم‌ها، نسخه‌ای ایرانیزه از سریال‌های «جِم» ارائه دادند و می‌دهند، به هر حال در این پلتفرم کم‌آبرو وارد شدن، کار دشواری‌ست، چون حداقل ذهنیت عده‌ای از مخاطبان حرفه‌ای‌تر با کلیت این جریان شفاف نیست و اصلا این منازعات مالی و مساله پولشویی هم که سرکنگبین ماجرا را بر صفرایش فزوده. در همین اوضاع مثلا سریالی، چون «آقازاده» ظهور پیدا می‌کند که به طریقی دیگر در کم‌آبرویی نمایش خانگی هم‌افزایی می‌کند، درخشش تک‌ستاره‌هایی مثل «شهرزاد» و یا «قهوه تلخ»، بیشتر تکیه بر نبوغ سازندگانش دارند و حاکی از ریل‌گذاری موفق نیست.

«هم‌گناه»، اما کیایی را به عنوان نویسنده و کارگردان بالای سر خودش دارد و آن سابقه ذهنی که از او داریم، او را آدمی فارغ از رانت‌بازی‌های مرسوم نشان می‌دهد، به هر حال او نه «بهرنگ توفیقی» ست و نه «منوچهر هادی»! اما این‌ها فرامتنِ ماجراست و اصل قضیه بضاعت سریال‌سازی در ایران است، پلات یا طرح هم‌گناه به مانند بسیاری از ساخته‌های این سال‌ها محدود و متاثر از محدودیت لوکیشن است، لوکیشنی که عموما حالا باید لاکچری هم باشد.

این هم به تبع میل کنجکاوانه بخش‌هایی از جامعه در رصد امر «لاکچری» به عنوان یک امر جذاب و در عین حال دور از دسترس است و هم به این دلیل است که خب فضای «لاکچری» جذابیت بصری دارد و کار فیلمبردار و کارگردان را در میزانسن و دکوپاژ راحت‌تر می‌کند، تو دائم کادر‌هایی می‌فروشی که فی‌النفسه جذابیت دارد و آن «آنِ» اولیه ایجاد می‌شود.

در «هم‌گناه»، اما داستان مربوط به خانواده صبوری‌ست و محور ماجرا‌ها درباره اصالت خانوادگی‌ست! مفهومی که البته راه را برای برداشت‌های استعاره‌ای و تحلیل‌های سیاسی باز می‌کند، اما اینجا ورود نمی‌کنم و دایره تفسیر را بسته‌تر و احتمالا منطقی‌تر نگه خواهم داشت.

داستان «هم‌گناه» با طرح یک جداافتادگی آغاز می‌شود، جدایی چندین ساله یک پدر و فرزند، فریبرز و پیمان، روند داستان در چند قسمت اولیه کمی کُند است و جز چند رفت و برگشت زمانی، حول محور کاراکتر فریبرز، اتفاق خاصی نمی‌افتد. ما در پنج قسمت ابتدایی فصل اول با معارفه‌ای کم‌جان از کاراکتر‌هایی مواجهیم که بعدتر می‌فهمیم همه عضو خانواده صبوری هستند و در یک خانه ویلایی در شمال شهر زندگی می‌کنند.

کنار هم قرارگیری کاراکتر‌ها و داستان‌هایشان از حیث امکانات فیلمنامه، شبیه به همان خانه‌های قمرخانمیِ فیلمفارسی‌هاست، این برچسب البته در اینجا معنای مستقل و فارغ دارد و قرار نیست، به مثابه انگ و یا یک صفت منفی عمل کند. این تمهید کنارهم قرارگیری البته تمهیدی مشترک در بسیاری از سریال‌ها هست و اصلا ساخته‌های نتفلیکس هم بعضا از هم‌نشینی محدود در یک لوکیشین به نفع تمرکز روی داستان‌پردازی استفاده می‌کنند، نمونه‌ی فراگیرش همان «مانی‌هایست» که از دزدی در یک بانک و از یک اتاق، جهانش را به بیرون بسط می‌دهد.

مشکل، اما در «هم‌گناه» از جایی شروع می‌شود که خیلی دیر و کُند از کل به جزء می‌رسد، از خانواده صبوری و دغدغه اصالت خانوادگی به زیرشاخه‌های داستانی‌اش که هر کدام واجد گره‌افکنی‌هایی‌ست که جذابیت را جلا می‌دهد و در خدمت مفهوم و مضمون قرار می‌گیرد. فاز اولیه سریال یا همان معارفه کاراکتر‌ها نه خوب نوشته شده و نه خوب کارگردانی، در واقع اگر درباره تک‌تک کاراکتر‌ها با طرح مساله مواجه می‌شدیم و بعد به فاز کشف و شهود درباره هر کدام از آن‌ها می‌رسیدیم، سریال همگن‌تر و منسجم‌تر نشان می‌داد.

همان اتفاقی که درباره دو کاراکتر پیمان و فریبرز افتاده، در ابتدا با مساله آن‌ها مواجه می‌شویم و بعد رفته رفته لایه‌هایی از کاراکتر آن‌ها برداشته می‌شود، البته این روند درباره فرهاد هم اتفاق افتاده، اما روش کارگردان برای دیگر کاراکتر‌ها این‌گونه نیست. برای همین هم اجرا در «هم‌گناه» اجرای یکدستی نیست.

این اجرای بعضا شلخته، و این داستان‌گوییِ نه چندان منسجم، آثار منفی‌اش را در سطوح و فاز‌های دیگری نشان می‌دهد، گاهی یک کاراکتر درست مهندسی شده، به شخصیت می‌رسد، مثل: «آرمان» که البته در ابتدا تیپ نشان می‌دهد و، اما از صدقه سرِ شناخت درست کیاییِ کارگردان از این جنس آدم‌ها پیشتر مثلا در «بارکد» هم شناخت دقیقش از این سنخ کاراکتر‌ها را نشان داده بود) آرمان به بلوغ خوبی می‌رسد و بعضا سریال را روی کاکل خودش می‌چرخاند. این رویه، اما واحد نیست و از بد حادثه، همان فریبرز و پیمانی که در جای درستی از قصه قرار گرفته‌اند، دو بازی بسیار ضعیف ارائه می‌دهند که البته بخشی از گناه بر گردن کارگردان هم هست.

آقای پلیس داستان که همان پرویز پرستویی باشد، هر بار که دیالوگی می‌گوید انگار که در میانه فیلمی از حاتمی‌کیا قرار دارد، او دائما دیالوگ‌هایی می‌گوید که شاعرانه و حکیمانه است و البته در حالتی ادا می‌شود که یک چشم نازک شده و چشم دیگر هوشیار است! مهدی پاکدل هم قربانی بازی ضعیف خودش و کارگردانی آسان‌گیر شده، او در بسیاری از لحظات در حد یک مدل مو جوگندمی «مکش مرگ ما» نقش ایفا می‌کند، از حیث میمیک ما را به لحظات تافت‌زده‌ی استاد گلزار می‌بَرَد.

عدم تعادل و عدم بالانس آفتِ «هم‌گناه» است، این سریال جایی، چیزی برای تراز کردن آدم‌ها و وقایع، کم گذاشته و دائما این نقصان به چشم می‌آید. گاهی یک کاراکتر معطل و درمانده مثل لیلا در سریال وجود دارد و گاهی یک شخصیت پخته و بالغ مثل زیبا، باورش دشوار است که کاراکتر لیلا و زیبا هر دو از یک مجموعه بیرون آمده باشند. همین تفاوت درباره پرداخت خانواده رحمان و قیاس آن مثلا با پرداخت جمع سه‌نفره «آرمان، سامان و سیما» وجود دارد. اولی پر از کلیشه و ساده‌اندیشی و فرض‌های غلط و دِمُده، کجای یک دختر پایین‌شهریِ مستمند، در این روزگار یکسان‌سازیِ ذهنیِ پسا اینترنت، اینگونه است که در سریال کیایی، تصویر شده؟

این شکل تصویرکردن خانواده‌ای از جنوب شهر بیشتر متناسب با حال و هوای سینمای ۵۰ سال پیش است. از آن طرف تصویر خانه‌ی سامان با آن آکسسوار درهم و رنگ‌های پر از تنالیته، دقیق و درست و باورپذیر است. سیمای یک ترنس و دو جوان خوشگذران که در ادبیات و طراحی، با حوصله و وسواس خلق شدند، کلمات آن‌ها و واکنش‌هایشان به ماجرا‌های مختلف حاکی از شناخت دقیق دارد و البته اجرا در این بخش دست مریزاد دارد.

شیب کُند قسمت‌های ابتدایی ناگهان از اواخر فصل اول، تند می‌شود و حوادث و آدم‌ها در سیری تو در تو قرار می‌گیرند، گره‌افکنی و گره‌گشایی‌ها شدت می‌گیرد، همزمان فیلمساز به گوشه‌های مختلف پیرامونش نقبی می‌زند و آن وحدت فرضی مضمونی که حول اصالت از دست رفته خانوادگی شکل می‌گرفت، شیرازه‌اش از دست می‌رود و از حیث ژانر هم گاه سریال به یک تریلر معمایی نزدیک می‌شود، در داستان‌های مربوط به پرویز، گاه، درامی اجتماعی می‌شود در داستان‌های مربوط به نسرین و رحم اجاره‌ای، گاه ملودرام می‌شود در داستان‌های مربوط به زیبا و یا سارا. سریال، کشش ایجاد می‌کند، اما همزمان دچار تشدد و تشویش است.

تجهیزات ذخیره‌سازی اطلاعات
دوربین فیلم برداری
دوربین عکاسی

تشدد از این لحاظ که تمام فرزندان خانواده صبوری معضل دارند و محض اندکی واقع نمایی، حتی یک مورد زندگی نرمال وجود ندارد! همه زندگی‌های سریال به شکلی چیدمان شده و تصنعی، درگیرودار تنش و دروغ است. فرهاد، آرمان، سارا، پیمان، سیما و حتی امین، هیچ کدام شکلی از نرمال‌بودگی را ندارند و از تشدد به تشویش می‌رسانند.

در واقع فیلمنامه به جای تمرکز بر این ایده مرکزی و گسترش آن در خرده روایت‌های مرتبط، پرسه می‌زند و شبیه چند کلونی بهم پیچ خورده رفتار می‌کند. برای جمع کردنِ چنین ملغمه‌ای ناگزیر باید باور کنیم که پدر و مادر فِیک و تحصیل‌کرده نیکی، حاضر شده‌اند یک سال نقش بازی کنند! باور کنیم که خانواده صبوری همین‌طور الابختکی عروس می‌گیرند و باور کنیم که اگر کسی موهایش جوگندمی بود به کافی‌شاپ که رفت، دبل‌اسپرسو خواهد خورد.

از این حفره‌ها باز هم هست و، اما قرار نیست از یاد ببریم که مثلا عشقِ زیبا و آرمان، درآمده و صدای قربانی روی کار نشسته، رویا تیموریان و مسعود رایگان شسته رفته نقش‌هایشان را درآورده‌اند، جذابیت سکانس‌های پلیسی را هم از یاد نبریم، و البته پدرام شریفی که باید منتظر باشیم بیشتر از این‌ها هم بدرخشد و در مجموع و با تلاش بر حصول نگاهی واقع‌بینانه، می‌توان «هم‌گناه» را یک سریال متوسط ایرانی دانست که با فلاش‌بک و کلیپ وقت مخاطبش را تلف نمی‌کند؛ اما هنوز تا کاری مثل «شهرزاد» با آن حد از تمرکز و منطق روایی فاصله دارد. چیزی متوسط که می‌توانست خیلی بهتر باشد و به معمولی بودن، بسنده کرده است.


لوازم جانبی لپ تاپ
لپ تاپ و الترابوک
تلفن
ساعت و مچ بند هوشمند
تبلت
پرینتر
پرینتر سه بعدی
لوازم جانبی پرینتر
کتاب‌خوان و کاغذ دیجیتالی
رهیاب ماهواره‌ای
میکروسکوپ و ذره بین
تلسکوپ
موبایل
صوتی و تصویری
کابل و تبدیل

شبنم مقدمی به «آهوی من مارال» پیوست

شبنم مقدمی به «آهوی من مارال» پیوست

ه گزارش حوزه سینما  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، انتخاب بازیگران سریال نمایش خانگی «آهوی من مارال» ادامه دارد و شبنم مقدمی به عنوان تازه‌ترین بازیگر به این سریال نمایش خانگی پیوست.


پیش از این حسن معجونی برای ایفای نقش ناصرالدین شاه قاجار و الهام کردا در نقش انیس الدوله با این پروژه، قرارداد بسته اند.

در خلاصه قصه این سریال آمده است: ناصرالدین شاه، دست به ماشه برده تا آهویی صید کند که آهو چشمی، چون باد از راه رسیده و چون برق می‌گذرد و به دنبالش حال سلطان، صاحبقران می‌شود و...

سریال «آهوی من مارال» به کارگردانی مهرداد غفارزاده، تهیه کنندگی مشترک سعید خندق آبادی و بهروز خوش رزم است.



ساعت عقربه ای مردانه
عینک زنانه و مردانه
ساعت زنانه و مردانه
کمربند زنانه و مردانه
زیور آلات
کیف زنانه، مردانه و بچگانه

تهیه‌کننده «بیگانه» درگذشت

تهیه‌کننده «بیگانه» درگذشت

به گزارش خبرنگار حوزه سینما  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از هالیوود ریپورتر، دیوید گیلر تهیه‌کننده و نویسنده هالیوود که برای مجموعه فیلم‌های سینمایی «بیگانه» شناخته می‌شود، در ۷۷ سالگی درگذشت.

گیلر که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی از چهره‌های برجسته هالیوود بود، بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در بانکوک جان خود را از دست داد.

والتر هیل فیلمساز و دوست قدیمی گیلر در بیانیه‌ای نوشت:

اگر دیوید را می‌شناختید می‌دانید که او خاص بود. توصیف جادوی شخصیت او دشوار است؛ گیلر بامزه، عصبانی و البته بسیار آگاه بود و اطلاعات زیادی هم داشت. این شانس من بود که با او بنویسم و فیلم تولید کنم و از همه مهم‌تر، نزدیک به ۵۰ سال دوست نزدیک او باشم.

گیلر در ۱۹ سالگی به یک نویسنده تلویزیونی تبدیل شد و در ۲۵ سالگی نویسندگی فیلم «Myra Breckinridge» را بر عهده گرفت.

او نویسندگی فیلم‌های «شوخی با دیک و جین»، «عملیات مرداب» و «گودال پول» را نیز انجام داده است؛ اما فعالیت اصلی او در مجموعه فیلم بیگانه بود که حرفه او را بهبود بخشید. او نویسندگی دو فیلم «بیگانگان» در سال ۱۹۸۶ و «بیگانگان ۳» در سال ۱۹۹۲ را بر عهده داشت و علاوه بر آن تهیه کنندگی فیلم اصلی «بیگانه» در سال ۱۹۷۹ و هفت فیلم دیگر را نیز انجام داد.

انتهای پیام/



جارو شارژی
جاروبرقی
ماشین ظرفشویی
ماشین لباسشویی
یخچال و فریزر
گیرنده دیجیتال DVB-T
سینمای خانگی و ساندبار
تلویزیون
تجهیزات آبزیان
ابزارآلات
الکتریک و الکترونیک
دستگاه بخار
باغبانی
لوازم آشپزخانه